امروز روز جهاني خانواده است؛ يك روز براي پرداختن به ركن و سلول اصلي جوامع. در اين ميان جايگاه جامعه ايراني- اسلامي با پشتوانه ارزشها و هنجارهاي نابي كه در چنته دارد، بسيار ويژهتر است. هر چند تغييرات سبك زندگي و برخي عوامل خارجي و كمكاريهاي داخلي موجب شده تا خانواده صميمي و گسترده ايراني همچون سبك زندگي غربي به سمت خانواده سلولي و هستهاي حركت كند و زنجيره ارتباط نسلها در قالب خانواده رو به سستي برود.
بديهي است هر سازه مستحكمي از بخشها، واحدها و سلولهايي تشكيل ميشود؛سلولهايي كه پي و شالوده آن سازه به شمار ميآيند. در اين ميان خانواده نيز شالوده جامعه است و در صورتي مسيرهاي رشد و ارتقاي اجتماعي هموار ميشود كه كوچكترين واحدهاي جامعه يعني خانواده از سلامت كافي برخوردار باشد. در جامعه امروز اما با نفوذ برنامههاي نرم و خزندهاي كه از طريق فضاي مجازي و شبكههاي ماهوارهاي در ميان خانوادههاي ايراني و تغييرات سبك زندگي، قداست جايگاه خانواده در جامعهمان كمي تغيير كرده است؛آمار 5/5 درصدي خانوادههاي تك نفره و به عبارت ديگر افرادي كه زندگي مجردي را برگزيدهاند، اين موضوع را تأييد ميكند.
انقباض خانواده در پي تغيير سبك زندگي
بيترديد اهميت نهاد مقدسي همچون خانواده بر هيچكس پوشيده نيست. دكتر امانالله قرائيمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره اهميت اصليترين زيربناي جامعه به «جوان» ميگويد: خانواده پايه و اساس جامعه است و در بطن خانواده است كه ميراث فرهنگي، هنجارها و ارزشها، دين و معيارهاي اخلاقي از نسلي به نسل ديگر انتقال مييابد. خانواده دوام و بقاي نسلها را بهوجود ميآورد و شخصيت افراد در خانواده شكل ميگيرد و تكميل ميشود. بنا به تأكيد وي شالوده شخصيت هر كسي در خانواده شكل ميگيرد و موفقيت افراد به نقشآفريني خانواده بستگي دارد. در محيط خانواده افراد از آسيبهاي اجتماعي مصون ميمانند اما بسياري از اين اهداف در خانوادههاي سنتي و گسترده به شكلي جامعتر تأمين ميشود. در حالي كه خانوادههاي هستهاي و منقبض شده طبيعتاً نميتوانند حمايت عاطفي، اجتماعي و اقتصادي را همچون خانوادههاي گسترده تأمين كنند. اين جامعه شناس در توضيح كاركردهاي خانوادههاي گسترده ميافزايد: در اين شكل از خانواده پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ در رأس هرم قرار داشتند و همين مسئله سبب شكلگيري روابط عميقتري ميان اعضاي خانواده ميشد. دكتر شهرام وزيري، روانشناس و استاد دانشگاه نيز در گفتوگو با «جوان» درباره مزاياي خانوادههاي گسترده خاطر نشان ميكند:در چارچوب خانوادههاي گسترده اعضاي خانواده دور هم نگه داشته ميشدند و در همين ساختار حمايت اعضاي خانواده از يكديگر به شكل مستحكمي برقرار ميشد. بنا به تأكيد اين روانشناس در خانوادههاي گسترده هر چند شايد استقلال به اندازه خانوادههاي هستهاي نباشد اما غم و شادي خانواده بين هم تقسيم ميشود و عبور از گذرگاههاي سخت زندگي آسانتر.
همه مقصران هستهاي شدن خانواده
وي تصريح ميكند: در روند گسترش جوامع و صنعتي شدن آن اما وارد فازي شدهايم كه هر چند استقلال افراد را بيشتر تضمين ميكند اما اين استقلال به قيمت سست شدن پيوندهاي خانوادگي شده است. وزيري عوامل متعددي را در پيدايش اين روند نادرست دخيل ميداند؛از پيچيدگيهاي زندگي صنعتي در كلانشهرها گرفته تا تغييرات شيوههاي ازدواج، كمكاريهاي آموزش و پرورش و آموزش عالي و به طور يقين تأثير انكارناپذير رسانهها و فضاي مجازي كه گاهي خواسته و گاهي هم ناخواسته منجر به شكلگيري اين انفصال در بدنه خانوادهها شدهاند.
