کد خبر: 617094
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۹
گفت‌وگوي «جوان» با جواني كه كتابخانه سيار دفاع مقدس است
عليرضا محمدي
به جرئت مي‌توان گفت مهماني كه در يك غروب نسبتاً سرد پاييزي در تحريريه روزنامه جوان ساعتي همكلامش بوديم، كتابخانه‌اي سيار است. جوان 31 ساله‌اي به نام اميرمحمد عباس‌نژاد كه حدود 10 هزار عنوان كتاب با موضوع دفاع مقدس را خوانده و با اعتماد به نفس خاصي مي‌گويد امكان ندارد كتابي در اين حوزه منتشر شده و او نديده و نخوانده باشد. با عباس‌نژاد كه در مقطع كارشناسي ارشد در رشته پژوهش علوم اجتماعي و در واحد دانشگاه آزاد اسلامي رودهن تحصيل مي‌كند به بهانه پايان‌نامه ارشدش با موضوع «فراتحليل مجموعه گفت‌و‌نوشت‌ها، نقد‌و‌نظرها، مصاحبه‌ها، پژوهش‌ها و پايان‌نامه‌ها در خصوص كتاب دا» آشنا شديم. اما حيف‌مان آمد با يك كتابخانه سيار دفاع مقدس از تازه‌هاي نشر اين حوزه و كاستي‌ها و بايد‌ها و نبايد‌هاي ادبيات مقاومت و پايداري در كشورمان سخني به ميان نياوريم. پرسش‌ها و پاسخ‌ها به رديف كنار هم نشستند تا شايد قدمي رو به جلو در مسير شناخت هرچه بهتر كتاب‌هاي مرتبط با جنگ تحميلي برداشته باشيم.
 
شما در مقطع سني قرار داريد كه نسل بعد از جنگ به شمار مي‌آييد، در اين شرايط چطور با كليت دفاع مقدس آشنا شديد؟

آشنايي‌ام با مقوله دفاع مقدس از طريق كتابي بود كه توسط آقاي مرتضي سرهنگي و با عنوان «اگر به جبهه مي‌رفتم» به من هديه داده شد و خواندن اين كتاب باعث شد به كتاب‌هاي دفاع مقدس علاقه‌مند شوم. بعد از گرفتن ديپلم در انتشارات سوره مهر به عنوان فروشنده به صورت پروژه‌اي به مدت سه ماه مشغول به كار شدم و بعدها و مشخصاً در آبان سال 79 وارد كتابخانه جنگ حوزه هنري شدم و به اين ترتيب حوزه كاري‌ام نيز مرتبط با اين مقوله شد و از آن زمان ديگر به شكل مستمر و هدفمند مطالعه انواع كتاب‌هاي مرتبط با مقوله جنگ تحميلي را در پيش گرفتم. قبل از آن احساس قلبي خاصي به آدم‌هاي جنگ نداشتم. ولي خواندن احوال آنها باعث شد شيفته اخلاق رزمنده‌ها و بچه‌هاي جنگ شوم و خلوص نيت و خاكي بودن‌شان آنقدر جذبم كرد كه رفته رفته عطشم براي خواندن كتاب‌هاي بيشتر و دانستن مطالب جامع‌تر در اين حوزه بيشتر شد.

گويا شما چيزي حدود 10 هزار عنوان كتاب با موضوع دفاع مقدس خوانده‌ايد، مطالعه اين همه كتاب با يك موضوع كلي برايتان ملال‌آور نبود؟

