اگر حوزههاي كشاكش غرب و روسيه در هفتههاي اخير مقايسه شود اين نتيجه حاصل ميشود كه به ميزاني كه از شدت درگيري آنها در خاورميانه و شمال آفريقا به خصوص در سوريه كاسته ميشود در مقابل بر شدت و گستره آن در مناطق اقماري و حوزه نفوذ روسيه افزوده ميشود.
چند شاخص در اين زمينه گويا و معنيدار است. يكي از اين شاخصها تحولاتي است كه اين روزها اوكراين با آن دست و پنجه نرم ميكند و اين كشور را به صحنه كشاكش اتحاديه اروپا و روسيه تبديل كرده است. هر چند نميتوان از نقش و تأثير مسائل اقتصادي و تجاري در كشاكش جاري بين غرب و روسيه بر سر اوكراين گذشت اما آنچه در اين كشاكش تعيينكنندهتر است رقابتهاي سياسي و ژئوپلتيك است كه اصطكاك شديدي را در مواضع و منافع دو طرف ايجاد كرده است زيرا از يكسو اتحاديه اروپا براي حفظ و تقويت جايگاه جهاني خود همچنان گسترش اين اتحاديه را به عنوان يك هدف راهبردي و حتي با وجود بحران اقتصادي حاكم بر آن پيگيري ميكند و از ديگر سو روسيه به اين روند به منزله تعرض غرب و ناتو به حياط خلوت خود نگاه ميكند.
از ديگر شاخصها، طرح مجدد استقرار سپر موشكي امريكاست كه در چند سال گذشته تحت الشعاع منازعه روسيه و غرب در بحران سوريه قرار گرفته و تقريبا به حاشيه رانده شده بود اما بعد از اينكه آخرين طرح براندازي در سوريه به علت موافقت دولت اين كشور با خلع سلاح شيميايي به شكست انجاميد و امريكا نيز با توجه به ملاحظات ناشي از تغيير راهبرد نظامي خود از خاورميانه به سمت شرق آسيا براي مهار چين مجبور شد به درخواست روسيه براي حل سياسي بحران از طريق برگزاري ژنو2 تن دهد، از اين پس به تدريج طرح سپرموشكي امريكا از حاشيه به متن آمد و طي مراسمي با حضور معاون پنتاگون، كلنگ عملياتيكردن فاز ديگري از اين طرح در روماني به زمين زده شد كه اين مسئله واكنش روسيه را برانگيخت و آن را به تهديد متقابل واداشت. همچنين سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه، امضاي توافقنامه ژنو ميان ايران و گروه 1+5 براي حل موضوع هستهاي را فرصتي مغتنم براي بيان اين ايده مطرح كرد كه با حل اين مسئله ديگر اجراي طرح موشكي موضوعيت ندارد. علت طرح اين موضوع اين بود كه پيش از اين امريكا براي فريب روسيه هدف از اجراي طرح سپر موشكي را مقابله با توان موشكي ايران عنوان ميكرد كه از ديد آنها در صورت پيشرفت برنامه هستهاي ايران ميتوانست به نصب كلاهك اتمي نيز بينجامد.
از اين دو شاخص ميتوان اين نتيجه را گرفت كه در هر دو مورد اين طرفهاي غربي هستند كه بازي جديد را عليه روسيه شروع كردهاند و اگر چه در دو مسير جداگانه پيش ميروند اما در مجموع هدف واحدي را دنبال ميكنند. در اين راستا پس از آنكه اتحاديه اروپا در نشست سران خود در ليتواني نتوانست به امضاي موافقتنامه شراكت اقتصادي و تجارت آزاد با اوكراين دست يابد بر گستره حمايتهاي سياسي و تبليغاتي خود از هواداران پيوستن به اتحاديه اروپا در اين كشور افزوده است كه اين مسئله جامعه اوكراين را نيز دو قطبي كرده است اما در مجموع تحولات اوكراين نشان ميدهد دور جديدي از كشاكش غرب و روسيه بر سرتعيين حوزه نفوذ و تسلط خود در جمهوريهاي استقلاليافته از شوروي سابق و دولتهاي اقماري آن آغاز شده است كه بعد از نشان دادن ضرب شست روسيه به ناتو در جنگ سال 2008 قفقاز به طور مقطعي به خاورميانه و شمال آفريقا منتقل شد و اين كشاكشها بعد از شكست تلاش غربيها، به خصوص در بحران سوريه دوباره به اطراف مرزهاي روسيه انتقال يافته است.