کد خبر: 618067
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۳
مقاله بهار «اشتباه فني» نبود، «سنجش حساسيت» بود
مي‌توان آنچه روز قبل از عيد غدير در روزنامه بهار به چاپ رسيد و همه مدعاي شيعه در ولايت و جانشيني علي بن ابيطالب (ع) را زير سؤال برد
كبري آسوپار
مي‌توان آنچه روز قبل از عيد غدير در روزنامه بهار به چاپ رسيد و همه مدعاي شيعه در ولايت و جانشيني علي بن ابيطالب (ع) را زير سؤال برد، صرفاً يك اشتباه دانست كه در غياب مديرمسئول چاپ شده و حالا هم لابد بايد عذرخواهي اين مديرمسئول را پذيرفت. شايد براي همه مؤمنان اميرالمومنين (ع) هم پذيرش اين گزاره «اشتباه فني(!)» راحت‌تر و بي دردسرتر باشد تا اينكه بخواهند خود را درگير اين موضوع كنند كه چرا در بزرگ‌ترين حكومت شيعي جهان يك روز قبل از عيد غدير خم كه بحق عيد الله‌اكبر است، ولايت امام اول شيعيان نه بر حسب نظر شخصي، بلكه با برداشت نادرست از سخنان خود امام علي (ع) زير سؤال برده مي‌شود! اما ماجرا به همين سادگي نيست و شايد اگر پيشينه اتفاقاتي از اين دست را مرور كنيم و نگاهي هم به حال و اوضاع نويسنده سرمقاله مذكور داشته باشيم، خود دريابيم كه پذيرش مدعاي «اشتباه فني» چقدر مي‌تواند خوشبينانه كه نه، حتي ساده‌لوحانه تلقي شود!
 
 هراس تكرار شبهه‌افكني‌‌هاي  دوران خاتمي
اعتراض چهره‌‌هاي  سياسي و مذهبي در روزهاي گذشته تنها به چاپ يك مقاله نيست، نه اينكه خود اين مقاله حتي در صورت مفرد دانستن آن و نديدنش به عنوان عضوي كوچك از يك جريان،‌نمي‌‌تواند انگيزه اعتراض و انتقاد را فراهم سازد بلكه گذشتن و پذيرش اشتباه در يك تك‌گزاره چندان كار سختي نيست، اما همه معترضين خاطرات خود را از دوران رياست جمهوري سيدمحمدخاتمي و سيل شبهه‌افكني‌‌هاي  روزنامه‌‌هاي  زنجيره‌اي كه مرور مي‌كنند، درمي‌يابند كه اين مقاله با يك نگاه واقع‌بينانه سرچشمه بروز جرياني است كه در سال‌‌هاي گذشته، فرصت بروز و ظهور نيافته و خويش را در محافل خودماني اصلاح‌طلبان محدود كرده و از بيم برخورد مردم و جناح حاكم، در نشريات خودي‌شان هم دچار خودسانسوري شده است!
اين خاطره‌ها چندان قديمي نيست و آن همه بر آن خاك ننشسته كه در تحليل چرايي چاپ چنين سرمقاله‌اي در روزنامه بهار به كار بيايد. تيرماه 79 بود كه روزنامه دولتي ايران مدعي شد كه «... حتي به خدا هم مي‌توان اعتراض كرد و او را فتنه‌گر ناميد!» روزنامه‌اي كه تحت مديريت رئيس جمهور وقت – سيد‌محمد خاتمي – اداره مي‌شد. آبان 78، روزنامه صبح‌امروز به مدير مسئولي سعيد حجاريان – تئوريسين اصلاح‌طلبان – نوشت كه «تفكر شيعه‌گري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است.» بهمن 78 رجبعلي مزروعي نماينده اصلاح‌طلب مجلس ششم مي‌گويد كه «حضرت علي مشروعيت خود را از مردم گرفته، همانطور كه معاويه مشروعيت خود را از مردم گرفته است.» بهمن 77، عبدالكريم سروش در ماهنامه كيان مي‌نويسد: «ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او ولايت نيز خاتمه مي‌يابد، او خاتم نبوت و خاتم ولايت بود، ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است.» روزنامه فتح فروردين 79 به قلم تقي رحماني مي‌نويسد: «چرا بايد جريان سقيفه را تبديل به يك كينه تاريخي كنيم؟ سؤال اين است كه اگر طراحان سقيفه گناهكارند، پس تمام فرق اسلامي به جز شيعيان گناهكار و فريب خورده‌اند؟»
مي‌توان اين ليست شبهه‌افكني‌ها را همين گونه ادامه داد و لاجرم صفحات بسياري از روزنامه‌ها را اشغال خواهد كرد، اما همين چند گزاره كافي است دريابيم جرياني  در پس ظاهر شيعه خويش و به اسم تبادل آرا و بحث علمي مي‌كوشد كه رأي مردم را بر رأي خدا كه در غديرخم توسط رسو‌ل‌الله (ص) به مردم ابلاغ شد، مقدم بدارد و اين مقدم دانستن رأي مردم به رأي خدا در انتخاب جانشين پيامبر (ص) قسمتي از پروژه بزرگ شبهه‌افكني در اعتقادات غالب مردم ايران و تقدس‌زدايي از اموري است كه مردم اين سرزمين در باورهاي خود آنها را غيرقابل خدشه دانسته‌اند!
