به گزارش خبرنگار ما، بيست و چهارم اسفند سال گذشته مردي به كلانتري 172 حضرت عبدالعظيم رفت و از دو زورگيري كه خودرواش را سرقت كرده بودند شكايت كرد.
شاكي توضيح داد: از حدود يك سال پيش با مردي به نام قاسم كه افغاني بود آشنا شدم. مدتي كه گذشت هر دو شروع به خريد و فروش ضايعات آهن كرديم تا اينكه هفتم اسفند قاسم با من تماس گرفت و گفت مقداري ضايعات آهن دارد و به اين بهانه از من خواست تا براي فروش ضايعات به منطقه خلازير بروم. وقتي به آنجا رفتم، قاسم يكي از دوستانش را كه سخي نام داشت و ساكن شورآباد بود به عنوان كارگر به من معرفي كرد.
مالباخته ادامه داد: من سخي را سوار كردم و به منطقهاي متروكه در حوالي بهشت زهرا رفتم. وقتي به محل رسيديم ناگهان سخي از زير لباسش چاقوي بزرگي درآورد و با من درگير شد. از ماشين پياده شديم و همچنان با هم درگير بوديم كه قاسم را ديدم كه با يك اسلحه به سمت ماشين آمد. من از ترسم تسليم شدم. آنها مرا به عقب ماشين بردند و در آنجا قاسم با چكش آهني چند ضربه محكم به سرم كوبيد كه بيهوش شدم و وقتي به هوش آمدم ديدم در بيمارستان هستم. چند روزي بستري بودم تا اينكه امروز مرخص شدم.
بعد از مطرح شدن شكايت به دستور قاضي دادسراي شهرري پرونده براي رسيدگي به تيمي از كارآگاهان پايگاه نهم پليس آگاهي سپرده شد.
همزمان با رسيدگي به اين پرونده و در حالي كه كارآگاهان در حال تحقيق براي دستگيري متهمان بودند چهارم تير امسال پرونده ديگري با موضوع آدمربايي به پايگاه نهم گزارش شد كه به دستور قاضي پرونده رسيدگي به آن در دستور كار اداره يازدهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت. شاكي پرونده آدمربايي به كارآگاهان گفت: مردي به نام قاسم با من تماس گرفت و گفت برادرت هادي را گروگان گرفتهايم. او گفت اگر برادرت را سالم ميخواهي بايد 40 ميليون تومان بدهيد تا او را تحويل بگيريد اما چون اين پول را نداشتم تصميم گرفتم از آنها شكايت كنم.
با آغاز تحقيقات در پرونده آدمربايي، كارآگاهان پايگاه نهم اطلاع پيدا كردند كه قاسم متهم اين پرونده همان متهم اصلي پرونده زورگيري است كه از سال گذشته در تعقيبش بودند.
كارآگاهان با تجميع اطلاعاتي كه شاكيان در اختيارشان گذاشته بودند و همچنين بعد از چهرهنگاري از متهمان، به منطقه شورآباد رفتند و پس از گذشت چهار ماه سرانجام موفق شدند دوازدهم تير امسال سخي - 25 ساله را به عنوان يكي از متهمان پرونده زورگيري دستگير كنند.
سخي پس از دستگيري به زورگيري ماشين اولين شاكي به همراه دوستش قاسم اعتراف و در ادامه بازجوييها به آدمربايي هم اقرار كرد.
متهم به افسر پرونده گفت: بعد از اينكه هادي را گروگان گرفتيم او را كشتيم و جسدش را داخل يك چاه مجتمع در حال ساخت در شهرري انداختيم. با توجه به اعترافات سخي كارآگاهان جسد را در داخل همان چاه كشف كردند و پرونده اين بار با موضوع قتل عمد به اداره دهم پليس آگاهي فرستاده شد.
تحقيقات براي دستگيري قاسم ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان دوباره با پرونده مشابه ديگري اين بار در منطقه حسنآباد روبهرو شدند كه در آن يك زن 60 ساله افغاني به همان شيوه در يك گاوداري به قتل رسيده بود.