وي درباره معضلات خانوادههاي هستهاي، حلقههاي زنجير را مثال ميزند. زنجير زماني زنجير است كه حلقههاي آن دست در دست هم داشته باشند و هر كدام از اين حلقهها در صورت جدايي از هم، زنجير به حساب نميآيند و كاركردهاي يك زنجير را ندارند.
سهم فضاي مجازي و ماهواره در استحاله خانواده ايراني
اگر شما هم گاهي وقتها سري به رسانههايي همچون ماهوارهها بزنيد، درمييابيد سريالهاي طولاني و هر شبه اين كانالهاي فارسي زبان تعاريف جديدي از خانواده ارائه ميكنند. گاهي وقتها هم كه اصلاً خانوادهاي وجود ندارد و فقط با همخانه مواجهيم. فضاي مجازي هم كه هزارتويي است كه انگار در آن همه چيز پيدا ميشود جز اهميت خانواده. در اين هزار تو نيز شما با هر كليك وارد دنيايي تازه ميشويد كه خيلي وقتها همچون موريانهاي ساختار خانواده را پوك ميكند و از طريق فضاي مجازي در ذهن شما جاي ميگيرد و سبك زندگيتان را تغيير ميدهد. وزيري هم نقش رسانهها را در تغيير سبك و سياق خانوادههاي ايراني بسيار مؤثر ميداند. بنا به تأكيد وي با تمام اينها نبايد فراموش كرد كه بزرگترهاي خانواده نقش عمود اين خيمه را دارند و كمرنگ شدن نقش آنها موجب شده تا دولت بخشي از كاركردهاي خانواده را به عهده بگيرد و شاهد شكلگيري مهدهاي كودك و خانههاي سالمندان باشيم.
خانههاي سالمندان بر مهدهاي كودك استوار ميشوند
شايد يكي از عوارض و چالشهاي خانوادههاي هستهاي، گسترش مهدهاي كودك و خانههاي سالمندان باشد؛ دو محلي كه يكي براي خلاص شدن از دست بچهها و ديگري براي كنار زدن بزرگترها از زندگي كاركرد دارد و به باور وزيري بين اين دو ميتوان ارتباطي عجيب پيدا كرد. به باور اين روانشناس، كودكان ما در خانوادههاي امروزي به گونهاي آموزش نميبينند كه بتوانند سالمندان را بپذيرند شايد به اين خاطر كه در مهمترين دوران زندگي خود براي ساعتهاي طولاني از كانون خانواده دور ميشوند.
هنوز هم قلبمان براي خانوادهمان ميتپد
اين روانشناس تأكيد ميكند:هنوز دير نشده و هنوز غالب خانوادههاي ايراني حتي اگر هستهاي شده باشند ارزشها و قداست خود را حفظ كردهاند و ما ميتوانيم در گذر از خانواده گسترده به هستهاي ارزشها و اصول خودمان را حفظ و سبك زندگي ايراني- اسلامي را احيا كنيم. به عبارت ديگر هنوز هم هر روز كه از خواب بيدار ميشويم و به كارهاي روزمره ميپردازيم و در دنياي صنعتي امروز غرق ميشويم تنها فكركردن به يك چيز ما را به آرامش ميرساند و آن چيزي جز خانواده نيست.
هیچ چیزی مانند برنامه های تلویزیون خودمان نمیتواند به مانند کود (انسانی و گاهی حیوانی) برای رشد ریشه خانواده خوب باشد.
|
کدوم برنامه خوب تلویزیون رو می گید ؟تلویزیون ما اصلا برنامه ای هم داره؟از اخبارهاش گرفته تا تبلیغ و سریال و فیلم و همه برنامه هاش شده کپی از ماهواره اونوقت می گیم ماهواره بده ! حتی کپی هم که می کنیم به بدترین شکل کپی می کنیم