حال آيا دلسوزان جامعه نبايد دغدغه اين را داشته باشند كه جريان مذكور مجدداً فضا را براي بروز خويش فراهم ديده و مي‌كوشد تا به متن روزنامه‌‌هاي  زنجيره‌اي بازگردد و مسئوليت آغاز اين پروژه نيز بر عهده روزنامه بهار گذاشته شده است؟ چطور مي‌توان قبول كرد كه يك اشتباه فني دقيقاً در راستاي شبهه‌افكني‌‌هاي  دوران اصلاحات، ولايت امام اول شيعيان را آن هم همزمان با عيد غدير زير سؤال برد؟! آيا نبايد به هوشمندي اين «اشتباه فني» توجه كرد؟!

   نويسنده يادداشت بهار كه بود؟
سيدعلي‌اصغر غروي نويسنده يادداشت مذكور، آدمي غيرمطلع نيست. او دكتراي فلسفه اسلامي دارد و فرزند طلبه‌اي است كه حضرت امام (ره) و آيت‌الله خوئي آن طلبه را منحرف از اسلام مي‌دانستند! كسي كه همكاري نزديكي با ساواك و مسئولان آن داشت و اينك فرزندش در مقاله روزنامه بهار با استناد به سخنان و رفتار خود امام علي(ع) و ولايت حضرتش را زير سؤال مي‌برد. سيدعلي‌اصغر غروي عضو شوراي مركزي نهضت آزادي و مسئول شاخه اصفهان اين حزب غيرقانوني است. او به خوبي مي‌داند چه چيزي را و در آستانه چه روزي مي‌نويسد و آگاهانه مطلبي را در اختيار روزنامه بهار مي‌گذارد كه حدس آنكه روزنامه را تا مرز توقيف پيش مي‌برد، چندان سخت نخواهد بود اما اگر او عضو يك جريان باشد، آيا كليد زدن آغاز بروز يك جريان آنقدر نمي‌ارزد كه يك روزنامه را پاي آن قرباني كنند؟! مديريت روزنامه بهار نيز به خوبي با وي و خاستگاه خانوادگي او و افكار و عقايدش آشناست؛ سيدعلي‌اصغر غروي امروز ظهور نكرده و فردي غريبه و ناشناس براي مسئولان روزنامه نبوده است، با اين همه آيا بايد همچنان خود را با پذيرش گزاره «اشتباه فني» راضي نگه داريم؟!

   حساسيت‌سنجي‌‌هاي  يك مقاله
يادداشت بهار به عنوان آغازگر يك جريان مي‌‌تواند حساسيت‌سنجي خوبي را هم كليد بزند. ولايت اميرالمؤمنين(ع) در آستانه عيد غدير زير سؤال مي‌رود، اگر صداي اعتراضي قابل توجه بلند شد كه لاجرم بايد فيتيله بروز جريان را پايين كشيد و كمي آرام‌تر و محتاط‌تر پيش رفت، اگر هم جامعه آنقدر درگير يارانه و مذاكرات و بيلبوردهاي ضدامريكايي و رأي اعتماد وزرا و ... بود كه به اين تحريف آشكار واكنشي نشان نداد كه مي‌توان با خشنودي، مراحل بعدي را به اجرا درآورد!
