پديده و معضل كودكان كار و خياباني به رغم تلاشهاي صورت گرفته باز هم در گوشه و كنار شهر به اشكال گوناگون از دستفروشي گرفته تا تكديگري به عناوين مختلف به صورت واضح مشاهده ميشود. اين معضل كه ريشه در مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دارد چهره شهر را نازيبا كرده است.
وجود كودكان خياباني و كار با لباسهاي مندرس و چهرههاي رنگ و رو رفته به جز آن گروههايي كه به صورت شبكهاي و باندي در معابر حضور دارند، نشان از كمكاري و كوتاهي دستگاههاي متولي دارد، هرچند مسئولان دستگاههاي ذيربط در توجيه ناكارآمدي خود توپ را به زمين ديگري پاسكاري ميكنند اما در شهري كه زمين آن در جنوبيترين نقطه پايتخت كمتر از چند ميليون نيست و در شماليترين نقطه دهها ميليون به فروش ميرسد و خانهها با متراژ بالاي 500 مترمربع همچون قارچ در حال رشد هستند چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟!
همه ما به صورت روزانه از كنار اين كودكان عبور ميكنيم و گاه از روي ترحم يا اجبار دستي در جيب كرده و با آنان همراه ميشويم و گاه به ضربههاي آنان كه روي شيشه اتومبيل زده ميشود، اعتنايي نميكنيم چراكه نميدانيم واقعاً بايد كمك كنيم يا از كنار آنها عبور كنيم؟!
هرچه هست اينان شهروندان اين شهر شدهاند و از جنس ما هستند. يكي با احترام و لهجه خاص جلوي اتومبيل را گرفته با ادب درخواست كمك ميكند و ديگري گل اهدا ميكند تا سهمش را از جيب من و تو بگيرد و آن يكي هم...
اخيراً سازمان رفاه، خدمات و مشاركتهاي اجتماعي شهرداري تهران با يك نگاه مقطعي اما جالب به سراغ اين كودكان رفته است و با كمك برخي خيرين، اين كودكان را بر سر ميز رستوران دعوت كردهاند تا غذاي گرم و آنچه را كه آرزوي خوردنش را دارند، ميل كنند. هرچند «پيتزا» غذاي مناسبي نيست اما خيرين عدهاي از آنان را به بهترين رستوران پيتزافروشي پايتخت دعوت كردهاند.
از اين اقدام خيرين، مسئولان برج ميلاد هم به پايين برج آمدهاند تا كودكان خياباني و كار كه در «خانه شوش» مستقر هستند را به بازديد از «برج» مهمان كنند تا هم فال باشد و هم تماشا و اينكه كودكان برج را از دوردست نبينند و بزرگي و عظمت آن را از نزديك تماشا كنند.
آري حالا كه مسئولان ذيربط و متولي در وزارتخانه و سازمانها و دستگاهها قصد جدي براي ساماندهي اين كودكان ندارند وظيفه ما چيست و چه بايد بكنيم؟
روزهاي سرد زمستان كمكم با پايان فصل پاييز از راه ميرسد سرماي هوا، سيلي خود را بر رخ و صورت كودكان ميكوبد و سرخياش را برجا ميگذارد. آيا ما صداي اين ضربهها را ميشنويم و سرخي گونههاي آنان را ميبينيم و آيا حاضر هستيم چند ساعتي را در گوشه خيابان فقط در سرما توقف كنيم و چشم انتظار بمانيم تا شايد فردا بيايد!
ايام محرم نزديك است و همه ما براي سوگواري سيد و سالار شهيدان حسين(ع) آماده ميشويم. چه بسا نذر ميكنيم، نذري ميدهيم، چه بهتر كه قدري هم در اين ايام به فكر اين كودكان سرگردان باشيم و از آنان دستگيري كنيم كه سيره ائمه را لبيك گفته باشيم. اين كودكان در ميان محوري هستند كه ما از يك سو و مسئولان از سوي ديگر محور بايد به آنان نزديكتر شويم تا شايد براي اين درد چارهاي كنيم و درماني و نبايد فراموش كنيم جايجاي شهر ما، مكانها و فضاها و امكاناتي دارد كه ميتواند در اختيار اين كودكان قرار گيرد هرچند اندك ولي كودكان بيگناه به همين اندكها هم قانعاند. به واقع سهم كودكان كار و خياباني از شهر ما چه ميزان است و ما چه قدمهايي برداشتهايم تا خود را شهروندان اين شهر بناميم كه ما اهل «تهران» پايتخت هستيم!