قولي كه «فرانسيس اولاند»، رئيسجمهور فرانسه به «بنيامين نتانياهو»، نخستوزير اسرائيل مبني بر «سختگيري» در برنامه هستهاي ايران داد و اظهار كرد كه فرانسه منتظر ميماند تا ببيند «حسن روحاني» رئيسجمهور ميانهروي ايران چه «اقدام» عملي در اين خصوص انجام خواهد داد، بار ديگر نشان داد كه سكولارها در فرانسه تا چه حد در تصميمگيريهاي اين كشور نقشآفرين هستند. به رغم تأثير روزافزون دين در مناسبات بازيگران سياسي سراسر دنيا، فرانسه شاهد حضور روزافزون سكولارها و گروههايي با انديشههاي استبدادي در تصميمسازيهاي سياسي است به طوري كه در حال حاضر فرانسه شاهد ظهور نوعي سكولاريسم، بدون تحمل انديشههاي مخالف است. براي مثال طي ماههاي گذشته تعدادي تجمع كه در پاريس و اطراف آن برگزار شد، منجر به درگيري ميان پليس و تظاهركنندگاني شد كه خواستار دستگيري زنان مسلماني هستند كه تمام صورت خود را با نقاب پوشاندهاند. ممنوعيت نقاب براي زنان مسلمان بر اساس قانوني با عنوان «ممنوعيت برقع» به تصويب رسيده است. بر اساس اين قانون هر زن مسلماني كه در مكانهاي عمومي تمام چهره خود را با برقع بپوشاند جريمهاي بالغ بر 150 يورو يا حضور اجباري در «كلاسهاي آموزش شهروندي» محكوم ميشود. خوشبختانه گروههايي كه در فرانسه عليه اسلامهراسي فعاليت ميكنند، نشان دادهاند كه چگونه در اين كشور «به صورت سيستماتيك مسلمانان گناهكار فرض ميشوند» و اسلامهراسي چگونه به «نژادپرستي نوين» در اين كشور تبديل شده است.اوجگيري سكولاريسم با انقلاب فرانسه آغاز شد، زماني كه كليسا مورد هجمه همهجانبه قرار گرفته بود و اموالش به تصرف درآمده بود. همگرايي ميان ايدههاي سكولاريسم و روشنفكري به همراه دولت نظامي مدرن و پياده نظام مردم، منجر به تصرف ناقوسهاي كليسا و گروههاي مذهبي در اين كشور شد. اين روند نهايتاً باعث كوچك و بياثر شدن جايگاه كليسا در فرانسه گرديد. روزهاي مقدس و همچنين نامهاي مقدس در اين كشور ممنوع شد و گاهي حتي مجازاتهايي نظير زندان، طنابدار و گيوتين براي تخطيكنندگان در نظر گرفته شد. ستايش از يك كشور سكولار و الهههاي روشنفكري آن، باعث ايجاد نسلهاي سكولار و قدرتمندي شد كه هنوز هم در جامعه امروز فرانسه تأثيرگذار هستند. اگرچه قانون سال 1905 فرانسه مبني بر جدايي كليسا از سياست به معناي رفتار برابر ميان همه اديان فرض ميشد اما حملات و مجازاتهاي سختي كه بعدها براي مسلمانان صورت گرفت نشان داد كه، اين فرضي اشتباه در فرانسه بوده است. پوشش اسلامي مانند حجاب در مكانهاي عمومي و مدارس ممنوع اعلام شده و در همين حال اقامه نماز خارج از مساجد نيز به بحث مناقشهبرانگيزي براي جامعه بزرگ مسلمانان فرانسه تبديل شده است. شرايط بهوجود آمده در اين كشور و حضور روزافزون سكولارها باعث نگراني كليساي كاتوليك هم شده و كليسا خواستار «نقشآفريني غيرقابل جايگزين دين در بطن جامعه» و مشاركت در افزايش اخلاقيات در جامعه شده است. مانند هرنوع ايدئولوژي و «ايسم» ديگري، سكولاريسم يا «لائيسيته فرانسوي» ميتواند غيرتكثرگرا و نابردبار شود. بخشي از اصول لائيسيته را ميتوان در ماده يك قانون اساسي فرانسه ديد، جايي كه بيان ميشود كه فرانسه «جمهوري سكولار» است اما مانند محتواي اغلب قوانين اساسي دنيا تفسير «سكولاريسم» مبهم و سربسته باقي مانده است. بنابراين اصول لائيسم به صورت اعلام شده يا اعلام نشده، توسط قانونگذاران و سياستمداران فرانسوي در اين كشور در حال اجراست و حملات اخير عليه مسلمانان و آداب و سنن آنها پرده از جايگاه بالاي آنها برداشته است. سكولاريسم فرانسوي نيازمند نوعي تجديدنظر و تعديل است تا بتواند شكيباتر و آزادمنشانهتر عمل كند. نتانياهو در حالي از فرانسه ميخواهد كه با ايران- بدون لبخند يا با لبخند- روحاني «سختگيرانه» عمل كند كه «تعصب و ناشكيبايي» به خصوص اگر در طول مذاكرات مهمي مانند مذاكرات هستهاي ايران صورت بگيرد، صرفنظر از اينكه طرف مذاكره سكولار، يهودي، مسيحي يا مسلمان باشد، منجر به نتايج رضايتبخشكننده نخواهد شد. همانطور كه سخنگوي جمعيت ضداسلامهراسي فرانسه بيان داشته: «سختگيري هيچگاه ارمغاني را به همراه نخواهد داشت.»