
مردي كه متهم است هفت سال قبل به خاطر 9 هزار تومان مرتكب قتل شده بود با رضايت خانواده مقتول از مجازات قصاص نجات پيدا كرد.
به گزارش خبرنگار ما، بامداد 20 آذر ماه سال 85 مسئولان بيمارستان بهارلو قتل مرد جواني را به پليس گزارش دادند. وقتي مأموران به بيمارستان مراجعه كردند متوجه شدند مقتول مرد جواني به نام حامد است كه در جريان يك درگيري مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده بود.
يكي از شاهدان حادثه به پليس گفت: در حال عبور از كوچه بودم كه مقتول را ديدم كه جلوي خانهشان ايستاده بود و داشت با سه نفر ديگر مشاجره ميكرد. بعد هم ديدم يكي از آنها با چاقو چند ضربه به مقتول زد و بعد همگي فرار كردند.
شاهد ديگري به مأموران گفت: شب حادثه خانه مقتول ميهمان بودم. داشتيم با هم حرف ميزديم كه زنگ خانه را زدند. بعد هم حامد به در خانه رفت. متوجه شدم كه هاشم همراه پدر و برادرش به در خانه حامد آمده است تا طلبش را بگيرد. شنيدم كه هاشم از حامد خواست 9هزار توماني را كه به او بدهكار است، بدهد اما حامد گفت كه فقط 2 هزار تومان بدهكار است. بعد هم سر اين موضوع درگير شدند. وقتي خودم را به كوچه رساندم ديدم هاشم و پدر و برادرش با حامد درگير شدهاند. بعد هم هاشم با چند ضربه چاقو حامد را هدف قرار داد و همگي فرار كردند.
بعد از انجام تحقيقات مأموران چند روز بعد از حادثه هاشم را بازداشت كردند. متهم در بازجوييها اتهام خودش را قبول كرد و گفت از كاري كه كرده است پشيمان است. او توضيح داد: من از حامد 9 هزار تومان طلب داشتم. هر وقت طلبم را درخواست ميكردم پولم را نميداد و ادعا ميكرد كه 2 هزار تومان بدهكار است. شب حادثه ابتدا به در خانهاش رفتم و از او خواستم طلبم را بدهد اما او مثل هميشه گفت كه فقط 2هزارتومان به من بدهكار است. خيلي عصباني شدم و با هم مشاجره لفظي كرديم. بعد از اين او را تهديد كردم كه اگر جرئت دارد همان جا بماند تا بيايم. من بلافاصله به خانه رفتم و چاقويي را از آشپزخانه برداشتم و بيرون آمدم. وقتي برادرم و پدرم متوجه موضوع شدند، مرا همراهي كردند و به در خانه او رفتيم. پدرم زنگ خانه حامد را زد و از او خواست بيرون بيايد تا با حرف زدن او را متقاعد كند بدهكارياش را بدهد اما حامد باز هم قبول نكرد تا اينكه با هم درگير شديم. من قصد كشتن او را نداشتم و فقط ميخواستم با نشان دادن چاقو او را بترسانم تا اينكه در درگيري ناخودآگاه ضربهاي به سينهاش زدم و او روي زمين افتاد. متهم بعد از تحقيقات تكميلي و صدور كيفرخواست از سوي بازپرس پرونده در شعبه 71 دادگاه كيفري استان محاكمه شد. هيئت قضايي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل مدافعش وي را به قصاص محكوم كردند. حكم قصاص متهم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور براي سير تشريفات اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي پايتخت ارسال شد. در حالي كه متهم بعد از گرفتن استيذان حكمش در يك قدمي چوبه دار قرار داشت، داديار شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي با دعوت از اولياي دم و خانواده متهم جلسات صلح و سازشي در شعبه برگزار كرد. سرانجام بعد از تشكيل چند جلسه خانواده مقتول به خاطر رضاي خدا از قصاص قاتل اعلام گذشت كردند. يكي از اولياي دم هنگام ارائه رضايت نامه كتبي به داديار شعبه گفت: از آنجايي كه متوجه شديم قاتل اظهار پشيماني كرده و در زندان توبه كرده است، از قصاص وي گذشت ميكنيم.