موج اعتراضات اما آنقدر زياد بود كه نه تنها روزنامه بهار در اولين شماره پس از تعطيلي عيد غدير به عذرخواهي وادار شد بلكه دو صفحه كامل را به پاسخگويي شبهات مقاله فوق اختصاص داد و حتي خود براي دلجويي از مؤمنان دست به توقف انتشار زد. محمدرضا عارف نيز كه روزنامه بهار منسوب به وي است، چهار روز پس از انتشار مطلب آن را متأثركننده خواند و حتي دفتر عارف ارتباط وي را با اين روزنامه تكذيب كرد. پس از اعتراضات و نيز تذكر تعدادي از نمايندگان مجلس به وزير ارشاد بابت چاپ اين مقاله، علي جنتي وزير ارشاد نيز آن را تحريف در تاريخ اسلامي دانست كه نقشي در ايجاد اختلافات مذهبي داشته است و اعلام كرد رأي هيئت نظارت بر مطبوعات نيز با توجه به تذكرات كتبي قبلي به اين روزنامه توقيف آن است، بنابراين در نهايت با رأي هيئت نظارت، روزنامه بهار توقيف شد!
بديهي است اگر موج اعتراضات كم بود و صداي معترضين چندان بلند نمي‌شد، اين واكنش‌ها را نيز شايد اكنون شاهد نبوديم.
 
تبادل نظر يا شبهه افكني؟!
شايد بتوان با روشنفكري زياد، اين مقاله را نه توهيني در خور برخورد بلكه يك شبهه‌افكني در خور پاسخگويي دانست اما اولاً پاسخگويي به شبهه نبايد راه را بر برخورد با آن ببندد و گرچه لزوماً برخورد توقيف روزنامه نيست، اما صرف پاسخگويي هم راه آن نيست. اگر محتواي اين مقاله نه به عنوان سرمقاله روزنامه كه طبيعتاً مورد تأييد مسئولان روزنامه تلقي مي‌شود بلكه به عنوان بخشي از يك مقاله كه به بيان شبهات پيرامون وقايع غدير و سقيفه و پاسخگويي به آنها مي‌پردازد، مطرح و چاپ مي‌شد، مي‌توانست در چارچوب تبادل آرا و نظرات مورد تحليل قرار گيرد و آن را توهين به اعتقادات ندانيم، ثانياً مقاله مذكور به عنوان نظر شخصي هم طرح نشده بلكه با استناد به سخنان خود امام علي(ع)، اين ولايت را زير سؤال مي‌برد و اينجاست كه تفسير به رأي كلام مولا يقيناً توهين تلقي مي‌شود، ‌مثلاً نويسنده مقاله از نظر امام علي(ع) در مورد پايين دانستن ارزش حكومت حتي از عطسه بز نتيجه مي‌گيرد كه چطور مي‌شود چيزي كه از منظر امير مؤمنان(ع) قدر و منزلتش از عطسه بز كمتر است، از طرف خدا باشد و تازه فراتر از اين اتمام نعمت و اكمال دين باشد؟! آيا نويسنده‌اي با تحصيلات دكتراي فلسفه اسلامي نمي‌داند كه حكومت يك ابزار است و ذاتاً داراي ارزشي نيست و حتي بالذاته نزد مردان خدا از عطسه بز نيز بي‌ارزش‌تر است اما همين ابزار بي‌ارزش وقتي وسيله اجراي امر خدا بر زمين مي‌شود، اتمام نعمت و اكمال دين قرار مي‌گيرد؟! و آيا اين نويسنده نمي‌داند پيامبر (ص) در آن گرماي صحرا، امت خسته از راه را معطل اين نكرده بود كه فقط بگويد من علي را دوست دارم؟! و آيا نمي‌داند اميرمؤمنان (ع) به خاطر همين از عطسه بز بي‌ارزش‌تر نبود كه فرمود 25 سال خار در چشم و استخوان در گلو بودم؟!
شبهات مقاله فوق همين قدر ساده جواب داده مي‌شود اما از جرئت يافتن يك جريان پنهان شده براي ابراز وجود نبايد غفلت كرد، البته متأسفانه جاي طرح اين سؤال نيز هست كه اين جريان در دولت اعتدال چه يافته كه فضا را براي طرح خويش مناسب ديده است؟
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
حق گو
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۷
0
0
كلا"‌ ميكروبها در محيطهاي آلوده است كه مي توانند شروع به رشد كنند !!!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار