کد خبر: 625132
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۰
نقش آژانس اطلاعات مركزي امريكا چطور دگرگون شد؟
افشاگري‌هاي اسنودن توجه جهاني را به پنهاني‌ترين لايه‌هاي جاسوسي امريكا در سرتاسر جهان معطوف كرد
نعيم رحماني
افشاگري‌هاي اسنودن توجه جهاني را به پنهاني‌ترين لايه‌هاي جاسوسي امريكا در سرتاسر جهان معطوف كرد و ناگهان معلوم شد كه دستگاه اطلاعاتي ايالات متحده فقط كشورهايي را هدف نمي‌گيرد كه به عنوان كشورهاي دشمن يا معارض و رقيب منافع امريكا، در برابر اين كشور قرار گرفته‌اند. بر عكس اين تصور، افشاگري‌هاي اسنودن جاسوسي امريكا از كشورهاي دوست و متحد و حتي از رهبران نزديك به امريكا را نيز برملا كرده است. تاثير افشاي اين نحو جاسوسي امريكا بسيار زياد بوده و موجب شده تا بر فضاي خبري- تحليلي غرب سايه سنگيني بيندازد زيرا نمي‌توان به راحتي از جاسوسي تلفن همراه آنگلا مركل يا ديگر رهبران و شخصيت‌هاي اروپايي گذشت. دليل حجم وسيع توجه جهاني به آژانس امنيت ملي امريكا مشهور به NSA تنها نحوه يا دامنه جاسوسي آن نبود، بلكه عامل ديگر در ناشناخته بودن آن بود. اين آژانس با وجود اينكه اوايل جنگ سرد و در سال 1952 تأسيس شد اما كمتر گزارش و تحقيق جامعي در مورد فعاليت‌هاي آن انجام شده بود و درست برعكس اين آژانس، بازوي اطلاعاتي ديگر امريكا به نام آژانس اطلاعات مركزي يا همان سيا بود كه از سال‌ها قبل شناخته شده بود. افشاگري‌هاي اسنودن ناگهان پنجره‌اي به روي جهانيان باز كرد و باعث شد تا توجه آنها به روي NSA متمركز شود. اين تمركز حداقل مدتي توجه را از سيا كمتر كرده و حتي حمله هواپيماهاي بي‌سرنشين امريكايي به ميران‌شاه پاكستان و قتل حكيم‌الله محسود، رهبر طالبان پاكستان، مثل گذشته ديگر چندان مورد توجه و بررسي قرار نگرفت. اين حمله بار ديگر ثابت كرد كه در تمركز بر جاسوسي NSA نبايد سيا را فراموش كرد به خصوص اينكه اين سازمان اطلاعاتي امريكا ديگر آن سازمان قبل از 11 سپتامبر 2001 نيست.
 
  كسب و كار كشتن
مارك مازتي گزارشگر روزنامه امريكايي نيويورك تايمز است كه موفق به دريافت جايزه پوليتزر نيز شده و در كتاب «كسب و كار كشتن؛ جنگ پنهان سيا» سعي كرده تا پرده از جنگي بردارد كه سيا در بيش از يك دهه به عهده گرفته، جنگي كه بخش‌هاي مختلفي از نيروهاي اطلاعاتي، يگان‌هاي نظامي و شركت‌هاي خصوصي در آن شركت دارند و اين بخش‌ها در مجموعه سيا به گرد هم آمده‌اند تا جنگي را پيش ببرند كه به گفته مازتي، فرماندهان بدون يگان‌هاي نظامي مي‌جنگند. آنها در فرماندهي سيا واقع در لانگلي ويريجينيا كار مي‌كنند و واحدهايشان در مقابل صفحه نمايش كامپيوتر بسيار دورتر و در نوادا يا نيومكزيكو هستند و در پايان، سلاح آنها هواپيماهاي بي‌سرنشين است. اين تصوير ساده و ابتدايي از جنگ پنهان سيا است كه به روشني ابعاد آن را معلوم نمي‌كند. قصد اصلي مازتي در اين كتاب گذر از اين تصوير ساده و نشان دادن زواياي پيدا و پنهان آن است تا به جهانيان نشان دهد كه سيا در پس پرواز خاموش هواپيماهاي بي‌سرنشين خود چگونه كسب و كارش كشتن شده و چه مسيري تا رسيدن به اين كسب و كار را پيموده است.

   برهم خوردن مرزها و تعاريف
تا قبل از 11 سپتامبر، تعريف و حوزه مأموريت‌هاي سيا به صورتي بود كه مرز مشخصي براي جدا كردن آن از حوزه مأموريت‌هاي نظامي وجود داشت. اين مرز باعث مي‌شد تا سيا در جايي كه نياز به عمليات نظامي است مجبور به همكاري نزديك با پنتاگون و واحدهاي ارتش باشد اما از 11 سپتامبر به بعد شرايط تغيير كرد. مازتي به اوضاع بعد از حمله به برج‌هاي دو قلو و ساختمان پنتاگون اشاره مي‌كند. جورج بوش، رئيس‌جمهور وقت امريكا، ‌در آن زمان فرصت مناسبي به دست آورد تا قانون ضدتروريستي را به تصويب كنگره برساند، قانوني كه مرزهاي مشخص پيشين را به هم مي‌زد. مرز بين ارتش و سرويس مخفي با تصويب اين قانون برداشته شد و از درون آن، شرايط كاملاً جديدي براي مأموريت‌هاي اين دو نيرو به وجود ‌آمد. مازتي متوجه شده كه 60 درصد از كاركنان فعلي سيا بعد از 11 سپتامبر استخدام شده‌اند و «اكثر آنها تنها يك وظيفه ساده دارند: شكار و كشتن مردم». اين تركيب سازماني با شرايط سيا در سال‌هاي قبل از 11 سپتامبر تفاوت اساسي دارد چراكه بخش‌هاي مهم سيا مثل خدمات ملي مخفي
 (National Clandestine Service) يا مركز ضدتروريسم (Counterterrorism Center) به طور مستقيم درگير عمليات نظامي نمي‌شدند هر چند كه نقش قابل توجهي در مديريت نظامي امريكا در سراسر جهان داشتند. عمليات نظامي به طور مشخص جزو مأموريت نيروهاي نظامي امريكا بود اما از 11 سپتامبر تعريف جنگ به طور كلي تغيير كرد. حمله نظامي امريكا به افغانستان در 7 اكتبر كار ارتش امريكا بود اما از 2004 به بعد وظايف تغيير كرد و سيا رفته رفته جاي ارتش را در عمليات نظامي به عهده گرفت. اين تغيير وظيفه با تغيير رئيس‌جمهور امريكا و آمدن اوباما ادامه و حتي به صورت گسترده‌اي تقويت شد تا آنجا كه در سال‌هاي اخير عمده مأموريت‌هاي نظامي امريكا در افغانستان، پاكستان، يمن و سومالي توسط سيا انجام شده است.

    اختيار تام در كشتن
تحقيق مازتي نشان مي‌دهد كه سيا علاوه بر تغيير وظايف و استخدام نيروهاي زيادي براي انجام وظايف نظامي، حوزه اختياراتش نيز به نحو قابل توجهي افزايش يافته تا آن حد مي‌تواند خود تصميم‌گيرنده اصلي باشد. تحقيق او به صورت مشخص مربوط مي‌شود به عمليات سيا در دو كشور افغانستان و پاكستان و حملات هواپيماهاي بي‌سرنشين آن در مناطق قبايلي شمال پاكستان. مازتي در اين مورد مي‌گويد: «براي نمونه در پاكستان، سيا در واقع امر اختيار دارد اشخاص و گروه‌ها را مورد هدف قرار بدهد بدون آنكه درخواست اجازه از واشنگتن كند. در مورد كشورهايي مثل يمن، رئيس‌جمهور اوباما تأكيد كرده كه كاخ سفيد كنترل بيشتري بر فهرست مرگ دارد.» اين نحو استقلال عمل سيا در حملات هواپيماهاي بي‌سرنشين خود تصويري از سيا نشان مي‌دهد كه اين سازمان مبدل به ماشين‌كشتار خودراي شده است. تعيين هدف در اين ماشين خودكار كشتار نكته قابل توجه ديگر است. تعيين هدف بر اساس يك الگوي مشترك انجام مي‌شود كه مازتي در تحقيقات خود متوجه شده اين الگو بر صرف مبناي حدس و گمان طراحي شده است. «تأييد حمله بر اساس الگوي فعاليت‌هاست. به عبارت ديگر، آنها به زمين نگاه مي‌كنند، آنها به صورت دقيق نمي‌دانند كه اين مردم چه كساني هستند بلكه فقط نسبت به فعاليت‌هاي مشكوكي ظنين شده‌اند.» سيا با همين مقدار شك و ترديد به خود اجازه مي‌دهد تا فرمان شليك را به هواپيماهاي بي‌سرنشين بدهد اما نتيجه آن چه مي‌شود؟ يك نتيجه آشكار اين نوع حمله در كشته شدن شهروندان و بي‌گناهاني است كه فقط دچار شك و ترديد اپراتورهاي سيا در آن سوي دنيا شده‌‌اند. يك مورد از اين حملات در مارس 2011 اتفاق افتاد كه بيش از 40 شهروند غيرنظامي پاكستاني با حمله هواپيماهاي بي‌سرنشين سيا به خاك و خون كشيده شدند. مأموران سيا تصور مي‌كردند كه تجمعي از نيروهاي طالبان را مورد هدف قرار داده‌اند اما واقع امر مراسم سنتي و محلي در وزيرستان شمالي بود كه فقط غيرنظاميان در آن شركت داشتند. آمارها نشان مي‌دهد كه در كنار نيروهاي طالبان، تعداد قابل توجهي از غيرنظاميان به طور معمول قرباني حملات هواپيماهاي بي‌سرنشين سيا بوده‌اند. مازتي به گفته‌اي از اوباما اشاره كرده كه گفته بود مادام كه نيروهاي امريكايي در افغانستان هستند اين دست حملات نيز ادامه خواهد داشت كه در نتيجه، هواپيماها يا همان ماشين‌هاي كشتار سيا تا سال آينده ميلادي بر فراز پاكستان پرواز خواهند كرد. امريكا تاكنون مسئوليت كشتار غيرنظاميان را به عهده نگرفته و البته هيچ نهادي نيز قادر نيست امريكا را مجبور به پذيرش مسئوليتي در اين امر كند. از اين رو، سيا با خيالي راحت و به طور مستقل به كار خود در كشتن ادامه مي‌دهد و در اين كار ديگر حتي نيازي به اجازه رئيس‌جمهور امريكا نيز ندارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار