مصطفي شاه كرمي | واقعيت اين است كه در اين سريال و به بهانه بازگويي تاريخ و تصويرسازي از جامعه و فضاي غالب آن ايام در كمال تعجب مخاطبان شاهد نمايش نوشيدن مشروب، كشيدن سيگار، پوشش و لباسهاي بدن نما و اصطلاحا مانكني، ديالوگهاي خلاف اخلاق و. . . بودند. اين مباحث در حالي از سوي رسانهها به صورت مكرر تذكر داده ميشد كه مسئولان اين سريال نقدهاي دلسوزانه و به خاطر داشتن وظيفه و دغدغه حفظ ارزشهاي اسلامي ـ اخلاقي را به طور كامل تخطئه ميكردند. طرفه اينكه در دستگاه صهيونيستي سينماي هاليوود فيلمسازان اجازه نمايش روشن كردن يا سيگار كشيدن بازيگران را در آثارشان ندارند. ذكر اين مورد فقط از آن جهت صورت گرفت تا مخاطبان گرامي و دست اندركاران اين سريال متوجه باشند در جوامعي كه ارزشهاي ليبرال سرمايهداري و اومانيستي نيز حاكم است فيلمسازان اجازه نمايش و تصويرسازي از هر فعل و اقدامي را ندارند، چه برسد به جامعه و نظام اسلامي كه مردماني متدين داشته و كشورشان ضمن ام القراي جهان اسلام بودن، نقطه اميدواري مظلومان و مستضعفان جهان نيز محسوب ميگردد. اين اقدام انقلابي و ارزشمند اما ديرهنگام شوراي نظارت بر صداوسيما باعث شد كه ضمن طرح اين موضوع با كارشناسان و مسئولان، به بررسي برخي جوانب و آسيبهاي كمتر ديده شده سريال «كلاه پهلوي» بپردازد.
دكتر مجيد ابهري رفتارشناس و استاد دانشگاه، ضمن تأكيد بر اينكه رسانه يكي از ابزار انتقال رفتارها و ارزشها به جامعه است، ميگويد: متأسفانه در تهيه فيلمها و سريالهاي داخلي دست اندركاران به خاطر رقابت با سريالهاي آن سوي آبي به ويژه سريالهاي ترك دست به اقداماتي ميزنند كه مغاير با ارزشهاي ديني و اخلاقي ماست. اين هنجارشكنيها مخصوصا از آنجايي كه صداوسيما مورد اعتماد خانوادهها بوده و فرزندان بدون هيچگونه مانعي به تماشاي فيلمها و سريالهاي آن مينشينند در پارهاي از اوقات باعث بروز برخي ناهنجاريها ميگردد. از آنجا كه در فيلمها و سريالهاي ايراني براي زنده كردن شخصيتها، گاهي اوقات رفتارهايي انجام ميشود كه باعث آموزشهاي منفي در بين آحاد افراد جامعه ميگردد و اين در حالي است كه ميتوان آنها را به گونهاي حذف نمود. روابط غير اخلاقي در برخي از صحنهها به خصوص بعضي رفتارهاي ناهنجار مثل كشيدن سيگار يا نوشيدن مشروبات الكلي يا برخي ديالوگها كه موجب بدآموزي و انتقال ناهنجاريهاي اخلاقي به مخاطبان به ويژه به نوجوانان و جوانان در جامعه ميگردد بايد مورد تجديد نظر قرار گيرند. سريال كلاه پهلوي يكي از سريالهاي پر هزينه در صداوسيماست كه طي چند سال تهيه گرديده است. حيف است كه اين سريال تاريخي با صحنههاي غيراخلاقي آميخته شده و كار به جايي برسد كه خانوادهها برخوردي با آن كنند كه عمدتاً با سريالهاي تركي و ماهوارهاي ميكنند. يعني به فرزندان خود اجازه ندهند كه اين سريال را تماشا كنند.
اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار ميدارد: گفتمانهاي غير اخلاقي بين زن و مرد يا فحاشي و بد زباني ميتواند الگوي رفتاري نامناسب براي جامعه باشد. بسياري از گفتمانهاي نادرست و ناپسند موجود در جامعه فعلي از صداوسيما به مردم و مخاطبان منتقل گرديده است. بنابراين توجه مسئولان و دست اندركاران صداوسيما به ارزشهاي اخلاقي و چارچوبهاي آن بايد سرلوحه كار اين رسانه قرار داشته باشد چه اينكه بر اساس قانون و اصل ماهوي تشكيل چنين سازماني تقويت، تبيين و تعميم ارزشها و اخلاقيات ديني اسلامي در جامعه كشورمان بوده است. اما در پارهاي از اوقات شايد به خاطر يكدست شدن و رساندن پيام در بعضي از سريالها يا فيلمها ممكن است در برخي از صحنهها ناچار به گنجاندن آنها بوده و به همين علت از دست اين عزيزان خارج ميگردد. در سريال كلاه پهلوي اشاره به روابط جنسي و انجام روابط غير اخلاقي با وضوح نشان داده ميشود. از آنجايي كه فرزندان ما از نظر تيزهوشي و درك مفاهيم با نسلهاي گذشته خود تفاوت بسياري دارند متوجه موضوع و منظور صحنه يا ديالوگ بازيگران ميشوند. بنابراين تا ديرتر از اين نشده بايد دست اندركاران محترم اقداماتي فوري را در دستور كار خود قرار بدهند. چه اينكه هر اثر نمايشي كه از رسانه ملي پخش ميشود ميتواند اثرات متعددي را بر جامعه بگذارد بنابراين بعد از نمايش آثاري كه داراي مباحث مشكل دار هستند هر اقدامي هم كه انجام گيرد مؤثر نخواهد بود. در دنياي امروزي براي تهيه سريالهايي كه از تلويزيون پخش ميشوند معمولاً يك تيم متشكل از روانشناس، جامعه شناس، رفتارشناس و آسيب شناس به مطالعه سناريو ميپردازند و در مراحل توليد و تهيه نيز نظارت كامل دارند تا مبادا صحنههاي غير اخلاقي در لابهلاي كار مورد استفاده قرار گرفته باشد. باعث تعجب است چرا در جامعه ما صداوسيما كه خطوط قرمز نمايشي را به خوبي ميشناسد چگونه اجازه ميدهد كه چنين آثاري به نمايش درآيند! سازندگان اينگونه آثار مدعياند كه چون چنين رفتارهاي خلاف اخلاق و شرعي در بين افراد آن روزگار وجود داشته و از طرفي ما هم ميخواهيم كه زشتي كار آنها را به مخاطب نشان بدهيم ناچار به نمايش و گفتن برخي صحنهها و ديالوگها ميشويم! اين در حالي است كه مخاطب امروزي هيچگونه ارتباط ذهني و تاريخي با سريال يا فيلم برقرار نميكند و صرفاً به عنوان يك سرگرمي متوجه آنهاست بنابراين تاثير پذيري و به تبع آن درصد آسيبپذيري مخاطب و جامعه بيشتر ميشود.
دكتر ابهري در اين باره ميگويد: با توجه به اينكه در مورد سريالهاي تاريخي براي حفظ پرسوناژ يا براي حفظ امانت در اصل گفتارها و رفتارها ممكن است كارگردان يا نويسنده فيلمنامه اجبار به استفاده از رفتارهايي داشته باشد كه متأسفانه موجب بد آموزي ميگردند. البته اين ادعا كه براي زنده كردن بخشي از تاريخ اجبار به نمايش بعضي از صحنهها داريم درست نيست چراكه مخاطبان امروز چنين برنامههايي كه از رسانه ملي پخش ميشوند نسلهاي هشتم يا نهمي بعد از آن ايام و روزگار هستند و هيچگونه ارتباطي با موضوعات و مفاهيم تاريخي آن روزگار برقرار نميكنند.
حجتالاسلام احمد سالك كاشاني، نماينده و عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي نيز در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا بهتر نبود دوستان بزرگوار شوراي نظارت بر صداوسيما قدري زودتر به مسائل مربوط به سريال كلاه پهلوي ورود ميكردند و اجازه نميدادند كه بودجه و سرمايه بيتالمال هدر رود و كار به اينجا برسد، ميگويد: مسئله فيلم، سينما، نمايشنامه، تئاتر و امثالهم در كشور ما سابقهاش به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برميگردد. نكته اول اينكه ساختارسازي اين حوزه در زمان گذشته بر اساس ساختارسازي ديني و مذهبي و ارزشي نبوده است. نكته دوم اينكه در طول اين 35 سال تلاشهايي در دستگاههاي مختلف فرهنگي به خصوص در صداوسيما و وزارت ارشاد صورت گرفته تا يك جهت دهي به فيلمسازي، سينما، تئاتر و ديگر توليدات اينچنيني در مباني ارزشي انقلاب اسلامي داده شود. اما آيا اين جهت دهي مطلوب بوده و مورد توجه محافل نظارتي بوده يا نه، اين بحث ديگري است. نكته سوم اينكه مسئله فيلمسازي اعم از كلاه پهلوي يا فيلم و سريالهايي كه صداوسيما در آنها سرمايهگذاري كرده و پخش ميكند، بايد قانونمند شود.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در ادامه ضمن اعلام اين خبر كه ما هفته گذشته در كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با اقدامي كه توسط يك كارگروه و با صرف ساعتهاي زيادي انجام گرفته است به دنبال تنظيم يك طرح قانونمند براي تمامي اين مسائل هستيم، ميافزايد: قبل از پخش اين سريال بايد به اصطلاح كنترلي صورت ميگرفت. ما معتقد هستيم كه در حوزه نمايشنامه نويسي بايد كنترل و نظارتهاي دقيق و جدي صورت بگيرد و اين نظارت نيز در مراحل ديگر توليد و. . . هم ادامه داشته باشد. با كمال تأسف ما شاهد اين هستيم كه فيلمنامهها در ابتدا به شكل خوبي مطرح ميشوند اما در حوزه اجرا مسائل و مباحث ديگري به دست ميآيد و اين به دليل ضعف نظارتي است كه وجود دارد. اينكه شوراي نظارت بر صداوسيما اخيراً در ارتباط با سريال كلاه پهلوي تذكراتي را مطرح كرده است بايد عرض كنم كه اين اتفاق براي اولين بار نبوده است بلكه چندين بار ديگر هم چنين تذكراتي داده شده است اما خب اين دفعه به صورت آشكارا و علني رخ داده است. لذا تا مجموعه فيلمسازي ما ضابطهمند نشود و يك نظامنامهاي بر آن حاكم نگردد همين مشكلات و معضلات تكرار شده و آنها را در آثار ديگري نيز قطعاً خواهيم داشت.
حجتالاسلام سالك ميگويد: هنرمندان و فيلمسازان ما هم چند دسته هستند كه بخشي از آنها تلاش ميكنند تا خواستهها و تمايلات جمهوري اسلامي را در آثار و فيلمهايشان اجرايي و عملياتي كنند. از طرفي اين هنرمندان و فيلمسازان هم حرفها، مطالب و استدلالاتي دارند. چند وقت پيش و در جريان بازديد نمايندگان و اعضاي محترم كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي از پشت صحنه سريال «معماي شاه» به كارگرداني محمدرضا ورزي، فيلمسازان و هنرپيشهها صحبتهايي را با ما مطرح كردند كه بحق و درست هستند. از جمله اينكه براي توليد يك فيلم يا سريال فاخر بايد هزينهاي متناسب و در سطح يك كار فاخر در جمهوري اسلامي صرف شود. اين نميشود كه بنا باشد يك فيلم فاخري در ارتباط با ترويج و تبيين ارزشها و با بهرهگيري از بازيگران و فيلمسازان خوب ساخته شود اما هزينههاي در نظر گرفته شده براي آن بسيار كم و ناچيز باشد چراكه هزينه با هدفي كه مورد نظر واقع شده است تناسبي ندارد. بنابراين به خاطر اين موضوع كه 75درصد مردم بحث فراگيري را از طريق ديدن و چشم دارند بايسته است كه نظام جمهوري اسلامي يك سرمايهگذاري هدفمند و درخور را انجام دهد كه اين مهم نيازمند يك هم افزايي و فراگيري عظيم ملي است. به رغم تذكرات متعدد رسانهها در مورد نحوه پوشش و برخي افعال و ديالوگهاي اين سريال مبني بر اينكه نمايش چنين مسائلي نه تنها مخاطب را به جنبههاي مخرب و زيانآور آن متوجه نميكند بلكه حتي ممكن است به جهت تنوع ديدگاه و سليقه و سن مخاطبان به نوعي باعث ترويج اين اتفاقات خلاف اخلاق و شرع هم شود!
اين نماينده مجلس در اين رابطه اظهار ميدارد: واقعيت اين است كه آقايان دست اندركار فيلم و سريالسازي در اين باب حرفي دارند و آن اينكه اگر بنا باشد ما بخواهيم زمان طاغوت و دوران پهلوي ملعون را به نقد و تصوير بكشيم آيا ميتوانيم به طور مثال بيحجابي آن زمان را نشان بدهيم؟! آيا ميتوانيم خانمها را به صورتي كه بيحجاب يا بدحجاب باشند فيلمبرداري كنيم؟ خب معلوم است كه نظام جمهوري اسلامي اجازه چنين اقدامي را نخواهد داد. براي اينكه اين افراد(فيلمسازان) بتوانند اينگونه مباحث را تصويرسازي و تصويربرداري كنند اقدام به يكسري كارهاي ديگري ميكنند كه بدآموزي دارد، بنابراين اينجا ضرورت دادن و توليد يكسري الگوهاي قابل اجرا احساس ميشود. اما صرف انتقاد كردن و به قول معروف تذكر دادن كاربردي نخواهد داشت. به همين دليل لازم و ضروري است كه به غير از انتقاد و تذكر دادن يكسري پيشنهادات و طرحهاي قابل اجرا هم ارائه شود. اين آقايان معتقدند كه كار از دوحالت خارج نيست، يا اصلا نبايد هيچ فيلم و سريالي ساخته شود كه بر اين اساس ما كنار ميكشيم و بالطبع نداشتن توليدات داخلي آن وقت هاليوود و توليدات غربي شروع به تغذيه مخاطب و جامعه ما ميكند. جريانات ضدانقلاب و ضد دين ميآيند و ميدان دار عرصه ساخت و توليد آثار و خوراكهاي ذهني براي مخاطبان ما ميگردد. حالت دوم اين است كه ما خودمان بياييم و توليد محتوا بكنيم كه براي اينكار لازم است يكسري الگو داشته باشيم. چه كسي به ما الگو ميدهد؟! ما خودمان نشستهايم و پس از صرف زمان زياد به طراحي اين الگوها رسيدهايم. شما ميگوييد بد آموزي دارد، خب اين حرف درستي است و جاي تذكر دارد همانطور كه ما تذكرات متعددي در اين باره به آثار مختلف دادهايم. چند روز پيش كه براي بازديد از پشت صحنه سريال«معماي شاه» رفته بوديم همانجا هم به صراحت يكسري تذكرات و انتقادات در مورد بدآموزي و مباحث مربوط به سريال «كلاه پهلوي» را اعلام كرديم. در همان جلسه نسبت به چند فيلم و سريال ديگر هم كه جاي تذكر و انتقاد داشتند، تذكرات و گلايههايي را مطرح كرديم. اما واقعيت اين است كه بايد كلان موضوعات را در نظر بگيريم، توجه داشته باشيد سريالهاي عظيمي مثل سريال «امام علي(ع)»، سريال «مريم مقدس(س)» يا سريال «حضرت يوسف(ع)» ساخته شدهاند كه در سطح بينالملل و جهان اسلام داراي اثرات مطلوب و قابل ملاحظهاي بوده و هستند. ما نبايد چشممان را بر هم بگذاريم و محاسن و خوبيها را نبينيم، لازم است كه كلان مباحث را تحسين كنيم اما جزئيات را نقد كنيم و راهكار ارائه بدهيم.
اين اظهارات منطقي و بجا در حالي مطرح ميشود كه با يك بررسي ساده و بدون نياز به پژوهش و نظرسنجي علمي و پيچيده ميتوانيم دريابيم كه ساخت آثاري همانند سريال «كلاه پهلوي» نه تنها پاسخگوي شبهات و سؤالات و نيازهاي جامعه و مخاطب امروز كشورمان نيست بلكه در برخي مواقع و مواضع باعث بروز خسران و زيان به برخي ارزشها و مباحث اخلاقي جامعه نيز شده است. صرف چندين سال زمان براي ساخت چنين سريال عظيمي به همراه هزينههاي سنگين و قابل تامل در روزگار و ايامي كه رئيس سازمان صداوسيما شرط انقلابي شدن رسانه ملي را منوط به داشتن بودجه مورد نظرشان ميدانند، تا حدودي غير منطقي و بلاوجه است! از طرفي مقايسه و قياس اين سريال با آثاري در حد و اندازههاي سريالهايي مثل «امام علي(ع)»، «مريم مقدس(س)» و «يوسف پيامبر(ع)» نه تنها جفاي ناجوانمردانهاي است بلكه از نظر منطقي، قياسي مع الفارق و بلاوجه است.