مذاكرات هستهاي بين هيئتهاي مذاكرهكننده ايران و گروه1+5 روز پنجشنبه 16 آبان در دو نوبت صبح و بعداز ظهر انجام شد، اما ادامه مذاكرات در روز جمعه با اتفاقات پيشبيني نشدهاي همراه شد. جان كري، وزير امور خارجه امريكا، به دعوت اشتون برنامه سفر خود در خاورميانه را لغو كرد و عازم ژنو شد و وزراي امور خارجه بريتانيا، فرانسه و آلمان هم مثل او برنامههاي خود را براي سفر به ژنو لغو كردند. ورود چهار وزير از شش كشور عضو 1+5 به ژنو آن هم به صورتي غيرمترقبه و برنامهريزي نشده به اين معنا است كه از مذاكرات روز پنجشنبه نتيجهاي قابل توجه به دست آمده و اين وزيران براي تأييد نهايي عازم ژنو شدند. عكسالعمل تند و خشمآلود بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي، نسبت به حصول توافق در ژنو هم مويد اين امر است كه نتانياهو از اين توافق به نام «معامله قرن» ياد كرده است. اين نحو عكسالعمل نتانياهو به هر نوع توافقي بين ايران و گروه 1+5 طبيعي است، اما بايد ديد كه اين توافق چگونه است و آيا ميتوان نسبت به آن خوشبين بود؟
قبل از هر چيز بايد توجه داشت كه اين توافق نتيجه مذاكراتي است كه حدود سه هفته قبل برگزار شد. هيئت ايراني در آن مذاكرات پيشنهادهايي در قالب يك طرح به گروه 1+5 داد و مذاكرهكنندگان اين گروه در بيانيه مشترك با ايران اعلام كردند كه «به دقت پيشنهادهاي ايران را بررسي ميكنند». به عبارت ديگر، مذاكرات سه هفته قبل توپ را به زمين 1+5 انداخت تا اين گروه نتيجه بررسيهاي خود را در پنجشنبه 16 آبان به طرف ايراني اعلام كند و حصول هر توافقي به معناي توافق 1+5 با پيشنهادهاي ايران است. حال، ارزيابي هر توافقي بنابر دو مبناي اساسي قابل بيان است كه مبناي نخست مربوط ميشود به اصل نفس توافق و مبناي دوم به چگونگي توافق 1+5 با پيشنهادهاي ايران و محورهاي اين توافق. حصول و اعلام توافق بين ايران و 1+5 در قالب بيانيه، تفاهمنامه يا هر شكل ديگري يك گام به جلو و از اين جهت، در نفس خود گام به جلو قابل توجهي در جريان مذاكرات مكرر دو طرف است. بايد توجه داشت كه 1+5 و به ويژه اعضاي غربي آن تلاش داشتند در سالهاي اخير و به خصوص از مذاكرات استانبول به اين سو، جريان مذاكرات را در سمت گفتوگو براي گفتوگو نگهدارند. 1+5 و به ويژه جناح غربي آن به رهبري امريكا سعي ميكرد تا با اين سمتگيري در مذاكرات هم نتيجهاي از گفتوگوها به دست نيايد و هم آنكه زمان به دست آورد تا حجم تحريمها را افزايش دهد. معلوم بود كه اين مسير بينتيجه نميتواند ادامه داشته باشد چراكه تنها بنبست در مذاكرات را تقويت ميكرد. توافق دو طرف نقطه پاياني بر اين مسير است تا آنكه راهي براي خروج از بنبست در مذاكرات ايجاد شود، اما بايد توجه داشت كه راه خروج بسته به اين است كه 1+5 با پيشنهادهاي ايران و محورهاي توافق چگونه برخورد ميكند.
ايران در طرح خود سه مرحله اساسي از تعيين يك هدف مشترك، فرآيند يك ساله براي برطرف كردن اختلافات و اقدامات متقابل براي اعتمادسازي را مطرح كرده بود. هدف مشترك تنها ميتواند به معناي پذيرش حق فعاليت هستهاي ايران از سوي 1+5 باشد كه بنابر اين طرح، با دو مرحله ديگر امكانپذير خواهد بود. 1+5 تا كنون از پذيرش اين هدف سر باز ميزد اما با اين توافق، مسير گفتوگوها بايد در جهت اين هدف باشد كه طي يك سال و با اقدامات متقابل انجام خواهد شد. اكنون بايد ديد كه اقدامات متقابل يك ساله از ديد دو طرف چه معنايي دارد، چراكه نحوه نگرش دو طرف نسبت به اقدامات متقابل از محورهاي اصلي توافق است. بايد توجه داشت كه طرف غربي پيش از اين هم از اقدامات متقابل ميگفت اما آنان در نگرش خود نسبت به اقدامات متقابل، اصل اساسي هموزن بودن را در نظر نميگرفتند.
به همين دليل بود كه آنان از ايران ميخواستند تا اقدامات مهمي مثل تعطيلي سايت فردو، توقف غنيسازي 20 درصد و خروج ذخيره 20 درصد را انجام دهد تا آنكه اقدامات ناچيزي مثل تخفيف در تحريم فلزات گرانبها يا برخي تجهيزات هواپيمايي انجام دهند. اين نگرش از اقدامات متقابل نميتواند مورد پذيرش ايران باشد، چراكه هموزن يكديگر نيستند و اگر غرب هنوز همان نگرش از اقدامات متقابل را داشته باشد، نميتواند انتظار پذيرش و همراهي ايران براي ادامه مسير را داشته باشد. در واقع، هنوز ابهاماتي در اين مورد وجود دارد كه در اين مورد ميتوان به ادعاهاي اخير امريكا در مورد بازگشت بخشي از اموال بلوكه شده ايران يا اظهارات جي كارني اشاره كرد.
آيا بازگشت بخشي از اموال بلوكه شده ايران اقدام هموزني از سوي امريكا است با توجه به اينكه اصل اين اموال در مالكيت ملت ايران است؟ كارني از «تخفيف محدود، هدفمند و قابل برگشت» تحريمها سخن گفته و آيا اين گفته به آن معنا نيست كه اصل تحريمها و حتي مفاد و جزئيات آن باقي خواهد ماند و غرب تنها در نحوه اجراي آنها كميسهلگيري خواهد كرد؟ به نظر ميرسد كه غرب هنوز همان نگرش از اقدامات متقابل را دارد كه در اين صورت نميتوان حصول توافق ايران با 1+5 را مثبت ارزيابي كرد هرچند كه نسبت به مبناي نخست گام به جلو و مثبت باشد. در واقع، توافق در صورتي به نتيجه عملي خواهد رسيد كه غرب نگرش خود را تغيير دهد و آن گاه است كه مسير براي رسيدن به توافق نهايي و تأييد جامع حقوق هستهاي ايران فراهم خواهد شد و ميتوان با اين دورنما به توافق فعلي خوشبين بود.