کد خبر: 617172
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۳
ادعاي پسر جواني كه متهم است همكلاسي‌اش را به قتل رسانده
«تا متهم را بالاي چوبه دار نبينم، دلم آرام نمي‌گيرد» اين حرف زن ميانسالي است كه روز گذشته بعد از مواجهه با قاتل دخترش آن را به زبان آورد
«تا متهم را بالاي چوبه دار نبينم، دلم آرام نمي‌گيرد» اين حرف زن ميانسالي است كه روز گذشته بعد از مواجهه با قاتل دخترش آن را به زبان آورد. متهم پرونده پسري به نام فريد است كه سال گذشته با طراحي يك سناريوي پيچيده، دختر جواني را به كام مرگ فرستاد.
به گزارش خبرنگار ما، بعد از اينكه قاضي اصغرزاده، رئيس شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران رسميت جلسه را اعلام كرد، كاكلي، نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و از كيفرخواست دفاع كرد. او توضيح داد: پسر جواني كه همراه مأموران بدرقه از زندان به دادگاه منتقل شده فريد نام دارد و 25 ساله است. متهم سال گذشته در حالي كه دانشجوي ترم آخر رشته معماري بود با خوراندن قرص سيانور به همكلاسي‌اش، او را به قتل رساند  و در حالي كه قصد اخاذي 3 ميلياردي از خانواده مقتول   داشت مأموران پليس او را بازداشت كردند. نماينده دادستان ادامه داد: بررسي اوراق پرونده نشان مي‌دهد كه او گناهكار است و برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
بعد از آن خانواده مقتول گفتند كه خواسته‌شان قصاص متهم است.
پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت اتهام قتل را قبول ندارد و حادثه ناخواسته اتفاق افتاده است. او توضيح داد: سيما دوست دانشگاهي من بود. قبل از حادثه چند بار همديگر را در خيابان ديده بوديم. سيما به درد‌دل‌هاي من گوش مي‌كرد به خاطر همين راحت حرف‌هايم را به او مي‌زدم. پدر و مادرم به من توجه نمي‌كردند. يك سال بود كه با پدرم و پنج ماه بود كه با مادرم قهر بودم. به خاطر همين تصميم گرفتم خودكشي كنم. روز حادثه مقابل آبميوه فروشي معروفي با سيما قرار گذاشتم. او با ماشين تويوتاي خودش آمد. ماشينش را پارك كرد و سوار ماشين 206 من شد. من به مغازه رفتم و دو ليوان آب پرتقال خريدم. مقداري پودر سيانور كه از قبل تهيه كرده بودم داخل يكي از ليوان‌ها ريختم و سوار ماشين شدم. داشتم با سيما حرف مي‌زدم كه يكي از ليوان‌ها را برداشت و جرعه از آن را سركشيد و گفت چه مزه بدي دارد. ليوان را از دستش كشيدم و آبميوه را مزه مزه كردم. فهميدم كه او ليوان آبميوه مسموم را برداشته است. پياده شدم و آبميوه‌ها را داخل جوي آب انداختم و از مغازه دو ليوان آبميوه ديگر گرفتم. وقتي سوار ماشين شدم ديدم سيما سرش را به صندلي تكيه داده و از هوش رفته است. ترسيدم و به طرف بيمارستان چمران حركت كردم. مقابل بيمارستان وقتي نبضش را گرفتم، فهميدم كه فوت شده است. بعد از آن به طرف خانه‌مان رفتم. جسد را به داخل انباري بردم و از آن عكس گرفتم. بعد هم گوشي سيما را برداشتم و با مادرش تماس گرفتم. ادعا كردم كه سيما را ربوده‌ام و درخواست 3 ميليارد پول نقد كردم و پس از آن عكس سيما را براي مادرش‌ ايميل كردم. سپس به سراغ ماشين سيما رفتم و آن را با جسد به تپه‌هاي سوهانك منتقل كردم. در راه از مغازه‌اي ابزار‌فروشي يك بيل خريدم و گودالي حفر و جسد را داخل آن دفن كردم و به خانه برگشتم. روز بعد وقتي در حال تماس با خانواده سيما بودم مأموران مرا بازداشت كردند.
قاضي سؤال كرد: اگر مدعي خودكشي بودي چرا آبميوه مسموم را سرنكشيدي؟ متهم جواب داد: آن لحظه از كاري كه مي‌خواستم انجام دهم پشيمان شدم. قاضي سؤال كرد: چرا براي خودكشي به محل خلوتي نرفتي؟ متهم جواب داد: چون سيما حرف‌هايم را درك مي‌كرد. مي‌خواستم به خانواده‌ام بگويد كه چگونه زندگي‌ام به پايان رسيد.
متهم در آخرين دفاع گفت از كاري كه كرده پشيمان شده است. وي ادامه داد: حالا كه گرفتار شده‌ام درك مي‌كنم كه پدرم هميشه صلاح مرا مي‌خواست اما من همه چيز را تباه كردم. هيئت قضات سپس وارد شور شدند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار