
داستان همچنان ادامه دارد و گويا قرار نيست اين ماجرا تمام شود، حداقل نه به اين زوديها.
هر روز يك موضوع تازه و برگي از يك پرونده جديد و قطور رو ميشود. پروندههايي كه حالا تعدادشان از شمارش خارج است. اما هركدام ماجرايي جديد است براي خود. ماجراهايي كه چهره فوتبال را هر روز تيره و تيرهتر ميكند.
ناپاكيهاي فوتبال، دستهاي پشت پرده، مافيا، تباني، رشوه، رد و بدل شدن پولهاي زير ميزي و فساد در فوتبال سرفصلهاي ناخوشايندي است كه با آن بيگانه نيستيم. كلماتي كه هر كدام ميتواند چهرهاي سياه و تاسف برانگيز از فوتبال را به نمايش بگذارد، سالهاست كه مطرح و روي آن بحث ميشود.
گاه بحثهاي كارشناسانه، گاه مغرضانه و براي سياه نمايي و گاه براي حل مشكل از بيخ و بن. اما هر بار فقط چند روزي سرو صدا به پا ميكند و نهايتا چند نفر كه در واقع خرده پا هستند به عنوان متهم جريمه و توبيخ ميشوند و پرونده مسكوت ميماند تا زماني كه كسي به هر بهانهاي سوداي باز كردن اين پرونده به سرش بزند.
اين بار اما فرق ميكند. اين چيزي است كه هر بار و در پي هر مثلاً افشاگري به ذهن و زبانمان ميرسد. اما هر بار هم همان اتفاقات قبلي تكرار ميشود و اصل ماجرا همچنان دست نخورده باقي ميماند. اما پروندههاي نيمه كاره و نصفه ونيمه بررسي شده تنها چيزي نيست كه در پي مطرح شدنهاي گاه و بيگاه فساد در فوتبال باقي ميماند. مهمترين مسئله در هر بازگشايي پروندههاي فساد در فوتبال يك جو متشنج است و ذهنهاي مردم كه درگير مسائلي ميشود كه هيچ پاسخ منطقي براي آن نمييابند.
فساد در فوتبال بيداد ميكند. اين را نه ميتوان كتمان كرد و منكر شد. اما اين مسئله همواره به بدترين شكل ممكن بيان ميشود و اذهان عمومي را متشنج ميكند. بيآنكه در پايان ماجرا فكري براي اين ذهنهاي متشنج و بيرون آوردن آنها از يك بهت عميق بشود. تريبون آزاد است. پروندههايي رو ميشود كه مردم را به شدت به فكر واميدارد. نشانيهايي كه داده ميشود آنقدر دقيق است كه نميتوان شك و ترديدي در قبول آن به خود راه داد. اما در حالي كه ذهنها درگير مسائل مطرح شده است، طرف مقابل مسائلي ديگر را مطرح ميكند و جوابهايي در پاسخ به ادعاهاي مطرح شده ميدهد كه باز هم مو لاي درز آن نميرود و بازهم يك ذهن گيج شده ميماند و يك دنيا سؤال كه دست آخر حق با چه كسي است و چه كسي راست و كي دروغ ميگويد؟
يكي با روزنامهها مصاحبه ميكند آن يكي در رسانه ملي افشاگري ميكند و ديگري راديو را براي برملا كردن رازهاي مگو مناسب ميداند. اما چه اهميتي دارد چه كسي چه و كجا ميگويد؟مهم اين است كه مسائلي مطرح ميشود براي به هم نريختن افكار عمومي هم كه شده بايد از يكسري فيلتر رد شود. حرفهايي كه جو را به هم ريخته و پاسخهايي به مراتب سنگينتر را به دنبال دارد و در حالي كه ذهن مردم را با خود درگير كرده، تكذيب يا پس گرفته ميشود تا مسائل مطرح شده وارد فاز جديدتري شده و سؤالهاي بعدي و بعدي را در پي داشته باشد. سؤالهايي از اين دست كه آيا دستي در كار بوده كه طرف بعد از كلي مدرك رو كردن و بيان حرفهاي جنجالي حالا پا پس كشيده و مدعي ميشود حرفهايش را تحت تاثير جو، ديگران يا شنيده هايش گفته و حالا با يك عذرخواهي ساده همه را پس ميگيرد.
ماجرا از ابتدا نبايد به اين شكل تند و تيز مطرح ميشد و نبايد اين اجازه به افراد داده ميشد كه هرچه كه در ذهنشان ميگذرد، بيتوجه به آنكه درست است يا غلط به زبان بياورند و سپس آنها را پس گرفته و تكذيب كنند. چراكه در پي اين مثلاً افشاگريها آبروي فوتبال است كه ريخته ميشود و در پي اين عقب كشيدنها شائبههاي زيادي به وجود ميآيد. اينكه چرا افرادي كه تا ديروز مدعي بودند حالا با بهانههايي واهي عقب ميكشند.
آيا از ابتدا حقيقت را نميگفتند؟آيا ترسانده ميشوند يا باز هم بحثهايي مطرح است كه خود جزئي از ناپاكيها هستند.
اتفاقات اخير ذهن مردم را به شدت متشنج و درگير كرده و تنها بررسي علني و شفافسازي در خصوص برخورد با متهمان اين پرونده است كه ميتواند مرهمي باشد بر خدشهاي كه به روح و روان مردم در اين مدت وارد شده است.
حالا حفظ آبرو نميتواند توجيه خوبي باشد براي به نتيجه رسيدن پشت درهاي بسته. چراكه اين مردم بودند كه طي اين مدت با تصورات وباورهايشان بازي شده و حالا آنها حق دارند بدانند چه برخوردي با اين افراد ميشود. افرادي كه هر كدام با قيافهاي حق به جانب حرف خود را ميزنند و بدون هيچ ترس و واهمهاي به يكديگر اتهام زده و آبرو ميبرند و با احساسات مردم بازي ميكنند. سكوت برابر اين برخوردها بيتوجهي به افكار عمومي است.
البته آنچه مسلم است رسيدگي به اين پرونده كه هر روز فازي جديد در آن ميشود و پاي افرادي تازه به آن باز ميشود آسان نيست. اما براي آرام كردن جوي كه آقايان متشنج كردهاند تنها راه مختومه اعلام كردن پرونده و رو كردن دست متخلفان است تا يك بار براي هميشه اين دستهاي پشت پرده از فوتبال بريده شود و ديگر با به برده شدن نام فوتبال همه به ياد ناپاكيها و فساد و. . . نيفتند و كسي هم پيدا نشود كه بخواهد از اين مسائل به سود خود استفاده سوء كند.