کد خبر: 623951
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۸
تاريخ فلسفه اسلامي(1)
رويكرد‌هاي فلسفه اسلامي پيش از صدر المتالهين چهار روش‌ هستند و متفكران اسلامي چهار دسته بوده‌اند.
اگرچه بعضي از اين روش‌ها در بادي امر، خارج از مرزهاي كشورهاي مسلمان آغاز شده بود، اما رفته رفته همه آنها تحت تأثير تعليمات اسلامي رنگ مخصوصي پيدا كرده و با مكاتب فكري خارج از حوزه اسلامي تفاوت‌هايي پيدا كردند. آن چهار روش فكري عبارتند از؛ روش فلسفي مشايي، روش فلسفي اشراقي، روش سلوكي عرفاني و روش كلامي. در اينجا به معرفي اجمالي اين مكاتب فكري و معرفي افراد و آثار شاخص آنها مي‌پردازيم. اين بحث از مجموعه آثار شهيد مطهري گرد‌آوري شده است.
 

روش فلسفي مشايي

روش فلسفي مشايي پيروان زيادي دارد و اكثر فلاسفه اسلامي پيرو اين روش بوده‌اند. الكندي، فارابي، بوعلي سينا، خواجه نصير‌الدين طوسي، ميرداماد، ابن رشد اندلسي، ابن باجه اندلسي، مشايي مسلك بوده‌اند. مظهر و نماينده كامل اين مكتب «بوعلي سينا» است. كتاب‌هاي فلسفي بوعلي از قبيل شفا، اشارات، نجات، دانشنامه علائي، مبدأ و معاد، تعليقات، مباحثات، عيون الحكمه همگي از آثار شاخص مكتب فلسفي مشايي است. در اين روش، تكيه فقط بر استدلال و برهان عقلي است.

روش فلسفي اشراق

اين روش نسبت به روش مشايي پيروان كمتري دارد. احياگر اين روش «شيخ اشراق» است. قطب‌الدين شيرازي، شهرزوري و عده‌اي ديگر روش اشراقي داشته‌اند. خود شيخ اشراق، مظهر و نماينده كامل اين مكتب به شمار مي‌رود. شيخ اشراق كتب زيادي نوشته كه از جمله آنها مي‌توان به حكمه الاشراق، تلويحات، مطارحات و مقاومات هياكل النور اشاره كرد. معروف‌ترين اين آثار «حكمه الاشراق» است و تنها اين كتاب است كه صد‌در‌صد روش اشراقي دارد. در اين روش به دو چيز تكيه مي‌شود: استدلال و برهان عقلي و ديگر مجاهده و تصفيه نفس. به حسب اين روش، تنها با نيروي استدلال و برهان عقلي نمي‌توان حقايق جهان را اكتشاف كرد.

روش سلوكي عرفاني

روش عرفان و تصوف تنها بر تصفيه نفس بر اساس سلوك الي الله و تقرب به حق تعالي تا مرحله وصول به حقيقت تكيه دارد و به هيچ وجه، اعتمادي به استدلالات عقلي ندارد. به حسب اين روش، هدف تنها كشف حقيقت نيست، بلكه وصول به حقيقت است.

روش عرفاني پيروان زيادي داشته و عرفاي نامداري در جهان اسلام ظهور كرده‌اند. از آن جمله بايزيد بسطامي، حلاج، شبلي، جنيد بغدادي، ذوالنون مصري، ابوسعيد ابوالخير، خواجه عبد‌الله انصاري، ابو‌طالب مكي، ابونصر سراج، ابوالقاسم قشيري، محيي‌الدين عربي اندلسي، ابن فارض مصري و مولوي رومي از آن جمله‌اند. مظهر و نماينده كامل عرفان اسلامي كه عرفان را به صورت يك علم مضبوط درآورد و پس از او همه عرفا تحت تأثير او بوده‌اند «محيي الدين عربي» است.

روش استدلالي كلامي

متكلمان مانند فلاسفه مشاء تكيه شان بر استدلالات عقلي است ولي با دو تفاوت:

اولا اينكه اصول و مبادي علم كلام با اصول و مبادي فلسفه متفاوت است. از اين رو، فلاسفه كلام را «حكمت جدلي» مي‌خوانند نه «حكمت برهاني». ثانيا متكلم، بر خلاف فيلسوف، خود را «متعهد» به دفاع از حريم اسلام مي‌داند. بحث فيلسوفانه يك بحث آزاد است و فيلسوف هدف از قبل تعيين شده‌اي ندارد. اما متكلم موظف است كه از عقيده‌اي مشخص و معين دفاع كند. از متكلمان شيعي مي‌توان به هشام بن الحكم، از اصحاب امام جعفر صادق (ع) و خاندان نوبختي كه يك خاندان ايراني شيعي هستند اشاره كرد. شيخ مفيد و سيد‌مرتضي علم الهدي نيز از متكلمان شيعه به شمار مي‌روند. مظهر و نماينده كامل كلام شيعي خواجه نصيرالدين طوسي است. كتاب تجريدالعقائد ايشان يكي از معروف‌ترين كتب كلام است. بعد از او، سرنوشت كلام به كلي تغيير كرد و رنگ فلسفي به خود گرفت.

ادامه دارد...

تنظيم كننده: محمد زند

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها