سرانجام «تدبير» تجديدنظرطلبان در نفوذ به كلام حسن روحاني – رئيس و مبلغ دولت تدبير و اميد- براي دميدن «اميد» به سرنوشت رئيسجمهور سابق، كارگر افتاد و سياههاي كه روحاني در گزارش صد روزه از دو دولت قبل از خود – ونه بيشتر!- ارائه كرد، احمدينژاد را به ميدان آورد. حالا رئيسجمهور سابق دوباره ميخواهد مناظره كند و خود را از تنگناي 100 روز زندگي بدون تريبون و فراموشي ايدههاي ويژهاش نجات دهد. البته جز اين انتظار نميرفت كه تجديدنظرطلبان نه احمدي نژاد را رها كنند و نه روحاني را؛ در مثل يكي را دام و ديگري را طعمه آن قرار دهند و در كمين شكار بنشينند. توصيه تجديدنظرطلبان به حلقه اطرافيان روحاني اين است كه «اجازه ندهند احمدي نژاد ساكت باشد». آنها معتقدند سكوت، آدمهاي سياسي را از تخريبها و تهمتها دور نگه ميدارد و شرايط آنها را براي بازگشت دوباره به قدرت آماده ميكند.
از طرفي باقي مانده حلقه اطراف رئيسجمهور سابق نيز معتقدند كه « دو جريان در جامعه ما ميتوانند با بدنه اجتماعي رابطه برقرار كنند، يكي اصلاحطلبان و ديگري احمدينژاد.» (مصاحبه يكي از وابستگان رئيسجمهور سابق با روزنامه شرق 10 آذر 92). تركيب اين دو نظر يعني ورود احمدينژاد به صحنه اخبار و گفتوگوها و لابد مناظرات تا تنور تنشها فعلاً داغ بماند.
اولين پاس گل را «تركان» مشاور رئيسجمهور به تجديدنظرطلبان داد كه پس از انتشار نامه احمدينژاد براي دعوت روحاني به مناظره گفت: « از مناظره استقبال ميكنيم اما شرط مناظره آن است كه رئيس دولت دهم راستگويي را رعايت كند. » (خبرگزاري مهر 12 آذر 92.)
تجديدنظرطلبان حالا حالاها به دروغگو خواندن احمدينژاد نياز دارند و نردباني را كه با اين تخته پارهها ميسازند، براي رفتن روي پشت بام آرزوهاي خود به اين راحتي كنار نميگذارند. آنها خوب ميدانند كه احمدينژاد با ويژگيهايي همچون اقتدارگرايي، دور كردن دوستان مخلص از خود و زاويه گرفتن با نيروهاي اصيل انقلاب، يك نيروي سياسي بالقوه براي بازيهاي سياسي آنان است و نيز تلاش ميكنند با پنهان كردن انتقادات صريح و مؤكد نيروهاي ارزشي از رفتارهاي خاص رئيسجمهور سابق در سالهاي پاياني حضور او در قدرت، او را به بدنه نيروهاي انقلاب گره بزنند تا بهزعم خود با تحقير او، هم انقلاب و هم جناحهاي سياسي مخالف خود را تا زمان انتخابات بعدي در روي صحنه نمايش تخريب نگه دارند.
براي تجديدنظرطلبان كاهش چشمگير محبوبيت احمدينژاد در ميان مردم كه در برخي سفرهاي او مشهود شد و به تعطيلي سفرهاي استاني در ماههاي آخر دولت انجاميد، نگرانكننده بود. آنها ميدانستند كه هيچ دليل ويژهاي جز برخي رفتارهاي خارج از اصول و اخلاق ارزشمدار انقلاب اسلامي، نميتوانند براي اين كاهش محبوبيت بتراشند و اين يعني اثبات انقلاب اسلامي در ازاي فدا شدن يك فرد كه حلقهاي انحرافي را در كنار خود دارد. آنچه مطلوب تجديدنظرطلبان است اما اثبات آن حلقه و مركز حلقه در ازاي تضعيف انقلاب است.
با همين رويكرد است كه گروه تجديدنظرطلب نميخواهد احمدينژاد ساكت باشد. او بايد مناظره كند و در ميانه اخبار آمد و شد داشته باشد، تا با نظير همينگونه انتسابها مثل «به شرط راستگويي» و «حالا وقت محاكمه اوست نه مناظره» و جا كردن او به عنوان مدافع انقلاب يا حتي خود انقلاب، افكار عمومي را به دادگاه محاكمه انقلاب اسلامي بكشانند.
اما از رئيسجمهور جديد چه بر ميآيد؟ او بايد كار مشكلي را به ثمر برساند. با شعار تدبير و اميد، رئيسجمهور سابق را به ميدان دعواي سياسي كشاندن كار بسيار دشواري است. هيچ نشاني از تدبير - به مفهوم اصلي آن - در چنين رويكردي نيست اما گزارش صد روزه بايد به جاي اميد به آينده و بيان كردهها به توضيح بزرگنمايي مشكلات هشت سال گذشته اختصاص يابد تا دام بازگشت رئيسجمهور سابق به صحنه منازعات گسترده شود.
روحاني در مراسم تنفيذ حكم خود از خدا كمك خواسته است تا «فراموش نكنم آنچه بر پيشينيان رفته است». اتفاقاً مفهوم واقعي اين سخن يعني فراموش كردن دولت گذشته و به ميدان جهاد واقعي براي خدمت درآمدن، اما ظاهراً يك مفهوم سطحي از آن در جريان است؛ رئيسجمهور دائماً از دولت گذشته و با تعابيري از شخص رئيسجمهور سابق ياد ميكند!
يكي از «آنچه بر پيشينيان رفته است» همين روزهاي سخت پاسخگو بودن در برابر عملكرد است. بايد «پيشينيان» را فراموش كنيم و «آنچه بر پيشينيان رفته است» را به ياد آوريم، يعني دوران سخت پاسخگويي در برابر جزء به جزء رفتارها و عملكردها.
در اين ميان تجديدنظرطلبان كمتر از دولت نهم و دهم ياد ميكنند. آنها در ميدانداريهاي خود تلاش دارند تا نامي از اين دو دولت به ميان نياورند، زيرا چشم انصاف افكار عمومي به خدمات دولتها و ويژگيهاي مخلصانه بيشتر وزراي اين دو دولت باز است و نميتوان با تردستيهاي سياسي، مردم را نسبت به گذشته فريب داد. بايد از دولتها گذشت و به افراد حمله كرد. اين راهبرد تجديدنظرطلبان است كه به برخي از اطرافيان دولت يازدهم نيز نفوذ كرده است.
رئيس دولت تدبير و اميد خود بهتر از همه ميداند كه افراطيها در حمايت از او و نزديكشدن به او به فكر عبور از او در وقت مناسب هستند و دعواي او با رئيس جمهور سابق يعني غبارآلود كردن ميدان منازعه، تا آن كه وقتي غبار مناقشه و مناظرات فرونشست، آنكه ميخواهد از روحاني هم بگذرد، گذشته باشد!
باور کنید اینا میخواستن احمدی نژاد رو بکشن وسط میدون تا دعوای سیاسی راه بندازن
واقعيت تلخه !!؟ وسوزناك!!!!!!!! احمدي ...رفت بر وپشت سرت را هم نگاه نكن اي رئيس دولت پاك!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