حتي اگر اين روزها شعار «فرزند بيشتر، زندگي شادتر» به عنوان جايگزيني براي «فرزند كمتر، زندگي بهتر» مطرح شود شايد به همين سادگيها نتوان فرهنگي را كه با چنين شعاري در ذهن مردم كشورمان نقش بسته است از باورشان پاك كرد اما واقعيتهاي آماري و بازخواني وقايعي كه منجر به شكلگيري چنين شعاري شد به ما گوشزد ميكند كه عدم تغيير سياستهاي جمعيتي بحرانزاست.
«تحديد نسل و سونامي پيري جمعيت» حقيقت مبتلابه جامعه است كه اگر كمي به عقب بازگرديم و به تاريخ و دلايل شكلگيري سازمان جهاني بهداشت كمي دقيقتر نگاه كنيم، در مييابيم تاريخچه شكلگيري اين سازمان به سال 1368 باز ميگردد؛سالي كه نرخ رشد جمعيت كشورمان به 9/3 درصد رسيده بود و به گفته مريم خندان، نماينده بسيج جامعه زنان و عضو پژوهشكده بسيج و كارشناس ارشد در حوزه معضلات جمعيتي، همين افزايش جمعيت جوان در جامعه نگرانيهايي را بهوجود آورد و زمينهاي شد براي طراحي قانون «تنظيم خانواده و جمعيت» و تصويب آن در سال 1372.
تصميمات جمعيتي متفاوت در ايران و جهان
سالهايي كه جمعيت كشورمان با نرخ رشدي فزاينده روبهرو بود، غرب نيز مطالعات و برنامههايي را در ارتباط با جمعيت كشورهاي مسلمان و خاورميانه كليد ميزد، در حالي كه حضرت امام از جمعيت 200ميليوني و لزوم افزايش جمعيت جوان صحبت ميكردند. در تحليل آمار جمعيت كشورهاي مختلف از سوي رابرت واكر بر اساس اطلاعات مجله «سياست خارجي امريكا» و مؤسسه «صندوق صلح» ميبينيم وي به جمعيت 810ميليوني 20 كشور كه عمدتاً در آفريقا و خاورميانه متمركز هستند، اشاره كرده و ميافزايد: طبق آمار سازمان ملل پيشبيني ميشود ظرف مدت 37 سال اين ميزان دو برابر شود بنابراين اگر رشد جمعيت در اين كشورها مهار نشود، اين ميزان در 2050 به يك ميليارد و 7 ميليون نفر خواهد رسيد و اين بدان معناست كه سهم جمعيتي اين كشورها از 11 درصد فعلي به 18 درصد در 2050 خواهد رسيد.
از سوي ديگر غرب به اين نتيجه رسيده است كه با پيشرفت علم و تكنولوژي نقش عواملي چون زمين و سرمايه كمرنگ شده و زير سايه نيروي انساني قرار ميگيرد. بنابراين پس از بررسيهاي مختلف در قالب پروژههاي متعددي كه در امريكا و كشورهاي اروپايي روي رشد جمعيت در كشورهاي مسلمان و در حال توسعه و تأثير آن در معادلات سياسي و اقتصادي جهان و جابهجايي احتمالي قدرت صورت گرفت، تخمين زده شد كه جمعيت اين كشورها تا سال 1999 به 5 ميليارد نفر افزايش پيدا ميكند. اين مسئله ميزان مهاجرت از كشورهاي مسلمان به غرب و گسترش اسلام را هم افزايش ميدهد. بنابراين روز 11 جولاي 1989 از سوي دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد روز جهاني جمعيت و سياستهاي تنظيم خانواده تعيين شد. اگر اين تاريخ را از ميلادي به شمسي بازگردانيد ميشود 20 تير ماه سال 1368؛روزهايي كه جمعيت كشورمان رشد 9/3 درصدي داشت.
در همين تيرماه سال 68 رهبر انقلاب در مراسم بيعت اقشار مختلف مردم درباره جمعيت كشورمان فرمودند «كشور ما يكى از نادرترين كشورها در زمينههاى عمران و آبادانى است. ما اگر دو برابر امروز هم جمعيت داشته باشيم، باز هم مىتوانيم بدون كمترين نيازى به كشورهاى ديگر، خود را به بهترين وجه اداره كنيم. اين ظرفيت خوب، هم در خاك با بركت ما و هم در استعدادهاى انسانى ممتاز كشور و هم در دستورات و روش و قانون اساسى و هم در مسئولان ما وجود دارد.»
تشويق به انجام حرام در كشور
قانون مصوب سال 72 منجر به شكلگيري انواع و اقسام راهكارها براي كاهش جمعيت شد از جمله وازكتومي رايگان و ترويج توبكتومي در مراكز درماني مختلف. در حالي كه بنا به تأكيد خندان عدم فرزندآوري در فقه ما شرايطي دارد مبني بر اينكه سقط جنين و عملي كه مستلزم نگاه حرام و لمس حرام جزو اين شرايط است اما عقيمسازي زن و مرد مطابق فتواي مراجع و آيات عظام حرام است و اين حرام را در برههاي از زمان به طور رايگان انجام ميدادند و همچنان نيز انجام اين عمل ادامه دارد. بنا به تصريح اين پژوهشگر مسائل جمعيتي توبكتومي و وازكتومي در حقيقت نوعي نقص عضو است و در روستاهاي استانهايي مانند خراسان جنوبي اين موضوع مطرح شده بود كه هر خانمي كه ميخواهد فرزند دوم خود را به دنيا بياورد در ابتدا بدون آنكه به خود فرد اطلاع بدهيد، عمل توبكتومي را برايش انجام دهيد و آمار آن هم به صورت دقيق وجود دارد. به گفته خندان همين مسئله منجر به آن شد كه يكي از دولتمردان دولت هشتم از سازمان ملل به دليل اجراي سياست كاهش جمعيت جايزه بگيرد.
كور و كچل يا خليفهالله؟!
بنا به تأكيد خندان در سال 1372 نرخ فرزندآوري به چهار فرزند ميرسد و در سال 73 به رشد جمعيت 5/2 رسيديم بيآنكه از اين به بعد تغييرات رشد جمعيتي كشور لحاظ شود. سرانجام در سال 91 نرخ رشد به 6/1 رسيد، اين در حالي است كه نرخ حد جايگزيني جمعيت 1/2 است. با وجود اين هنوز هم نگاه برخي مسئولان به افزايش جمعيت اين است كه «آيا شما ميخواهيد تعداد ديگري كور و كچل و لنگ به جمعيت اضافه كنيد؟»
بنا به تأكيد نماينده بسيج جامعه زنان اين نگاه دولت هشتم به افزايش جمعيت است در حالي كه فرزند خليفهالله است و زن و مرد امانتالله ميشوند كه با فرزند آوري يك خليفهالله را پرورش دهند. بنا به توضيح اين كارشناس ارشد جمعيت، نرخ جايگزيني جمعيت نيز به اين ترتيب است كه هر زن بايد حتماً يك فرزند دختر داشته باشد كه بتواند نقش مادري و فرزندآوري را در آينده داشته باشد.
با وجود اين گره زدن جمعيت به مسائل اقتصادي و تبليغات منفي هنوز هم مانعي بر سر راه افزايش جمعيت است. در تبليغات رسانه ملي، فيلمها و سريالها هنوز هم اغلب يك يا دو فرزند دارند و تا عزمي ملي براي تغيير ذائقه مردم صورت نگيرد، شايد به اين سادگيها «فرزند بيشتر، زندگي شادتر» جايگزين «فرزند كمتر، زندگي بهتر نشود.»