کد خبر: 617931
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۶
نوشته ديروز من در اين ستون بيش از آنچه انتظار داشتم، بازتاب داشت. لذا با آنكه براي امروز مطالب ديگري نوشته بودم، ترجيح دادم دوباره از «صداقت امريكايي» بگويم. حرف من در آن يادداشت روشن بود.
محمد حسين جعفريان

نوشته ديروز من در اين ستون بيش از آنچه انتظار داشتم، بازتاب داشت. لذا با آنكه براي امروز مطالب ديگري نوشته بودم، ترجيح دادم دوباره از «صداقت امريكايي» بگويم. حرف من در آن يادداشت روشن بود. خواستم مخاطبم فاصله شعار تا عمل برخي‌ها را بداند. البته پس از جفاي غريبي كه بر سر‌كار خانم «راستگو» در شوراي شهر تهران رفت، بسياري حساب كار دستشان آمد و متوجه اين تناقض شدند. اما اين پوستر‌هاي «صداقت امريكايي» و بر‌خورد چكشي بزرگواران «زنده باد مخالف من!» خيلي‌ها را متوجه خيلي چيز‌ها كرد.

جالب است بدانيد كه خود من از طرفداران مذاكره‌ام. بله! به نظر من نفس مذاكره با رعايت جوانب لازم است زيرا خيلي چيز‌ها را روشن مي‌كند، لااقل روي ديگر برخي از همين عزيزان را كه در ماجراي اين پوستر‌ها ديديم. البته نظير طراحان همان پوستر‌ها، در صداقت طرف مقابل ترديد دارم. عامل اين تشكيك و ترديد كه بسياري از مردم ما نيز در آن با من سهيمند، خود امريكايي‌ها هستند. اگر درست به خاطر بياورم، حتي آقاي خاتمي در عهد دولتمداري‌اش، به واسطه موضوعي مرتبط با مذاكرات مشابه، خطاب به امريكايي‌ها چيزي با اين مضمون گفته بود؛ مشكل آن است كه پايتخت گروهي از سياستمداران امريكايي‌ «تل‌آويو» است. ما با امريكا اگر طرف بوديم باب مذاكره زود‌تر باز مي‌شد...

بديهي است در چنين شرايطي تا مردم ايران مطمئن نشوند زير آن دستكش مخملي دستي واقعي و نه چدني و مهم‌تر از آن امريكايي و نه صهيونيستي است، ترديد‌شان بر‌طرف نمي‌شود.

بگذريم جمعه شب كه مطلب براي روز‌نامه ارسال شده بود، يكي از دوستان پيامكي داد. نوشته بود دو نفر از بچه‌هايي را كه بيلبورد‌ها را نصب مي‌كردند، دستگير كرده‌اند. البته آنها گويا ساعاتي بعد آزاد شدند، اما تصور كنيد اين دو تن از طيف سياسي ديگري بودند و به دلايل حتي صد در صد موجه دستگير مي‌شدند. فقط خدا مي‌داند چه قشقرقي بر پا مي‌شد. حداقلش آن بود كه تمام رسانه‌هاي آن سوي آب‌ها خبرش را دست به دست كرده و با دوستان و نزديكان و اگر مي‌توانستند با خود آنها گفت‌گو‌ها كرده و تصاوير‌شان را دم به دقيقه پخش مي‌كردند، فضاي مجازي پر مي‌شد از ... بگذريم. از طرف ديگر جگرم از اين خبر سوخته بود. چرا؟ تصور كنيد. در تهران 1392 دو تا جوان انقلابي و عاشق نظام را به جرم ترديد در صداقت امريكا، دستگير مي‌كنند. عرض كردم «ترديد در صداقت امريكا». اين دقيقاً آن چيزي بود كه آن پوستر‌ها هشدارش را به مخاطب مي‌دادند و نه حتي شعار «مرگ بر امريكا»!

با كمال تأسف گروه‌هاي فشار با طرح دلايلي كودكانه به جنگ اين حركت خردمندانه اما معمول و بديهي آمدند. از سن طراح و مدير مؤسسه مربوطه تا طرح سؤالاتي نا‌مربوط نظير اينكه پول اينها از كجا آمده؟ آيا به من هم براي تبليغ كنسرتم اجازه نصب بيلبورد مي‌دهند؟ آيا به ما كه طرفدار مذاكره‌ايم هم اجازه تبليغ مي‌دهند و... يكي نبود بگويد، عزيز! بزرگوار! سيلاب روز‌نامه‌ها و رسانه‌هاي شما كه دارد همين كار را مي‌كند. تحمل دو تا پوستر را هم ندارند. تازه ياد‌تان رفت. اين بچه‌ها شمه‌اي از نظر بنيانگذار انقلاب و رهبر اين سر‌زمين را گوشزد كردند. آيا براي ياد‌آوري سخنان امام (ره) و رهبر انقلاب بايد طرف را دستگير كرد و رفتار او را ضد امنيت ملي خواند؟ شما را به خدا يكي بگويد ما به كجا مي‌رويم؟ آيا محتواي آن پوستر‌ها چيزي جز هشدار رابطه گرگ و ميشي است؟بديهي است وقتي عده‌اي ناگهان چنين ترمز مي‌برند، عده‌اي ديگر جگر مي‌يابند تا صدا و سيما را وادار كنند در سالگرد 13 آبان سرود حماسي پخش نكند. رسماً مي‌گويند: امريكا! امريكا! ننگ به نيرنگ تو... بايد برود به بايگاني صدا و سيما. اينها مگر نمي‌بينند، ژاپني‌ها با تمام تعاملات سياسي، اقتصادي و اجتماعي گسترده‌شان با امريكا، سالگرد هيرو‌شيما را چه با‌شكوه بر‌گزار كرده و جنايت امريكايي‌ها را جار مي‌زنند و محكوم مي‌كنند. شما را به خدا از اين طرف بام نيفتيد. لابد به جاي آن سرود ضد‌امريكايي، صدا و سيما بايد 13‌آبان، بابا‌كرم و همه چي آرومه و بشكن و بالا بنداز و... پخش كند. با اين سر‌عت برويد كه پس‌فر‌دا لابد دستور مي‌دهيد بازي «گرگم به هوا» هم براي همه كودكان ايران به واسطه آنكه مردم را به ياد آن جمله امام و ضديت با امريكا مي‌اندازد، ممنوع است. جمع كنيد اين بساط را. پس كجا شد شعار «زنده باد مخالف من!» و يا شايد اين جمله در اصل بوده: «زنده باد مخالف مخالف من» و آن روز‌ها يك مخالفش را لاك گرفته‌ايد؟!

بر‌ادر بزرگوارم! جناب آقاي دكتر روحاني! به خدا اين بچه‌ها شما را دوست دارند، بسيار بيشتر از برخي به ظاهر دوستانتان. شايد آنها به شما رأي نداده باشند، اما به شعار اعتدال و اميد دولت‌تان دل بسته‌اند. نگذاريد عده‌اي با اين تندروي‌هاي خطر‌ناك آنها و شما را به جايي ببرند كه هر دو نمي‌خواهيد. آنها از عشق شما به رهبر انقلاب درس‌ها مي‌گيرند. مرددشان نكنيد. اين بر‌خورد‌هاي چكشي هميشه نتيجه عكس مي‌دهد. اينها را شما بهتر مي‌دانيد. بگذريم، حاصل اين بر‌خورد‌ها براي خود من اما تصميمي متفاوت بود. من سال‌هاست به سبب اين ستون فقرات كج و پاي لنگ و عصاي سر‌بار، توان شركت در تظاهرات 13 آبان را نداشته‌ام. ولي به ياري خدا امسال اگر شده با ويلچر، خودم را به جلوي لانه جاسوسي مي‌رسانم.

بعد‌التحرير

نكته‌اي باقي ماند. آقاي دكتر روحاني عزيز! مخالفان اين چند پوستر ساده – كه خود را دوست و غمخوار شما جا مي‌زنند- براي مردم آن را حمله به سياست خارجي و شخص شما شرح و معنا مي‌كنند! به خدا اين مغالطه است، حتي بالا‌تر، اين ناجوانمردي است. آيا هر كس به صداقت امريكا و اوباما شك داشت، يعني به صداقت شما و دولت‌تان شك دارد؟! اين نارفيقان، شما را مساوي چه چيزي قرار مي‌دهند؟ متوجه هستيد اينها دارند با شما و مردم چه مي‌كنند؟ دريافتيد پشت پرده اين رفتار‌ها را؟ ما به خرد، اعتدال و فرهيختگي شما كماكان اميد و باور داريم و به آن دل بسته‌ايم و ان‌شا‌‌ءالله به كوري چشم جميع افراط‌گرايان از آن پشيمان نخواهيم شد.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
1
1
اقای روحانی از احمدی نژاد یاد بگیر بااینکه می دانست باطل است مستحکم حرکت میکرد وشما بااینکه می دانید حق هستد مانند خاتمی وقت کشی می کنید
ماریا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
0
1
زنده باشی آقای جعفریان.کاش همه همینطورهوشیارباشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار