صحبتهاي اخير آيتالله جنتي در خطبههاي نماز جمعه تهران در خصوص مسئله حصر سران فتنه بازتابهاي مختلفي در فضاي رسانهاي كشور داشته است. آيتالله جنتي در اين صحبتها با تأكيد بر مجرم بودن سران فتنه در سال 88 حصر موسوي و كروبي را رأفت نظام اسلامي در قبال اين افراد دانسته است.
اگرچه اين صحبتهاي قاطع به مذاق اصلاحطلبان خوش نيامده است اما شديدترين انتقاد به اين صحبتها از سوي علي مطهري مطرح شده است كه متأسفانه در آن بعضاً بوي اهانت نيز به مشام ميرسد. با اين حال به نظر ميرسد كه انتقاد علي مطهري به سخنان آيتالله جنتي به نوعي پاك كردن صورت مسئله فتنه است.
نكته اولي كه در خصوص قضاياي فتنه سال 88 قابلاشاره است نفوذ و نقشه دشمن براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است. اگرچه آقاي مطهري در نامه اخيرشان اذعان داشتهاند كه قضاياي سال 88 يك اعتراض بوده است اما واقعيت امر آن است كه اين اتفاقات يك پروسه هدفمند انقلاب رنگي بوده است. براي اثبات اين مدعا نيز همين بس كه امريكا، انگليس، رژيمصهيونيستي و ديگر ايادي استكبار تمام قد از اين اتفاقات حمايت كردند و كار به جايي رسيد كه گروههاي تروريستي مانند ريگي و منافقين نيز به حمايت از اغتشاشگران در سال 88 قيام كردند.
شواهد و مثالهاي متعددي در خصوص دستداشتن سرويسهاي جاسوسي در راهاندازي فتنه سال 88 نيز وجود دارد كه متأسفانه اين نقشهها با اشتباهات جبرانناپذير دو تن از كانديداهاي انتخابات عملياتي شد و ميرفت تا كشور را در آستانه يك بحران واقعي قرار دهد.
آقاي مطهري در نامه اخيرشان مينويسد: آيا اعتراض به نتيجه يك انتخابات، محاربه است؟ مطمئنا پاسخ به اين سؤال منفي است اما ايشان واقعيتهاي سال 88 را آنگونه كه خود ميپسندند، تاويل و تفسير ميكنند در حالي كه آنچه در تابستان سال 88 رخ داد چيزي وراي اعتراض انتخاباتي بود.
جالب اينجاست كه رفتار نظام تا زماني كه ايادي فتنه سبز دست به اغتشاش و بر هم زدن امنيت كشور نزده بودند نيز كاملاً مسالمتآميز بود.
ما هنوز هم راهپيمايي 25 خرداد 88 را يك راهپيمايي درون نظام ميدانيم اما كار از آنجا به انحراف كشيده شد كه دشمن وارد عرصه شد و سعي كرد تا از التهاب پديد آمده انقلاب مخملين سبز را محقق سازد و اين پروژه ميرفت با اشتباهات و خصومتهاي سران فتنه محقق شود.
نگاهي كوتاه بر روند اتفاقات پس از انتخابات سال 88 به خوبي مؤيد اين امر است كه برخي از معاندين نظام سعي داشتند از تجمعهاي مردمي به نفع خود سوءاستفاده كنند و متأسفانه در برخي موارد نيز به هدف خود رسيدند. حوادث تلخ تابستان 88، 13 آبان، 16 آذر و از همه فجيعتر اهانت به ساحت مقدس امام حسين (ع) در عاشوراي سال 88 همه گواه محاربه بودن اقدامات فتنهگران بود.
امروز نيز سران فتنه به اين دليل محارب با نظام شناخته ميشوند كه عملاً از اقدامات فتنهگرانه حمايت كردند، به عنوان مثال ميرحسين موسوي پس از وقايع تلخ عاشوراي سال 88 برهم زنندگان مراسم عاشورا در تهران را مردان خداجوي نام نهاد! ما هيچگاه در سال 88 بيانيهاي از سوي اين دو تن در مذمت اقدامات اغتشاشگران نديديم، در حالي كه كشور آن مقطع به اين بيانيهها نياز داشت.