به جرئت مي‌توانم بگويم من تمام كتاب‌هاي دفاع مقدس را خوانده و ديده و ورق زده‌‌‌ام و به هيچ عنوان احساس ملال زدگي نكردم. همان طور كه اشاره كردم از سال 79 كتابدار كتابخانه جنگ بودم و اين روند تا سال 89 تداوم يافت. ابتدا وقتي مراجعه كننده‌اي از من سراغ كتابي را مي‌گرفت به دليل اينكه آن زمان امكانات لازم براي دسترسي آسان كتاب‌ها را نداشتيم سعي مي‌كردم خودم اطلاعات قابل قبولي از كتاب‌ها داشته باشم و به بهترين شكل راهنمايي‌اش كنم، اين شد كه سعي كردم مطالعاتم را در اين حوزه افزايش دهم اما همان طور كه گفتم آشنايي با اخلاق و منش بچه‌هاي جنگ مرا بيشتر جذب كرد. چنانچه بعدها كه به دانشگاه رفتم مطالعات و پژوهش‌هايم را در همين مقوله دفاع مقدس انجام دادم. يادم است زماني كه يك جوان 18 ساله بودم و به كتابفروشي‌ها براي خريد كتاب‌هاي جديد دفاع مقدس مراجعه مي‌كردم، برخي به طعنه و كنايه مي‌گفتند در اين حوزه آينده مالي چنداني ندارم و كارم را رها كنم و به سوي شغلي پردرآمد بروم ولي من به اين مقوله علاقه‌مند شده بودم و معنويات موجود در آن برايم از هر چيزي بالاتر بود.

به نظر شما ادبيات پايداري ما چه وجه تمايزي با ادبيات مقاومت ساير نقاط جهان دارد، دوست دارم از تجربه‌هاي شخصي خودتان بگوييد.

شما حرمان هور را بخوانيد. اين كتاب دستنوشته‌هاي شهيد احمدرضا احدي است كه رتبه اول كنكور رشته پزشكي بود. مطالعه نوشته‌هايش نشان مي‌دهد كه او در جنگ به دنبال ماديات و به تعبيري جنگيدن محض نبوده ولي با مطالعه خاطرات سربازان و بهتر بگوييم جنگ‌رفتگان كشورهاي آلمان، فرانسه يا هر كشور درگير در جنگ‌هاي اول و دوم متوجه مي‌شويم كه آنها دنبال چيز ديگري بودند. يك نمونه مصداقي و ساده‌اش نگاه بچه‌هاي رزمنده ما به طبيعت است. در كتاب «عقاب‌هاي تپه شصت» نوشته محمدرضا بايرامي راوي اين داستان احمد اميدي، نوجوان محصلي است كه در بحبوحه جنگ عراق با ايران، همراه دوستش سعيد به منطقه جنگي مي‌روند. آنان در واحد «اطلاعات- عمليات» بيسيم‌چي مي‌شوند و بعد از آشنايي با منطقه جنگي و كسب تجربيات كافي، در عمليات‌هاي شناسايي شركت مي‌كنند. حضور اين دو نفر در جبهه جنگ، به اقتضاي سن و كم تجربگي، با حوادث تلخ و شيريني همراه است. همچنين آسمان منطقه جنگي جولانگاه عقاب‌هاي بزرگ است. احمد و دوستش سعيد در اثر كنجكاوي به لانه آنها در روي تپه شصت و نزديك خط مقدم نزديك مي‌شوند. بر اثر تركش خمپاره دشمن، عقاب مادر كشته مي‌شود و جوجه‌اي از خود باقي مي‌گذارد. احمد آن جوجه را بزرگ و دست‌آموز خود مي‌كند تا اينكه به عقابي بزرگ تبديل مي‌شود و نقش مهمي در منطقه جنگي ايفا مي‌كند. اين نگاه به طبيعت نگاه يك جنگجوي صرف نيست. آميخته با احساسات انساني و برگرفته از آموزه‌هاي ديني است. نمونه بارز چنين نگاهي را ما در قرآن و مثال آوردن از مصداق‌هاي طبيعي مي‌بينيم. يا در كتاب «دشت شقايق‌ها» يا همين يادداشت‌هاي شهيد احدي ما چنين نگاهي را باز مشاهده مي‌كنيم. نگاه به نخلستان‌ها، به نيزارهاي هور، به اروند و طغيان‌هايش و... به عنوان جنود الهي و آيه‌اي از نشانه‌هاي الهي.

