
امروزه، كشورها در روابط پيچيده و گسترده بينالملل، فرصتهايي براي نزديكي بيشتر يا دوري از يكديگر در مسائل مختلف دارند. اما توجه دقيق به ماهيت واقعي روابط، منافع كشورها و تنوع بخشي به مسيرهاي ارتباطي در سياست خارجي و روابط فيمابين، ميتواند نقش مؤثري در نزديكي و مديريت مناقشات در مسائل منطقهاي و جهاني و تعميق روابط يا دوري از يكديگر داشته باشد.
يكي از مسيرها و رويكردهاي تنوع بخشي به سياست خارجي و روابط بين كشورها، استفاده از ظرفيت پارلمان در سطوح مختلف و ارتباط مؤثر با پارلمانهاي كشورهاي ديگر در پيشبرد اهداف منطقهاي و بينالمللي و گسترش روابط دوجانبه است.
به واقع، با تغيير و تحول تدريجي روندهاي سياسي در رهگذر سير تاريخي در فضاي سياسي و زماني خويش در روابط بينالملل، جهاني شدن بسياري از مسائل و موضوعات و در نتيجه، نياز به همكاري فراملي و جهاني سبب شده است ديپلماسي از انحصار دولتها و قوه مجريه خارج شود و بسياري از سازمانها، نهادها و حتي در بسياري از موارد، افراد، درگير فرآيند روابط ديپلماتيك شوند.
مجموع همۀ عوامل مذكور، ديپلماسي را در عرصه روابط بينالملل، متنوع، پيچيده و چندجانبه كرده است. همان طور كه مطرح شد يكي از نهادهاي بسيار مهم و تأثيرگذار كنوني در فرآيندهاي ديپلماسي در عرصه روابط بينالملل، پارلمان و مجالس كشورهاست. اين نقش به قدري در عرصه ديپلماتيك اهميت دارد كه به عنوان پارلوماسي يا «ديپلماسي پارلماني»، تبديل به يكي از حوزههاي مطالعاتي در روابط بينالملل و بسياري از رشتههاي ديگر شده است.
ديپلماسي پارلماني به رغم ايفاي نقش مؤثر در كشورهاي مختلف براي دستيابي به منافع ملي و گسترش روابط بينالملل، در ادبيات علمي ايران و در مجلس شوراي اسلامي به عنوان يكي از اركان اصلي مردم سالاري ديني، در مقايسه با ابعاد ديگر ديپلماسي، توجه جدي به آن نشده است اما پس از انتخاب علي لاريجاني به عنوان رئيس مجلس شوراي اسلامي و با توجه به سوابق وي در عرصه فرهنگ، رسانه و ديپلماسي بينالمللي و تسلط ايشان بر مذاكرات، ديپلماسي پارلماني مجلس شوراي اسلامي فعالتر شد و تلاشهاي زيادي در اين راستا صورت گرفت اما به دليل تفاوتِ نگرش بين دولت دهم و مجلس و به ويژه رئيسجمهور و رئيس مجلس شوراي اسلامي در استفاده از روشها و تاكتيكها در مسائل خارجي و روابط بينالملل، نداشتن تخصص برخي رؤساي گروههاي دوستي در زمينه ديپلماسي و سياست روابط بينالملل در مجلس شوراي اسلامي و نداشتن آمادگي كافي براي تحقق عملي چنين ديپلماسي در روابط فيمابين، عدم تمايل وزارت امور خارجه از حضور نمايندگان در فرآيندهاي ديپلماتيك و نگاه گزينشي و سياسي در انتخاب نمايندگان براي همراهي در گفتوگوهاي ديپلماتيك در روابط بينالملل، در نظر گرفتن نقش مجلس و نمايندگان در روابط ديپلماتيك و سياست خارجي به عنوان دخالت در كار قوه مجريه و وزارت امور خارجه و موازي كاري در اين زمينه از سوي دولتمردان دولت دهم، ديپلماسي پارلماني توفيق چنداني نيافت و نشان داد كه ما در اين زمينه، در مرحله ابتدايي هستيم.
اين ظرفيت با روي كار آمدن دولت جديد و اعلام آمادگي دو قوه براي هماهنگي، همكاري و تعامل بيشتر فرصت بهرهمندي از ديپلماسي پارلماني را مضاعف كرد كه نشانههايي از آن را ميتوان با دعوت از رؤساي مجالس ديگر و سفر رئيس مجلس شوراي اسلامي و هيئتهاي همراه به كشورهاي مختلف و بالعكس مشاهده كرد. جلسات متعدد پارلماني نشانگر توجه به مفهوم و موضوع ديپلماسي پارلماني در مجلس نهم و استفاده از ظرفيتها و توانمنديهاي خود در زمينههاي مختلف منطقهاي و جهاني است. اما ديپلماسي پارلماني با توجه به نوپا بودن آن در ايران، واجد برخي ويژگيهاي خاصي است كه عدم توجه به آن و شناخت درست ظرفيتها در اين زمينه، ممكن است تبعاتي در سطح كلان براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران داشته باشد. طرح آسيبها و چالشهاي هر حوزه نيازمند بيان ظرفيتهاست و بر همين اساس، شناخت نقش و ظرفيتهاي ديپلماسي پارلماني براي مطالعه و بيان چالشهاي اين حوزه، لازم و ضروري است.
