کد خبر: 623641
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۱
احمد كاظم‌زاده

توافقنامه هسته‌اي ايران و گروه 1+5 در شرايطي حاصل شد كه ايران در بهترين موقعيت منطقه‌اي خود قرار دارد و اين موقعيت زماني بهتر درك مي‌شود كه دست كم با دو وضعيت ديگر مقايسه شود. نخست مقايسه فرضي با وضعيتي است كه در صورت به نتيجه رسيدن طرح‌ها و سناريوهاي ائتلاف غربي، اسرائيلي و عربي عليه ايران و محور مقاومت رقم مي‌خورد و دوم مقايسه با وضعيتي است كه اكنون مخالفان، رقبا و دشمنان ايران در آن قراردارند.

در خصوص مقايسه نخست بايد گفت آنچه از روند تحولات چند سال اخير خاورميانه به خصوص بعد از آغاز روند موج اعتراضات در كشورهاي خاورميانه عربي و شمال آفريقا بر مي‌آيد بنا بود اين امواج به گونه‌اي هدايت و مديريت شود كه به سرنگوني نظام سياسي سوريه به عنوان حلقه مركزي محور مقاومت بينجامد تا حلقه ارتباطي ميان ايران و حزب الله و ديگر گروه‌هاي مقاومت را در فلسطين قطع كند. ائتلاف بين‌المللي تحت عنوان دوستان سوريه شكل گرفت و اعضاي ائتلاف همه توان خود را (از امكانات نظامي و اطلاعاتي ناتو و اسرائيل گرفته تا دلارهاي نفتي عربستان و قطر) به كار گرفتند تا به هر طريق ممكن نظام سوريه را ساقط كنند تا به دو هدف ديگر هم برسند؛ يكي خلع سلاح حزب الله در لبنان و گروه‌هاي مقاومت در فلسطين و دوم برچيدن برنامه هسته‌اي ايران يا از طريق اعمال فشار سياسي يا توسل به اقدام نظامي. در واقع جدول زماني كه براي اجراي اين طرح و سناريو در نظر گرفته شده بود بنا بود يازدهمين دور انتخابات رياست جمهوري ايران در خرداد ماه گذشته، اوج اجراي اين طرح باشد و از تنش‌هاي داخلي هم بهره گرفته شود، اما خوشبختانه با شكست طرح‌هاي متعدد براندازانه در سوريه و به خصوص با درايت و زمان‌شناسي مسئولان كشور و در رأس آن رهبر معظم انقلاب، ضمن اينكه جلوي تهديدهاي احتمالي گرفته شد، چه بسا فرصت‌هاي تازه‌اي را براي پيشبرد اهداف و تأمين منافع جمهوري اسلامي ايران پديد آورد. با اين مقايسه فرضي مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه ايران با پشت سرگذاشتن چه مخاطرات بزرگي و از كجا به كجا رسيده و اكنون در چه موقعيتي قرار دارد.

و اما در خصوص مقايسه دوم؛قبل از همه بايد گفت همين كه اين ائتلاف به‌رغم اينكه از نظر تعداد و وزن سياسي تا چندين برابر ائتلاف حاميان دولت و نظام سياسي سوريه بود، اما نتوانست به اهداف از پيش طراحي شده خود دست يابد، بازنده جنگ سوريه محسوب مي‌شود. از اين رو بدون ترديد همه كساني كه در اين ائتلاف قرار داشتند موقعيت منطقه‌اي شان كاهش يافته است، هر چند كه سطح و ميزان آن از كشوري به كشور ديگر فرق مي‌كند. امريكا كه در راستاي راهبرد نظامي جديد خود خروج از خاورميانه و افزايش حضور نظامي در شرق آسيا را در دستور كار دارد، بعد از موافقت سوريه با خلع سلاح شيميايي راه خود را بقيه جدا كرد و متعاقب آن ديگر اعضاي غربي نيز همين رويكرد را اتخاذ كرده‌اند. در ميان كشورهاي منطقه، تركيه كه بعد از بحران سوريه با مخاطرات امنيتي و سياسي و اقتصادي جديدي روبه‌رو شد، بازنگري در رويكرد خود را آغاز كرده و سفر اردوغان به روسيه مصداقي از اين رويكرد جديد به شمار مي‌رود. دولت مرسي در مصر و دولت شيخ حمد در قطر نيز هر كدام به نحوي قرباني شكست سياست‌هاي خود در سوريه شدند. رژيم صهيونيستي نيز با ورود بي‌محابا به جنگ سوريه جبهه جديدي را عليه خود گشود كه به اين زودي بسته نخواهد شد. دراين ميان هرچندعربستان همچنان به ادامه رويكرد شكست خورده قبلي اصرار مي‌كند، اما بي‌ترديد از اين طريق تنها بر زيان‌هاي خود خواهد افزود.

در مجموع از اين دو مقايسه مشخص مي‌شود كه جمهوري اسلامي ايران در اوج قدرت منطقه‌اي به امضاي توافقنامه اوليه براي حل موضوع هسته‌اي ايران دست زده است كه اين موضوع از يكسو قدرت چانه‌زني را در مذاكرات پيش رو براي دستيابي به توافق جامع افزايش مي‌دهد و از ديگر سو ضمن حفظ موقعيت برتر منطقه‌اي ايران زمينه را براي دستاوردهاي ديگر به خصوص در نشست ژنو 2 در خصوص حل بحران سوريه فراهم مي‌كند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار