باگذشت يك هفته از پايان مرحله اول مذاكرات هستهاي ايران با گروه 1+5 در ژنو، رسانهها و مسئولان امريكايي و برخي ديگراز اعضاي اين گروه تلاش كردهاند دور جديدي از عمليات رواني را عليه نظام اسلامي سازمان دهند، اگر چه تيم مذاكرهكننده ايراني بر اين نكته تأكيد كرده كه در اين دور از مذاكرات، خطوط قرمز مورد نظر نظام اسلامي در زمينه هستهاي را رعايت و تلاش كرده در قالب پيشنهادات ارائه شده ضمن تأكيد بر حق قانوني ايران در غنيسازي هستهاي، زمينه لازم براي جلب اعتماد طرفهاي غربي به روند فعاليتهاي هستهاي ايران را متفاوت از گذشته، فراهم كند، اما مواضع دولتمردان امريكايي و ديگر همپيمانان غربي و صهيونيستي آنها بيانگر اين است كه اين حسن نيت طرف ايراني را به ضعف و عقبنشيني ايران تفسير كنند و ضمن تغيير لحن، مطالبات خود را افزايش دهند.
در اين زمينه جن بساكي، يكي از سخنگويان وزارت خارجه امريكا ميگويد ما در رابطه با چالشهاي موجود در مذاكرات هستهاي سادهانديش نيستيم، ما فلجكنندهترين تحريمهاي تاريخ را اعمال كردهايم كه دليل رسيدن رژيم تهران به نقطه فعلي است. خانم وندي شرمن، رئيس تيم مذاكرهكننده امريكا در اين مذاكرات پا را از اين هم فراتر گذاشته و ميگويد ما به دنبال حذف تحريمهاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به اين كشور فرصت ميدهيم براي از بين بردن نگرانيهاي ما مدتي استراحت كند! و در نهايت با اهانت به مردم ايران ميگويد: «فريب و نيرنگ قسمتي از DNA ايرانيان است.» همزمان با او نيز به گزارش آسوشيتدوپرس و يواساس تودي، تعدادي از اعضاي كنگره امريكا با اظهار ترديد نسبت به پيشرفت مذاكرات ژنو، پيشنهاد اقدامات تنبيهي بيشتري را عليه ايران به سناي اين كشور ارائه كردهاند. سناتور ماركو رو بيو از فلوريدا از پيشنهاددهندگان اين طرح در اين زمينه مدعي شده است كه «هيچكس نبايد تحت تأثير آن چه تهران در ژنو ارائه كرده است قرار گيرد.»
در يك نگاه خوشبينانه اگرچه ممكن است برخي از اين مواضع مسئولان امريكايي با هدف مهار و كنترل تندروهاي اين كشور نسبت به ايران طرح شده باشد و به تعبيري مصرف داخلي داشته باشد،اما در اين نميتوان ترديد داشت كه تند شدن مواضع امريكايي ناشي از احساس ضعفي است كه درطرف ايراني احساس كرده و اين گمان را برده است كه با توجه به سياهنماييهايي كه از سوي خود دولتمردان در هفتههاي اخير نسبت به وضعيت اقتصادي كشور صورت گرفته، افزايش فشارها ميتواند طرف ايراني را تا جلسه بعدي نشست ژنو به عقبنشيني بيشتر واداشته و به تعبير خود امتياز بيشري را از ايران بگيرند. به گونهاي كه حتي مسئولان را به عبور از اصول مصرح و خطوط قرمز نظام وادارند.
تجربه 30 ساله مقابله انقلاب اسلامي عليه نظام سلطه نشان داده است كه تمامي دستاوردهاي ارزشمند نظام اسلامي درعرصه داخلي و منطقهاي، محصول ايستادگي نظام بر اصول و موازين و حفظ ظرفيتهاي درونزا در مقابله با راهبردهاي نظام سلطه است و تلقي و برداشت تسليم و كوتاه آمدن نه تنها نيروهاي داخلي را مأيوس ميكند و سبب ميشود كه در عرصههاي حساس نتوان به اين پشتوانه مردمي اتكا كرد و از سوي ديگر ظرفيتهاي ايران در منطقه را نيز كاهش داده و فرصت بزرگ ايران در نقشآفريني در تحولات منطقه را خنثي ميكند.
مرور تاريخي بر روند تحولات ايران و امريكا نيز بيانگر اين است كه بيان مواضع سخيفي مانند آنچه كه خانم وندي شرمن عليه مردم ايران مطرح ميكند، معطوف به زماني است كه آنها در طرف ايراني احساس ضعف ميكنند وگرنه در مواقعي كه امريكاييها به ويژه نيازمند مساعدت ايران براي حل مشكلات منطقهاي خود هستند، نشاني از اين گونه مواضع ديده نميشود.
فراموش نكنيم كه اعتماد با التماس و آن هم از طريق عوامل واسطهاي جلب نميشود چرا كه زماني كه 16سازمان اطلاعاتي امريكا طي سالهاي اخير بارها بر صلحآميز بودن روند فعاليتهاي هستهاي ايران اذعان ميكنند و به رغم آن كاخ سفيد و تندروهاي كنگره ايران را به انحراف در فعاليتهاي هستهاي متهم ميكنند، قطعاً سفير يك كشور حافظ منافع نميتواند اعتماد امريكاييها را به سوي ايران جلب كند. تجربه تاريخي نشان داده است كه اعتماد به مردم ايران تنها با اقتدار و مواضع عزتمندانه حاصل ميشود و اگر طرف مقابل اقتدار ما را باور نداشته باشد، تغيير لحن ما نه تنها به اعتمادسازي نميانجامد، بلكه دشمن را جريتر ميكند.
بنابراين منطق اين است كه دولتمردان به رغم شفافسازي، صلابت و اقتدار ايران را براي دريافت قطرهچكاني حقوق حقه خود هزينه نكنند و تدبير و اميد را نه بر مؤلفههاي بيروني، بلكه بر مؤلفههاي درونزاي اقتدار ملي پايهگذاري كنند.