نقش و ظرفيت ديپلماسي پارلمانيدر ادبيات ديپلماسي و روابط بينالملل، ديدگاههاي متفاوت و متعددي درباره ظرفيت و نقش ديپلماسي پارلماني مطرح شده است. در زير به برخي از نقشهاي مهم و رايج ديپلماسي پارلماني اشاره ميشود كه لازم است نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بدان توجه كافي داشته باشند:
ـ ارتقاي سطح ديپلماسي ايران: در برخي از موارد، ارتباط يك كشور با كشور ديگر، سالهاي متمادي در جريان است و پيشرفت قابل ملاحظهاي در روند ديپلماتيك و روابط ديده نميشود، ديپلماسي پارلماني ميتواند در ارتقاي روابط، كمك بسيار مؤثري كند.
ـ پر كردن خلأها و ساماندهي در عرصههاي چالشي و فراملي: به دليل ظرفيتهاي منعطف و گسترده ديپلماسي پارلماني و نداشتن محدوديتهاي ديپلماتيك رسمي وزارت امور خارجه، ديپلماسي پارلماني در عرصههاي چالشي و بحثانگيز مثل بحران سوريه و... ميتواند در پر كردن شكافها و ساماندهي مجدد روابط و مديريت چالش و بحران و گشودن گرهها، نقش مؤثري داشته باشد.
ـ پيشبرد ارتباط و اطمينانبخشي به روابط دو كشور: در بسياري از موارد، به رغم مذاكرات گسترده بين وزراي امور خارجه و ساير مسئولان دولتي با كشورهاي ديگر، اعتماد چنداني در روابط ديده نميشود. در اين شرايط، مجلس با ديپلماسي پارلماني و تصويب قوانين، پشتوانه محكمي براي پيشبرد روابط بين كشورها ايجاد ميكند و اين مورد براي كشورهايي كه به تازگي درصدد ارتباط با همديگر هستند بيشتر صادق است.
ـ ارائه مسيرهاي جديد براي همگرايي بيشتر و تضمين منافع ملي و منطقهاي: به دليل وابستگي متقابل كشورهاي منطقه به يكديگر در ابعاد مختلف، ديپلماسي پارلماني ميتواند در ترسيم چشمانداز، تصويب طرحها و توافقنامههاي بينالمللي، الحاق يا عدم الحاق به كنوانسيونهاي بينالمللي، معاهدات منطقهاي و ايجاد سازمانهاي همكاري منطقهاي و عضويت كشورها در آنها، همگرايي منطقهاي را افزايش دهد و تا حدي منافع ملي و منطقهاي را تضمين كند.
ـ افزايش درك متقابل كشورها و تعميق نقش نظارتي مجالس بر فعاليتهاي فرامرزي دولت: دولت با سفارتخانه و رايزنيهاي فرهنگي خود در كشورهاي مختلف نميتواند فراتر از مأموريت خود به درك متقابل كشورها در سطح مختلف كمك كند و عملكرد اين واحدهاي برون مرزي، بيشتر مورد توجه كميسيونهاي تخصصي و كليت مجلس قرار نميگيرد. ديپلماسي پارلماني ميتواند به افزايش درك متقابل و ايفاي نقش نظارتي مجلس در فرايند تصميمسازي و مشاركت بينالمللي در راستاي حفظ منافع ملي در سطوح مختلف كمك كند.
ـ مكمل و مقوم ديپلماسي دولتي: در برخي موارد، ديپلماسي دولتي فعال عمل كرده و رابط دولتها به سطحي از تعامل ميرسد اما همچنان يك احساس ترس همراه با اميد بين دو كشور به وجود ميآيد كه ادامه آن، نيازمند ديپلماسي پارلماني است تا براي روانتر كردن مسير و تكميل روابط وارد صحنه شود.
آسيبها و چالشهاي ديپلماسي پارلماني هرچند مجلس شوراي اسلامي چند سالي است كه در صدد طرح و تنظيم ديپلماسي پارلماني براي استفاده از ظرفيت مجلس شوراي اسلامي در عرصه روابط بينالملل است اما به رغم ظرفيت بالاي مجلس تاكنون نتوانسته است طرحي جامع و راهگشا در اين زمينه طرح كند و به تصويب برساند و اين نقطه ضعفي براي مجلس به شمار ميرود زيرا از يك طرف، اصرار بر مشاركت در عرصه سياست خارجي از سوي نمايندگان وجود دارد و از طرف ديگر، در تنظيم طرحي مدون براي اين فعاليت مهم، توجه چنداني نشان نميدهد و هر سال اين موضوع به تعويق ميافتد. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه ديپلماسي پارلماني جزء مهمترين محورهاي كاري مجلس نهم براي فعاليت در اين عرصه قرار گيرد و طرحي جامع و مدون در مجلس شوراي اسلامي تدوين و تصويب گردد.