در خصوص كتابشناسي چطور عمل مي‌كنيد؟ يعني از تازه‌هاي نشر دفاع مقدس چگونه آگاه مي‌شويد؟

من تقريباً هفته‌اي سه روز به كتابفروشي‌ها سر مي‌زنم و اخبار اين حوزه را نيز دنبال مي‌كنم. طوري كه اگر جشنواره‌اي برگزار شود يا كتابي معرفي گردد سعي مي‌كنم آن را تهيه كنم. به روز بودن اطلاعات در اين خصوص مهم است. به اين ترتيب مي‌شود اميدوار بود كه از قافله عقب نمانيم.

بين كتاب‌هايي كه خوانده‌ايد، كدام‌شان بيشترين تأثير را روي شما گذاشته است؟

كتاب «پنهان زير باران» خاطرات سردار علي ناصري به قلم سيدقاسم ياحسيني كه در سال 85 چاپ شد خيلي بر من تأثير گذاشت. اين كتاب در بخش خاطرات ديگر نوشت رتبه دوم جشنواره كتاب سال دفاع مقدس را كسب كرد. در اين كتاب ما با سه دوره زماني قبل از انقلاب، دوران جنگ و دوران اسارت علي ناصري روبه‌رو مي‌شويم. ناصري از بچه‌هاي قرارگاه سري نصرت بود و با علي هاشمي، عباس هاشمي، محسن رشيد و محسن رضايي كار مي‌كرد. بخشي كه من را تحت تأثير قرار داد، آنجايي بود كه اين چند نفر براي شناسايي منطقه هور مي‌روند. اين نظاميان رده بالا كه حتي فرمانده سپاه نيز بين آنها بود، در جايي تا مرز اسارت هم پيش مي‌روند كه به نظرم از چنين صحنه‌هايي مي‌شود هزاران فيلم ساخت.

شايد اين سؤال برخي جوانان باشد كه آيا مطالعه زندگي و احوال آدم‌هاي جنگ مي‌تواند نفعي را متوجه خواننده‌اش كند؟ كما اينكه خواننده ما نسل سوم و چهارمي هم باشد.

خوب است سؤالتان را با اشاره‌اي به موضوع پايان نامه مقطع ليسانسم پاسخ دهم. «انگيزه‌هاي ازدواج دختران با رزمندگان زمان جنگ» موضوع آن پايان نامه بود. وقتي در شرايط جنگي يك رزمنده مي‌رود خواستگاري دختري چه چيزي باعث جواب مثبت او مي‌شود. با توجه به اينكه برگشت اين پسر 50- 50 است. ما اگر بخواهيم ديدگاه دختران دهه 60 را بياوريم و با نسل كنوني مقايسه كنيم، مي‌بينيم معيارهايي تغيير كرده است. آن زمان دختر خانم‌ها مي‌خواستند وجودشان قوت قلبي به همسران‌شان بدهد تا با فراغ بال وظيفه رزمندگي‌شان را انجام دهند. پس سطح توقع‌ها پايين‌تر مي‌آيد و گذشت‌ها و فداكاري‌ها يك زندگي سالم و پردوام را پديد مي‌آورد. رشته تحصيلي من پژوهش علوم اجتماعي است. از اين منظر آمارها نشان مي‌دهند كه پر تحكم‌ترين زندگي‌ها در دهه 60 بود. چرا؟ چون آن جوانان سعي مي‌كردند با گذشتن از ماديات همان زندگي سراسر از نشاط و آرامش ائمه اطهار را تجربه كنند. اينها ديدگاه‌ها و نكاتي دارند كه اگر بتوانيم در زندگي به كار ببريم مطمئناً خيلي به نسل جوان كمك مي‌كند.

