بهرهگيري از منابع موجود در كشورها جهت رشد و توسعه، كشورها را بر آن داشته تا با تعريف يك استراتژي مبتني بر علم و تجربه دستيابي به اهداف را تضمين كنند اين در حالي است كه در دنياي كنوني عدم بهرهگيري صحيح از منابع خدادادي كشورها به يك خودزني اقتصادي معروف است.
بررسيها بيانگر آن است كه كشور روسيه از گاز به عنوان ابزار بازسازي اقتصاد رو به افول سقوط شوروي استفاده نمود و به كمك اين ماده، اقتصاد خود را از خطر ورشكستگي نجات داد همچنين قطر نيز توانست خود را در منطقه خليجفارس به عنوان قطب عمده اقتصادي مطرح نمايد و به عنوان يكي از وزنههاي گازي منطقه معرفي شود. حال سؤال اين است كه آيا ايران تاكنون توانسته از گاز به عنوان ابزار توسعه استفاده كند؟ يا حداقل اقتصاد متكي به نفت خود را به اقتصادي متكي به نفت و گاز تبديل كند ؟
با توجه به غناي منابع نفتي در كشور و حساسيتهاي خاصي كه در حوزه نفت خام در جامعه جهاني وجود دارد، توجه ويژهاي به «نفت خام» ميگردد در حالي كه متأسفانه «منابع گازي» مغفول ميمانند و به اين مهم كه به عنوان يكي از مهمترين منابع انرژي در جهان است، توجه نميشود به ويژه اينكه جمهوري اسلامي ايران، از نظر منابع گازي نيز وضعيت بسيار مساعد –حتي نسبت به نفت- دارد و توجه جدّي و نگاه راهبردي به اين منابع، ميتواند زمينهساز بهرهگيري بسيار مناسب از اين ابزار قدرتمند در مذاكرههاي بينالمللي و افزايش قدرت چانهزني در ساير حوزهها اعم از انرژي هستهاي، امنيت ملي و. . . به حساب آيد.
در حالي كه بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه بخش گاز در دو دهه آينده، نقطه اصلي جذب سرمايهگذاري خواهد بود، هماكنون نياز كشورها به گاز با توجه به مزيتهاي آن طبيعي و ذخاير جهاني گاز بسيار زياد است و ميتوان آن را به وسيله خط لوله يا به صورت خط لوله يا مايع به كشورهاي مصرفكننده منتقل كرد. سازگارتر بودن گاز با محيط زيست كه نسبت به ساير سوختهاي فسيلي، كمترين آلودگي را ايجاد ميكند و ارزانتر بودن قيمت آن نسبت به مصرف آن در آينده، موجب علاقه بيشتر كشورها به اين منبع انرژي است.
متأسفانه تاكنون در كشور به مقوله بهرهگيري از كالايي چون گاز توجه نشده است زيرا نطفه تمامي بخشهاي مصرفي باگاز ارزانقيمت بسته شده است و هيچ گونه برنامهريزي جدي جهت بهينهسازي مصرف گاز و همچنين زمينهسازي براي صادرات گازي كه در كشور به صورت غير صحيح مصرف ميشود، صورت نگرفته است.
شايد برخي مدعي باشند كه ايران با داشتن ۳۳ تريليون متر مكعب گاز، يكي از بزرگترين توليدكنندگان گاز جهان به شمار ميآيد و اين حجم منابع، نياز به بهينهسازي را فاقد اهميت ميكند اما بايد متذكر شد كه ايران با وجود ذخاير عظيم گازي، بزرگترين مصرفكننده گاز نيز به شمار ميرود چراكه مصارف مختلف گازي در كشور با نرمهاي جهاني بسيار فاصله دارد.
سرانه مصرف سالانه گاز در ايران هزار و 700 مترمكعب و در جهان 600 مترمكعب است؛ يعني ميزان مصرف ما سه برابر ميانگين جهاني است. به طور متوسط، ايران حدود چهار برابر ميانگين جهاني انواع انرژيها را مصرف ميكند. طبق آمارهاي رسمي، ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه، در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد. ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد مترمكعب در سال 2001، با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد، به 123 ميليارد مترمكعب در سال 2008 رسيد و پيشبيني ميشود در سال 2012 ميلادي اين عدد به 277 ميليارد مترمكعب برسد. با ادامه اين روند در سالهاي آينده، ايران به يك مصرفكننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.
در نهايت به نظر ميرسد مديريت كلان كشور بايد فكر مناسبي براي استفاده بهينه از منابع گازي كشور و همچنين توسعه زير ساختهاي اين صنعت كند زيرا با مصرف غير استاندارد اين كالا نه تنها حرفي در زمينه صادرات اين كالا نخواهيم داشت بلكه فرصتهايي كه ميتوان از صادرات اين كالا نصيب كشور شود را نيز به تدريج از بين ميبريم.