از تجربه و الگوي كشورهايي كه در اين زمينه، فعاليت مشخص و موفقي داشتهاند بهره برده و با توجه به شرايط خاص جمهوري اسلامي ايران و جايگاه مهم مجلس شوراي اسلامي در كشورمان، رويكردي مناسب در اين زمينه اتخاذ گردد و تعريف مشخصي از آن ارائه شود.
يكي ديگر از چالشهاي اين حوزه، نحوه تعامل مجلس با دولت در زمينه نقشآفريني بينالمللي مجلس است. دولت بايد از تنگ نظري و ترديد در ميدان دادن به ديپلماسي پارلماني بازانديشي كند و زمينۀ گذر از دولتگرايي افراطي در ديپلماسي و روابط بينالملل را فراهم كند و توجه ويژهاي به فعال شدن بيشتر مجلس در اين راستا داشته باشد.
لازم است دولت اطلاعات بيشتري در اختيار اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي به طور خاص و نمايندگان به طور عام قرار دهد تا هم شناخت و آگاهي آنها در مورد تحولات عرصه بينالمللي افزايش يابد و هم وقوف نمايندگان بر كار دشوار ديپلماتيك افزونتر گردد. نمايندگان نيز بايد بپذيرند فعاليتهاي ديپلماسي پارلماني، براي دولت قابليت اجرايي ندارد (مگر قابليت تبديل شدن به قوانين را داشته باشند) بلكه ظرفيتسازي در سياست خارجي، مقوم و مكمل آن است.
نظر به اينكه بسياري از نمايندگان مجلس، تجارب، تخصص و مهارت كمتري در مقايسه با سفيرها و رايزنان فرهنگي در زمينه امور ديپلماسي دارند يكي از آسيبهاي اين حوزه مهم است. شايسته است كميسيون آييننامه داخلي مجلس شوراي اسلامي، طرحي براي آموزش ديپلماسي پارلماني تصويب نمايد و اداره آموزش مجلس با همكاري اساتيد دانشگاه و وزارت امور خارجه، اجراي اين دورههاي آموزشي را بر عهده بگيرد و ابعاد مختلف ديپلماسي پارلماني در بعد نظري و عملي، مورد بحث و آموزش قرار گيرد.
هر چند قانون بيان ميدارد كه نمايندگان ميتوانند در مورد مسائل مختلف اظهار نظر نمايند اما با توجه به اهميت و حساسيت روابط كشورها و نيز توجه رسانهها به اظهارات نمايندگان، گاهي مشاهده ميشود اظهار نظر نمايندگان در قبال دولتهاي خارجي به دليل منافات با ماهيت ارتباطي با كشور ديگر و مذاكرات فيمابين، خللي در روند توسعه ارتباطات ايجاد ميكند و نتايج مذاكرات دولت را به هدر داده يا با مشكل رو به رو ميسازد. ضروري است يك شوراي راهبردي سياست خارجي بين مجلس، دولت و ساير نهادهاي تأثيرگذار در سياست خارجي براي همگرايي در نظر و عمل تشكيل شود و مصوبات اين شورا براي تمامي نمايندگان ارسال گردد تا محوريت نظرات و ايدههاي آنان در مورد سياست خارجي در عين تنوع و تكثر، هدفگيري واحدي داشته باشد.
همچنين به دليل اينكه رسانههاي غربي همواره بازنمايي منفي و توأم با سوءگيري از كشورمان دارند حضور نمايندگان و اعضاي پارلمانهاي كشورهاي مختلف جهان در ايران حتي اگر هيچ تأثير ديگري نداشته باشند ميتواند نگرش آنها را نسبت به كشورمان تغيير دهد و اين مسئله مهمي در نزديكي و فهم واقعيتهاي كشورمان دارد.
بنابراين بايد همچنان روند بازديد نمايندگان كشورهاي مختلف از كشورمان سرعت بيشتري به خود بگيرد.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه مراكز تحقيقاتي مرتبط با روابط بينالملل و سياست خارجي و دانشگاهها، ضمن توليد ادبيات اين حوزه و تشكيل اتاقهاي فكر در كشور، نقدهاي سازنده، دلسوزانه و مبتني بر واقعيت به نحوه عملكرد ديپلماسي پارلماني داشته باشند و بر مجلس و وزارت امور خارجه لازم است از تحقيقات و تأليفها در اين زمينه، حمايت كند.
در صورت تحقق تدريجي موارد مذكور، شاهد بهرهمندي شكل نويني از ديپلماسي در روند پيشبرد سياست خارجي و روابط بينالملل با توجه به منافع ملي، منطقهاي و بينالمللي خواهيم بود.
* دكتري ارتباطات دانشگاه تهران و كارشناس و پژوهشگر مسائل تركيه