با وجود خواندن هزاران عنوان كتاب قاعدتاً تجربه لازم را كسب كرده‌ايد، از اين منظر اگر كسي بخواهد كلياتي از تاريخ جنگ تحميلي را بداند چطور راهنمايي‌اش مي‌كنيد؟

متأسفانه در اين حوزه هر كس كار خودش را انجام مي‌دهد. ارتش، مطالعات، پژوهش‌ها و در نهايت منتشرات خودش را دارد و سپاه و... هم همين طور. اما در كل من پيشنهاد مي‌كنم كارهاي محمود دروديان با عنوان «سيري در جنگ ايران و عراق» كه شش جلدي است مطالعه شود. به خصوص جلد ششم اين مجموعه با عنوان «از آغاز تا پايان» كه چكيده‌اي از جنگ تحميلي را پيش روي خواننده قرار مي‌دهد. در حوزه ارتش كتابي اخيرا منتشر شده با عنوان «ارتش در گذر تاريخ» كه به قلم 22 پژوهشگر دانشكده فرماندهي و ستاد (دافوس) ارتش جمهوري اسلامي ايران نوشته شده و در خصوص نقش اين نيرو در دفاع مقدس اطلاعات جامع و خوبي ارائه مي‌دهد. در حوزه ادبي چون رمان، شعر و داستان كوتاه و... هم كه كتاب زياد داريم نمي‌شود اين طور به صراحت نام چندتايي را برد. مثلاً در بخش خاطره، آثار زيادي وجود دارد. شايد بيش از 2 هزار و 500 كتاب خاطره وجود دارد. 2 ميليون هم رزمنده داشتيم كه قاعدتاً با پرداختن به آنها، آمار كتاب‌هاي خاطره‌اي بالاتر هم مي‌رود اما اگر كسي بخواهد از همين خاطره‌ها هم يك مقطع يا موضوع خاص را دنبال كند، مي‌توان بهتر راهنمايي‌اش كرد. مثلاً براي شناختن قرارگاه سري نصرت دو كتاب «پنهان زير باران» و «گمشده هور» كه هر دو از توليدات دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري است بسيار كمك مي‌كند. در اين خصوص كتابي در دست چاپ داريم كه خاطرات سردار علي‌اصغر گرجي‌زاده را بيان مي‌كند. او در ماجراي شهادت علي هاشمي همراهش بوده و اسير مي‌شود. با خواندن اين كتاب ديگر هيچ نكته مبهي از زندگي و رشادت‌هاي علي هاشمي وجود نخواهد داشت.

در بحث كتاب‌هاي دفاع مقدس يكسري كتاب به قلم نويسندگان گاه فرامنطقه‌اي منتشر شده است، اين كتاب‌ها از اين حيث كه جنگ را از ديدگاه ديگران مي‌توانيم ببينيم حائز اهميت است، در اين خصوص چه كتاب‌هاي قابل تأملي وجود دارد؟

در اين بين شايد بيش از 15، 16 عنوان كتاب ترجمه شده است كه «سوداگري مرگ» كنت آرمن كتابي قابل تأمل است. اين نوشتار نشان مي‌دهد كه چند تا از كشورهاي اروپايي در جنگ ما شركت داشتند و چگونه از بعثي‌ها حمايت مي‌كردند. يا كتاب «جنگ صدام: جنگ ايران و عراق از ديدگاه فرمانده گارد رياست جمهوري عراق» كه در واقع گفت‌وگوي طولاني استادان مؤسسه تحليل‌‌هاي دفاعي دانشگاه دفاع ملي امريكا با «ژنرال راعد مجيد حمداني» فرمانده گارد رياست‌جمهوري عراق است و مركز اسناد دفاع مقدس منتشر كرد، به خوبي به نقش و دخالت كشورهاي ديگر در جنگ تحميلي اشاره دارد اما اينجا دوست دارم به خاطرات سربازان و اسراي عراقي اشاره كنم كه اگر كسي بخواهد از آن طرف جبهه‌هاي جنگ تحميلي مطلع شود بايد آنها را مطالعه كند. 65 عنوان كتاب در اين خصوص منتشر شده است. نظير «خرمشهر در آتش»، «جنايت‌هاي ما در خرمشهر»، «زنداني فاو»، «آخرين شب در خرمشهر» و «اسرار جنگ تحميلي به روايت اسراي عراقي» كه هشت جلدي است. اگر بخواهيد جنگ را از جبهه مقابل هم مشاهده كنيم، خواندن اين كتاب‌ها اجتناب‌ناپذير است و به قول آقاي مرتضي سرهنگي جنگ هميشه دو تا جبهه دارد، هركس مي‌خواهد از چگونگي نبرد در جبهه دشمن مطلع شود خاطرات عراقي‌ها را بخواند.

