علي جنتي از نخستين كساني بود كه از همكاري خود با دولت دكتر روحاني خبر داد و رسماً اعلام كرد كه گزينه نهايي تصدي پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است. جنتي كه پيشتر ديپلمات و سفير ايران در كويت بود براي اهالي فرهنگ و هنر نامي ناشناخته به شمار ميآمد و قبل از اينكه وي در مصاحبهاي از انتخاب شدنش براي وزارت ارشاد سخن بگويد، نامهاي چند تن از مديران سابق فرهنگي كشور براي احراز پست وزارت مطرح شده بود.
وزير ارشاد به عنوان متولي حوزه فرهنگ و هنر كشور كه خود را مجري سياستهاي كلي دولت اعتدال ميداند، در مواردي از جمله مميزي كتاب، آواز خواندن بانوان و حتي سينما آن چنان تندروي كرد كه گوي سبقت را از اسلاف خود از جمله وزير دولت اصلاحات ربود؛ كاري كه با نفس تدبير و اعتدال در تعارض بود.
جنتي به عنوان سكاندار حوزه نشر و كتاب، زماني خواستار رفع مميزي پيش از انتشار شد كه هنوز به طور كامل بر امور وزارتخانهاش هم مسلط نشده بود. سخنان وزير مانند توفاني شد كه كشتي نشر را به هر سمت حركت داد. گروهي خواستار اين شدند كه وزير كاملاً مميزي را از بين ببرد. گروه ديگر ميخواستند جنتي آنها و انتشاراتيهاي همفكر آنها را از دايره مميزي خط بزند و در آخر معدود انتشاراتي بودند كه از ترس عواقب حقوقي از پذيرفتن اين پيشنهاد جسورانه سر باز زدند. در صورتي كه اصلاً مطرح كردن حذف مميزي در حوزه اختيارات وزير نيست و شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسئوليت اين كار را برعهده دارد، اما تا زماني كه وزير فرهنگ دولت يازدهم به اين نكته حقوقي واقف نشده بود، حسابي ناشران را به دردسر انداخت.
جنتي تقريباً همان كاري را كه با ناشران انجام داد بر سر سينماييها هم درآورد. انتخاب فردي خارج از دايره سينما براي رياست بر سازمان سينمايي، سر آغاز جنجالهاي دراماتيك سينما شده است. اگرچه شخص وزير و حجتالله ايوبي رئيس سازمان سينمايي به دليل سابقه ديپلماتيك و انعطافپذيريهاي خاص ديپلماتها در برابر بسياري از انتقادات از خود نرمش به خرج ميدهد اما عملكرد چند ماهه رئيس سازمان سينمايي نميتواند مورد تأييد باشد. ايوبي در ابتداي كار با بازگشايي شتابزده خانه سينما نشان داد كه ميخواهد به عنوان چهره مثبت سينما ظاهر شود اما همين كار اختلافات سينماييها را عميقتر كرد. انتصابات ايوبي نيز يكي از موارد جنجال برانگيز بوده است. وي در مراسم معارفه خود از وجود پستهاي بيشمار در سازمان سينمايي انتقاد كرد و وعده بازنگري در آنها را داد اما تا به حال چيزي كه بيشتر به چشم آمده است، بازنگري در مديران سينمايي است. گويا كليدي كه رئيسجمهور در دست داشت در حوزه سينما جاي خودش را به داس داده است. ايوبي تقريباً همه مديران دولت قبلي از مديران ارشد زيرمجموعه تا مديران مياني را تعويض كرده است. البته نكته وقتي جالبتر ميشود كه نگاهي به ليست سياه افراد جايگزين مياندازيم. مديران سينمايي دولتهاي سازندگي و اصلاحات كه بايد دوران بازنشستگي خود را بگذرانند به كار دعوت شدهاند. اين افراد كه اكثراً نزديك به هشت سال از پستهاي اجرايي دور بودهاند، در دوران مديريتهاي پيشين خود كارنامه قابل دفاعي نداشتهاند. حال چرا بايد ايوبي آزمودهها را دوباره بيازمايد و تكرار خطاهاي گذشته را دوباره تكرار كند، معلوم نيست.
آخرين كشتي كه جنتي سكان آن را به سوي جزيره ناشناختهاي ميراند، موسيقي است. اصرار به اجراي آواز توسط زنان به رغم حرمت موسيقي و صداي زن در اسلام، بحثي بود كه نه تنها اهالي هنر بلكه روحانيت و مراجع معظم تقليد را به واكنش واداشت. علي جنتي كه خود تحصيلات حوزوي دارد و از سوي ديگر فرزند يك آيتالله مجتهد است، درباره آواز بانوان از مسئلهاي دفاع كرد كه حتي طلبههاي سال اول حوزه علميه قم نيز بر حرمت آن اذعان دارند. اينكه وزير ارشاد بخواهد دانسته يا ندانسته بحثهاي حاشيهاي چون آواز زنان را دامن بزند، تنها باعث ميشود خوراك رسانههاي ضد انقلاب براي چند ماه تأمين شود. اي كاش جنتي پيش از اينكه خود را ادامهدهنده راه خاتمي بداند، كمي درباره اوضاع فعلي فرهنگي كشور تأمل ميكرد. ما در درياي متلاطمي هستيم و اگر ناخدا بخواهد كمي از دقت خود كم كند، قطعاً غرق خواهيم شد.