آن زمان كه خبر نتايج شمارش آراي انتخابات منتشر شد بسياري بر اين باور بودند كه براساس تيپولوژي آراي حوزههاي انتخابي چنين نتايجي غير قابل امكان است. بسياري بر اين باور بودند كه احمدينژاد نميتواند اين حجم از رأي را كسب كرده باشد. لذا بسياري به تظاهرات دست زدند و نگرانيهاي خود را پيرامون وضعيت نتايج انتخابات اعلام داشتند. در همين اثنا نيز بسياري از دلسوزان نظام با مهم دانستن اعتراضات مردمي نسبت به نتايج انتخابات، تمامي امكانات كشور را گسيل داشتند تا سايه اين شبهه از سر انتخابات مردمي در كشور برداشته شود.
نظام اسلامي نيز بر اين باور بود كه حق اعتراض به نتايج كاملاً يك حق قانوني و حتي نشاني از توسعه زيرساختهاي مردمسالاري در كشور است. لذا با تشكيل كميتههاي ويژهاي هم از سوي مجلس و هم از سوي كانديداهاي معترض در يك فرآيند تصادفي آراي تعدادي از حوزههاي انتخابيه مورد باز شماري قرار گرفت و در نهايت همه به اين نتيجه رسيدند كه نتايج كاملاً صحيح اعلام شده است
اما با تمام اين شواهد و مستندات برخي افراد همچنان بر طبل تقلب در انتخابات ميكوبيدند آنان كه تا پيش از انتخابات مدعي بازگرداندن قانون به كشور بودند خود بدون هيچ سند و مدركي انتخابات ملت را زير سؤال ميبردند. اين افراد با شبههافكني تنها درصدد بودند كه برد را به كام حريف تلخ كنند. در واقع سران فتنه پس از مهر تأييد شوراي نگهبان بر انتخابات دهم نه تنها از اين حكم پيروي نكردند بلكه صلاحيت شوراي نگهبان را نيز زير سؤال بردند.
سران فتنه كه خود را عالمان سياسي قلمداد ميكنند اساس بازي را بلد نبودند. آنان نميدانستند يا اينكه نميخواستند بدانند كه اگر پيروز نشدند بايد كنار بكشند. از همين رو وقتي اسم آنها از صندوقها بيرون نيامد عليه خود صندوقها ها تظاهرات كردند.
طي برگزاري دادگاه فعالان فتنه نيز برخي از منافقين از تقلب به عنوان رمز آشوب ياد كردند. اين خود نشاندهنده آن است كه تمام اين ماجراها از پيش طراحي شده بوده است. زماني شعارها «رأي ما كجاست ؟» بود اما پس از آن شعارها به سمت «جمهوري ايراني» و «نه غره، نه لبنان، جانم فداي ايران» كشيده شد كه اين امر به خوبي نشان ميدهد سران فتنه از ابتدا به دنبال برهم زدند انتخابات بودهاند.
اما به نظر ميرسد در شرايط فعلي اصلاحطلبان سعي دارند گذشته سياه خود را پاك كنند و اقدام اخير علي مطهري نيز در همين راستا تحليل ميشود در حالي كه مطمئناً جنايات سران فتنه از ذهن ملت ايران پاك نخواهد شد؟
اسم علی مطهری را نبر حالم به هم میخورد
|
برو دکتر شاید مشکل دارید
|
آقای مطهری این اعتراض بود یا کولی بازی آخه اعتراض به چی...اعتراض به اختلاف رای 13میلیونی دکتر احمدی نژاد با این تفسیر رئیس جمهور کنونی که تنها بااختلاف 256هزار رای رئیس جمهور شد صدها باربیشتر شایسته اعتراض وانتقاد است
|
خوب بودن آیت ا...مطهری هیچ دخلی به علی مطهری این نماینده همیشه مخالف دکتر احمدی نژادنداره اگر تاریخ رابخوانید خواهید دید که فرزندان برخی از معصومین بدروغ ادعای امامت کردند مثل جعفر کذاب وغیره اینقدر ساده وبی بصیرت نباشید
|
برودکترررررررررررررررررررررررعزیز
کسی که خود پایش دم مرگ است چرا بدنبال مرگ برای دیگران است .
جناب آقای اسکندری
مقاله جانداری بود.احسنت به این قلم شیوا
خدا دروغگویان را از هر گروهی که باشند رسوا کند انشاالله