كمي هم به آثار پژوهشي شما بپردازيم، قبلاً به موضوع پايان‌نامه مقطع كارشناسي‌تان پرداختيم، اما براي تهيه آن به چه منابعي مراجعه كرديد؟

براي آن پژوهش من بيش از 85 عنوان كتاب خاطرات زنان و نيز مصاحبه‌هايي كه در 200 شماره نشريه كمان بود را تحليل كردم. با خانم معصومه رامهرمزي صاحب اثر كتاب «يك‌شنبه آخر» و نويسنده و راوي كتاب «دا» خانم‌ها زهرا و اعظم حسيني مشورت كردم و همچنين با خانم مريم كاتبي نيز تبادل‌نظر كردم.

در زمينه خاطرات بانوان دخيل در جنگ كدام آثار را بيشتر مي‌پسنديد؟ از اين خاطرات چه برداشتي داشتيد؟

خاطرات خانم رامهرمزي «يك‌شنبه آخر» كه يك دختر 17 ساله خرمشهري بود، روي من خيلي تأثير گذاشت. ايشان در جبهه خرمشهر مدافع و پرستار بود. دومين كتاب در اين حوزه نيز با عنوان «دختر شينا» بود كه به بررسي خاطرات خانم قدم‌خير محمدي كنعان به قلم بهناز ‌ضرابي‌زاده مي‌پردازد. معصومه رامهرمزي در خرمشهر بود. قدم خير در همدان و به عنوان يك همسر رزمنده سكونت داشت كه همسرش سردار ستار ابراهيمي هژير فرمانده گردان امام حسين(ع) سپاه همدان شهيد شده است. برايم جالب بود كه اين دو خانم در دو شهر و دو زمان مختلف تفكرات يكساني داشتند. قدم خير در 16 سالگي ازدواج كرده و 22 سالگي همسرش شهيد مي‌شود. با پنج بچه قد و نيم قد در سرماي سخت همدان تنها مي‌ماند و همچنان ايستادگي و مقاومت را پيشه خود مي‌سازد. رامهرمزي هم در زماني ديگر و كيلومتر‌ها دورتر در بيمارستان‌هاي طالقاني و حضرت امام آبادان و خرمشهر همان مقاومت را به شكلي ديگر نشان مي‌دهد.

گويا در كارشناسي ارشد نيز موضوع پايان‌نامه‌تان مرتبط با دفاع مقدس است. در اين خصوص توضيح دهيد.

عنوان اين پايان‌نامه‌ام «فراتحليل مجموعه گفت‌و‌نوشت‌ها، نقد و نظرها، مصاحبه‌ها، پژوهش‌ها و پايان‌نامه‌ها درخصوص كتاب دا» است. بعد از انتشار كتاب دا در سال 87- كه تاكنون تقريباً 150 بار تجديد چاپ شده است- ما اين ميزان توليد متني در مورد كتاب حوزه دفاع مقدس به اندازه دا نداشته‌ايم. 11 عنوان پايان‌نامه، 220 خبر، 150 مصاحبه و 70 جلسه نقد و بررسي به صورت مكتوب و شفاهي، واكنش‌هايي به كتاب دا بوده ‌است. به جرئت بايد گفت اين كتاب جرياني را در كتابخواني ما ايجاد كرد. بنابراين من نيز با فراتحليل اين پژوهش‌ها و تحليل‌ها سعي مي‌كنم به پاسخ سؤالاتي از قبيل اين‌كه چه وجوهي از جنگ وجود داشت كه براي مردم اهميت داشته و دا توانسته آنها را بيان كند؟ و چرا اين وجوه مهم است؟ روي آوردن قشرهاي مختلف جامعه به اين كتاب واحد؛ اساساً يك ادبيات موضوعي درباره دا ايجاد كرده است؟ آيا اصلاً دا توانست يك اثر منحصربه‌فرد در ادبيات جنگ ما باشد؟ حتي اگر كتاب دا زيرمجموعه‌اي از ادبيات جنگ محسوب شود در حال حاضر به خاطر بحث‌هايي كه پيرامون خودش ايجاد كرده است، به طور مستقل هم ادبيات موضوعي جداگانه‌اي بيان كرده است؟ جنگ ما چه دارد كه توانسته است اين تعداد مخاطب جذب كند؟ و... دست يابم.