خانواده اين زن به پليس گفتند مادرمان سرايدار گاوداري بود وقتي به آنجا رفتيم با جسد او مواجه شديم و بلافاصله او را به بيمارستان برديم اما به علت شدت ضربه به سرش فوت شد. وقتي وسايل داخل اتاقش را بررسي كرديم متوجه شديم 8 ميليون توماني را كه گوشهاي از محل سكونتش پنهان كرده بود هم سرقت شده است.
كارآگاهان در اولين مرحله پسر مقتوله را مورد بازجويي قرار دادند. او گفت: دو سه ساعت قبل از وقوع جنايت يكي از دوستانم به نام قاسم كه به من بدهكار بود براي پرداخت بدهياش به گاوداري آمد. مادرم كه تنها بود با من تماس گرفت و گفت قاسم پول را تحويل داد و رفت.
يكي از همسايهها هم به كارآگاهان گفت: جوان ناشناسي را ديدم كه از گاوداري بيرون آمد كه اگر او را ببينم ميتوانم شناسايي كنم.
بدين ترتيب تصوير قاسم به شاهدان نشان داده شد كه بلافاصله مورد شناسايي قرار گرفت.
وقتي كارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهي به سراغ قاسم رفتند دريافتند كه او پس از اطلاع از دستگيري سخي به سمت افغانستان فرار كرده است اما دوباره از طريق مرزهاي غيرقانوني به ايران بازگشته و در حال حاضر هم در شهرستان تيران از توابع استان اصفهان در يك كارخانه سنگ بري مشغول به كار شده است.
با شناسايي مخفيگاه قاسم - 25 ساله كارآگاهان با اخذ نيابت قضايي به شهرستان تيران اعزام شدند و سرانجام در روز بيست و پنجم مهر او را دستگير و به اداره دهم پليس آگاهي تهران منتقل كردند.
قاسم پس از مواجهه حضوري با شاكيان پرونده و همدستش سخي به قتل هادي و زورگيري خودرو سواري اعتراف كرد.
او در جريان بازجوييها به جنايت دوم كه قتل پيرزن 60 ساله بود هم اعتراف كرد و گفت: مجتبي پسر مقتوله يكي از دوستان صميمي من است حتي شب قبل از جنايت به عنوان ميهمان مرا به خانهشان دعوت كرده بودند.
از حدود يك سال پيش هم من مبلغ 5 ميليون تومان به مجتبي بدهكار بودم تا اينكه روز جنايت طلب مجتبي را به مادرش دادم و از گاوداري خارج شدم. وقتي از گاوداري بيرون آمدم متوجه شدم كه مادر مجتبي تنهاست به خاطر همين دوباره برگشتم و پس از پوشاندن صورتم چند ضربه از پشت به سر پيرزن زدم كه او بيهوش شد اما وقتي در حال سرقت بودم به هوش آمد. اين بار تصميم گرفتم او را بكشم بعد هم چند ضربه محكم به پشت سرش زدم و پس از سرقت 8 ميليون تومان وجه نقد به افغانستان فرار كردم اما پس از تمام شدن پولها دوباره به ايران برگشتم و همراه سخي يكي از دوستانمان به نام هادي را به قتل رسانديم.
سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: «با توجه به اعترافات متهمان به جرائم مختلف زورگيري، آدمربايي و ارتكاب دو مورد قتل و احتمال ارتكاب ساير جرائم، دستور انتشار تصاوير آنها صادر شده است.»
وي از شكات و مالباختگاني كه موفق به شناسايي تصوير متهمان شدهاند خواست براي پيگيري شكايات خود به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ مراجعه كنند.
به گفته معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي همچنين افرادي كه اطلاعاتي در خصوص ديگر جرائم ارتكابي متهمان دارند نيز ميتوانند هرگونه اطلاعات خود را در اختيار كارآگاهان اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي قرار دهند.