پس از چهار روز چالش نفسگير تيم مذاكرهكننده ايراني با گروه 1+5، نهايتاً دود سفيد از فراز هتل برگزاري كنفرانس ژنو برخاست و در قالب توافقنامه چهار صفحهاي منتشر شد. حصول توافق در چنين نشستي نابرابر كه در مقابل ايران به طور تقريب 80 درصد ظرفيت اقتصادي، نظامي، سياسي و... جهان صف كشيده بودند براي تيم ايران موفقيتي قابل توجه بود و سبب شد كه تلاش صهيونيستها و كاخ سفيد و ديگر همراهان آنها براي تعطيلي فرآيند غنيسازي هستهاي ايران با اتهام انحراف در روند فعاليتها به شكست كشيده و 1+5 ناچاراً تداوم روند غنيسازي هستهاي ايران را پذيرا شود.
مقام معظم رهبري در پاسخ به پيام رئيسجمهور در زمينه دستاورد اين توافق در زمينه اذعان قدرتهاي جهاني به حقوق هستهاي ايران يادآور گرديدند كه دستيابي به آنچه كه مرقوم داشتهايد در خور تقدير و تشكر از هيئت مذاكرات و ديگر دستاندركاران است و ميتواند پايه اقدامات هوشمندانه بعدي قرار گيرد.
مبتني بر اين راهبرد معظمله، آنچه را كه در زمينه بسترها و بايستههاي اين توافق و مسير آينده كشور بايد اشاره كرد بدين قرار است:
1- حمايت رهبري معظم انقلاب و ترسيم نقشه راه مذاكرات و تعيين خطوط قرمز مذاكرات و در پي آن تلاشهاي دستگاه ديپلماسي و تيم مذاكرهكننده هستهاي، سبب شد كه تيم ايراني مبتني بر يك عقبه مطمئن در مسير مذاكرات پيش رود، اگر چه محدوديتهاي موجود و مطالبات طرفهاي مقابل نتيجه را به توافق رساند. مقام معظم رهبري، شناخت حق ايران در غنيسازي، عدم خروج مواد غنيشده از كشور، حفظ ظرفيتهاي طراحي شده در مراكز نطنز و فردو و تداوم مطالعات پژوهشي و عدم پذيرش محدوديتها به طور دائم و... را به عنوان محورهايي براي تيم مذاكرهكننده تعيين كرده بودند كه بايد رعايت ميشد.
2- حفظ وحدت و انسجام داخلي در حمايت از تيم مذاكرهكننده هستهاي و پرهيز از دو قطبي شدن در داخل به عنوان موافقين و مخالفين مذاكره، نكتهاي بود كه در روند مذاكرات رعايت شد و تيم مذاكرهكننده، متكي بر حمايتهاي عمومي توانست مذاكرات را پيش برد، اگرچه ممكن بود در اين روند انتقاداتي نسبت به مباحث از سوي نشريات از سوي همه جناحهاي سياسي مطرح شود.
3- مؤلفه اقتدار نظامي و دستاوردهاي ارزشمند نظام اسلامي در عرصه دفاعي و عامل اصلي تمكين غرب به عنصر مذاكره براي پيشبرد تعاملات بود. نظام سلطه اگر اقدام نظامي را در سركوب توانمندي هستهاي ايران كارآمد ميدانست، به طور قطع براي مهار و از بين بردن توان هستهاي ايران ترديدي به خود راه نميداد. پذيرش حق غنيسازي ايران مرهون توانمندي و ايستادگي و صلابت نيروهاي مسلح و حمايتهاي مردمي است.
4- امريكا در روند تحريم ايران و ايجاد همگرايي براي تداوم آن به نقطه پايان رسيده بود، اختلاف 1+5 در جريان مذاكرات كه عامل اصلي شكست مذاكرات ژنو 2 و تأخير در حصول توافق در ژنو 3 بود، ميتواند نقطه آغازي براي سياستهاي راهبردي ايران در عبور از چنبره تحريم در آينده باشد.
5- به رغم محدوديت دستاوردهاي اقتصادي اين توافقنامه براي ايران، منافع بعد سياسي اين توافقنامه براي ايران بر بعد اقتصادي آن غلبه دارد، و از همين روست كه امريكاييها به ويژه با اندك نشان دادن منافع اقتصادي تلاش دارند دستاوردهاي سياسي آن را نيز تحتالشعاع قرار دهند.
6- مواضع ناهماهنگ عناصر كاخ سفيد در مواجهه با اين توافقنامه ناظران را به تعجب واداشته است، اين در حالي است كه جان كري با اعلام اينكه ايران در عين تحريمها توانست تعداد سانتريفيوژها را به 19 هزار برساند و در صورت تداوم فشارها و تحريمها و عدم توافق ايران دستاوردهاي خود را افزايش ميداد، چرايي اين واكنش متفاوت را نشان ميدهد.
اما تكميل دستاوردهاي ايران در اين عرصه مستلزم توجه به بايستههاي زير در روند تلاشهاي ايران طي ماههاي آينده است:
1- محدوديت آوردههاي اقتصادي اين توافقنامه براي ايران ايجاب ميكند كه دولتمردان در بزرگنمايي آن در رفع مشكلات اقتصادي كشور بپرهيزند و از ايجاد توقعات كاذب در مردم خودداري كنند.
2- اين توافق ميتواند مقدمهاي براي شكست سد تحريمها باشد. بهرهگيري از ظرفيت كارشناسان اقتصادي تجاري در عرصههاي مختلف ميتواند همچون گذشته مسيرهاي بيشتري را براي عبور از تحريمها فراهم كند.
3- توافق مذكور تنها در بحث هستهاي صورت گرفته و نه ديگر عرصههاي محل اختلاف، بنابراين نوع تبليغات و واكنشها نبايد ميدان را براي فرصتطلباني فراهم كند كه تلاش كنند اين رويه را به ساير عرصههاي سياست خارجي كشور تعميم دهند.
4- اگر اين توافق به بازي برد – برد براي طرفين تفسير شود، طبعاً آوردههايي را نيز براي طرف مقابل داشته و دارد، تأكيد روي دستاوردها سبب ميشود كه از تبديل فضاي سياسي كشور به دو قطبي مخالفان و موافقان توافقنامه اجتناب شود.
5- حصول توافق به معني ناديده انگاشتن مظالم نظام سلطه و به ويژه امريكا، عليه مردم ايران نيست، از نظر مردم ايران امريكا همچنان دشمن اصلي است.
6- به رغم پذيرش محدوديتها در روند فعاليتهاي هستهاي، حفظ و تقويت ظرفيت عظيم جوانان و دانشمندان اين حوزه در مراكز مختلف هستهاي كشور و حفاظت از آنها نكتهاي اساسي است كه نبايد از منظر مسئولان ذيربط مغفول واقع شود.