در حوزه ادبيات پايداري چه نقص‌ها و كاستي‌هايي وجود دارد؟

بايد بگويم متأسفانه مديران و مسئولان فرهنگي ما به آن بها نمي‌دهند. درست است كه كتاب‌هاي زيادي در اين حوزه نوشته شده اما متأسفانه از بين اين همه كتاب تنها تعداد معدودي قابل قبول هستند، چرا؟ چون بايد كسي كه قصد دارد خاطره‌اي بنويسد پيش يك كارشناس برود تا به نحو احسن روي آن كار شود اما عدم توجه مسئولان و مديران باعث مي‌شود كه در اغلب اوقات اين امر صورت نگيرد. يك سؤال مطرح مي‌كنم. سوره مهر براي مدتي است كه برترين كتاب‌هاي دفاع مقدس را منتشر مي‌كند، دليلش چيست؟ چون پشتش افرادي چون مرتضي سرهنگي و هدايت‌الله بهبودي قرار دارند. اين دو 30 سال تجربه كار و فعاليت و نوشتن در اين حوزه را دارند. سرهنگي يك كارشناس تمام عيار است. مديري است كه براي ديدن راوي كتاب «پايي كه جا ماند» سه بار ياسوج رفت. مرتضي سرهنگي نه فقط براي اين كتاب رفت بلكه براي همه روايان كتاب‌هاي سوره مهر احترام قائل است و براي ديدن تك‌تك آنها به شهرشان مي‌رود. كدام يك از مديران چنين كاري مي‌كنند؟ همين بها ندادن‌ها باعث مي‌شود كه بيش از 12 هزار جلد كتاب در اين حوزه چاپ شود ولي كار قوي به ندرت در ميان‌شان يافت مي‌گردد.

با وجود همه اين كاستي‌ها آيا ادبيات ما توانسته است سبك خاصي را در ادبيات مقاومت جهان ايجاد كند؟

شايد بتوان گفت همين كتاب دا توانسته اين كار را انجام دهد. خود من پنج نسخه از اين كتاب را تهيه كردم و براي يكي از استادانم در فرانسه فرستادم چراكه آنجا مورد تقاضا بود تا از دا بيشتر بدانند. يا در يكي از دانشگاه‌هاي امريكا روي دا بحث و بررسي مي‌شود. به نظر مي‌رسد واقعيات موجود در جنگ تحميلي و مقاومت مردم و رزمندگان ما در كنار تبحر نويسنده دا و همين طور جزئي‌نگري و دقت در بيان خاطرات باعث شده تا اين كتاب به عنوان جلوه‌اي از ادبيات پايداري ما در ساير كشورها خودنمايي كند. كتابي است به مضمون از گفته‌هاي رهبري كه از وارد شدن ادبيات غير به كشور ما جلوگيري كرد و در خارج از مرزهاي كشورمان هم توانست اثرگذار باشد.

صحبت از بيانات رهبري شد. به نظر شما تقريظ‌هاي آقا بر حواشي كتاب‌هاي دفاع مقدس چقدر در گسترش ادبيات دفاع حوزه مؤثر هستند؟

