اصل كلام را حضرت آقا فرمودند: «چوگان مال ما بود، ما رها كرديم، آنها گرفتند!» آن قدر دست روي دست گذاشتند تا همه چيز از دست رفت اما هنوز هم نميخواهند اشتباه خود را بپذيرند و دست به توجيه ميزنند. در حاليكه همه آن كاري كه آقايان براي مثلاً حفظ چوگان كردند اين بود كه پيشنهاد ثبت مشترك با دو كشور ديگر را بدهند. هر چند كه اين پيشنهاد هم به دليل زماني بود كه به لطف آقايان سوخت رفته بود. دو سال قبل آذربايجان براي ثبت چوگان به نام خودش اقدام كرده بود. از هشت ماه قبل هم اين درخواست روي خروجي سايت يونسكو قرار داشت. اما معلوم نيست برخي مسئولان حواسشان كجا و به چه چيزي بوده كه آنقدر دير متوجه ميشوند فقط ميتوانند پيشنهاد ثبت مشترك را بدهند. هر چند كه وقتي هم كه چوگان به نام آذربايجان ثبت شد خبر آمد كه در سكوت نمايندگان ايران اين ثبت انجام شده و شايد حالا بايد براي نمايندگانمان مدالي در نظر بگيريم كه در پي موفقيت آذربايجان، براي آنها كف نزده و سكوت كردهاند. چوگان به نام آذربايجان ثبت شد. اين هم در كنار تمام آن چيزهايي قرار گرفت كه براي ما بود و به قول آقا رهايشان كرديم تا ديگران از ما بگيرند. با اين وجود هنوز هم مسئولاني كه متهم رديف اول از دست رفتن چوگان ايراني هستند حاضر به عذرخواهي نيستند و دست به توجيهات بيمنطق و عوام فريبي ميزنند كه چوگان با اسب قره باغي به نام آذربايجان ثبت شده و اين يك ثبت جغرافيايي است. با اين توجيه كه البته در هيچ منطقي نميگنجد، پس از فردا ميتوانيم شاهد ثبت چوگان با اسبهاي مختلف باشيم. مثلاً ثبت چوگان با اسب عرب، ثبت چوگان با اسب تركمن و شايد حتي امريكاييها و كشورهاي اروپايي هم بخواهند اين ورزش ايراني را به نام اسبها يا مناطق خود به ثبت برسانند. پس با اين حساب چيزي را از دست نداده ايم و ميتوانيم اميدوار باشيم روزي ما هم ميتوانيم چوگان را به نام اسب هايمان ثبت كنيم. البته اگر حواسمان باشد و باز هم زمان را از دست ندهيم و زماني به خودمان نياييم كه ديگر حتي اسبي هم به نام خود نداريم كه بخواهيم با توسل به آن چوگان را به نام خود ثبت كنيم. چوگان ايراني را به نام آذربايجان زدند. اين همه اتفاق دردناكي است كه رخ داده. اتفاقي كه نتيجه همان اهمالي است كه در اين زمينه انجام دادهايم. بقيه داستان ديگر عوامفريبي است و توجيه. توجيهاتي كه البته در هيچ منطقي هم نميگنجد؛ توجيهاتي كه متهمان اين پرونده براي تبرئه كردن خود ارائه ميدهند. در حالي كه اگر هشت ماه پيش كه درخواست آذربايجان روي سايت يونسكو رفت، يا دو سال قبل كه اين كشور براي ثبت يك ورزش اصيل ايراني اقدام كرد مسئولان ميراث فرهنگي اقدامات لازم را انجام داده بودند و دست روي دست نميگذاشتند، حالا مجبور نبودند توجيهاتي را ارائه دهند كه تصور كنيم شعورمان را به هيچ انگاشتهاند. البته اين اولين باري نيست كه به دليل اهمال كاري مسئولان ميراث فرهنگي، چنين اتفاقي را شاهد هستيم و حتماً آخرين بار هم نخواهد بود. اما نكته مهم اين است كه چوگان از جمله ورزشها و داشته هايي بود كه رهبر معظم انقلاب هم تأكيد ويژهاي روي آن داشت. اما حتي اين مسئله هم باعث نشد مسئولان ميراث فرهنگي وظيفه خود در اين زمينه را به نحو احسن انجام دهند و بازهم يك زخم ديگر خورديم از اين اهمال كاري. اهمال كاري كه اين بار به قيمت از دست رفتن چوگان ايراني تمام شد كه البته توجيهات جالب توجهي در پي اين از دست رفتن ميشنويم، توجيهاتي كه البته فقط دستپيشي است كه آقايان گرفتهاند تا پس نيفتند.