قطعاً تأثيرگذار است. وقتي اين نگاه ويژه از سوي عالي‌ترين مقام نظام صورت مي‌گيرد، اثر مذكور مورد استقبال و توجه مخاطبان و خوانندگان قرار مي‌گيرد. آنها دوست دارند بدانند مقام معظم رهبري به چه دليل از كتابي سخن به ميان آورده‌اند و روي آن تقريظ نموده‌اند. خودم به شخصه دوست دارم اگر ايشان را ملاقات كردم، بگويم يك مقدار دست نگه دارند از تقريظ‌نويسي، تا ما به عنوان پژوهشگر بتوانيم ارزيابي كنيم ادبيات دفاع مقدس چقدر در حوزه كتابخواني مردم جا باز كرده ‌است. مثلاً كتاب «لشكر خوبان» كه اخيراً به آن توجه زيادي شد به عنوان كتاب سال دفاع مقدس نيز برگزيده شده بود، اما كسي توجهي به آن نمي‌كرد تا اينكه آقا برايش تقريظ نوشتند. همين امر باعث توجه عمومي به اين كتاب شد. در حالي كه معلوم نبود اگر تقريظ ايشان نبود اقبال عمومي چه ميزان صورت مي‌گرفت. بنابراين توجه ايشان به كتاب‌هاي دفاع مقدس يك وزنه بسيار مهم و مؤثر است كه حتي روي بخش پژوهش هم تأثير گذاشته و به واقع نمي‌توان دريافت كه بدون تقريظ‌ها و توجه ايشان كتاب‌هاي دفاع مقدس در ميان مردم جامعه ما چقدر مورد استقبال و توجه قرار گرفته است.

خود شما نيز كتاب دفاع مقدس نوشته‌ايد؟

بله، كتاب «بي‌تاب» را بر اساس زندگينامه سردار احمد حجازي فرمانده منطقه ششم سپاه اصفهان نوشته‌ام. اين كتاب را سال 91 انتشارات فاتحان منتشر كرد. «بانك اطلاعات زنان نويسنده انقلاب و دفاع مقدس» را نيز تهيه كردم كه هنوز چاپ نشده است. همچنين خاطرات غلامعلي آذرافشار از بچه‌هاي تداركات جنگ كه 80 درصد شيميايي است را در دست تهيه دارم. كتاب «جامعه‌شناسي جنگ» را با همكاري دكتر عليرضا شايان‌مهر توسط انتشارات جامعه‌شناسان منتشر كردم. در «كوچه نقاش‌ها» به عنوان مشاور نظامي با خانم راحله صبوري همكاري داشتم و به طور كلي در تهيه و تدوين بيش از 20 عنوان كتاب همكاري كرده‌ام. اخيراً جلد دوم كتاب دسته يك را با عنوان «پلي در دوردست» كه بازروايي بخشي از عمليات والفجر هشت است را به همراه آقاي اصغر كاظمي شروع كرده‌ايم كه در آن مكالمات بيسيم قرارگاه نوح و قرارگاه تاكتيكي لشكر حضرت رسول(ص) در شب بيست و چهارم بهمن‌ماه 1364 را بررسي مي‌كنم.

و در پايان.

دوست دارم روزي برسد كه در دانشگاه‌ها جامعه شناسي جنگ را تدريس كنند آن هم به صورت علمي و صرفاً ديد جامعه‌شناسي. يكي از آرزوهايم اين است در دانشگاه، جامعه‌شناسي جنگ و انقلاب را تدريس كنم و ماحصل مطالعاتم را در آنجا پياده كنم. بر خود واجب و لازم مي‌دانم در اينجا از زحمات استاد عزيزم آقاي دكتر مجيد كفاشي تشكر كنم. ايشان در بحث چگونگي پروراندن و پرداختن، واكاوي و بحث چگونگي ادامه سير مطالعاتم درباره پايان‌نامه كارشناسي ارشدم بسيار كمك و ياري‌ام كرده‌اند و همچنين خيلي دوست دارم از اساتيد عزيزم آقايان مرتضي‌ سرهنگي، عليرضا كمري، هدايت‌الله بهبودي، نصرت‌الله صمدزاده، جواد كامور بخشايش، اصغر كاظمي و همچنين سركار خانم فرانك جمشيدي كه هميشه راهنمايي‌هايشان چراغ راه زندگي‌ام بوده و افتخار شاگردي‌شان را داشته‌ام و دارم؛ يادي كنم.

مشروح اين گفت‌وگو را در جوان آنلاين بخوانيد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار