جلسه توديع و معارفه همزمان سه معاون وزير در سالن سينمايي وزارت ارشاد، پرسروصداترين حاشيههاي فرهنگي هفته گذشته را به خود اختصاص داد. وزير ارشاد دولت يازدهم كه پس از طرح مميزي بعد از نشر و مخالفت اكثريت قريب به اتفاق ناشران، اين مسئله را تا اطلاع ثانوي مسكوت گذارده بود، به بهانه انتشار نامه اخير تعدادي از نويسندگان براي حذف مميزي مجدداً به سراغ اين مسئله رفت.
جنتي در عين تأكيد بر اين مسئله كه نميتوانيم اجازه دهيم هر داستاني منتشر و غذاي مسموم دراختيار نسل جوان قرار گيرد، انتقادات شديدي عليه وضعيت فعلي مميزي و اداره كل كتاب وزارتخانه متبوعش كرد كه هنوز نسيم جابهجاييها به آن نرسيده است: «در حوزه كتابهاي ديني و علمي مشكلي نداريم و عمده مشكلات ما در خصوص مميزي مربوط به حوزه ادبيات داستاني است. بعضي داستانها از كل مشكل دارند و نميتوانيم براي آنها كاري انجام دهيم و اما مسئله مهم اين است كه بايد بر اساس قانون عمل كنيم نه بر اساس سليقههاي شخصي خودمان. بعضي از اين كتابها مشكل چنداني ندارند اما به علت سليقه شخصي در مميزي نگه داشته شدهاند. بايد قانون به گونهاي اصلاح شود كه دخالت سليقه شخصي به حداقل برسد. گاهي اوقات فكر ميكنم اگر قرآن، وحي الهي نبود، اين دوستان قرآن را نيز مميزي ميكردند.» جنتي در ادامه انتقادات كمسابقه خود با اشاره به روند بررسي و مميزي كتابها در اداره كل كتاب وزارت ارشاد افزود: «بررسي كتابها بايد توسط افراد فرهيخته و دانشمند و متخصص همان حوزه انجام شود. اگر به دليل مشكلات مالي، كتاب را به دست دانشجويان بسپاريم تا مميزي كنند، اين كار بسيار اشتباه است. بايد ابتدا مشكلات ماليمان را حل كنيم و بعد كتاب را به دست متخصص آن حوزه بسپاريم.» اشاره اخير او شايد به مسعود اللهياري، مسئول فعلي اداره كل كتاب وزارت ارشاد باشد كه در دولت نهم از دانشگاه امام صادق(ع) راهي معاونت امور فرهنگي ارشاد و اداره كل كتاب اين وزارتخانه شد. جنتي در عين حال تأكيد كرد كه بر مبناي سياستهاي دولت و وزارت ارشاد، تغيير در اداره كل كتاب وزارتخانه، قطعي است.
باز هم حاشيههاي حضور هيئت ايران در نمايشگاه فرانكفورت
شصت و پنجمين نمايشگاه بينالمللي كتاب فرانكفورت آلمان در حالي چهارشنبه هفته گذشته به طور رسمي آغاز به كار كرد كه باز هم حضور جمهوري اسلامي ايران مانند سال گذشته دستخوش حاشيهها و حرف و حديثها شد. طبق اعلام مسئولان امر، مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران در اين دوره نمايشگاه موفق شد غرفهاي به مساحت تقريبي 240 مترمربع را به خود اختصاص دهد. 200 مترمربع از اين مقدار به بخش كتب بزرگسال و 40 مترمربع نيز به حوزه كتب كودك و نوجوان اختصاص دارد. در اين ميان قرار بود سه نويسنده به نمايندگي از اهل قلم در اين نمايشگاه حضور پيدا كنند؛ اكبر صحرايي، ابراهيم حسنبيگي و عرفان نظرآهاري. حسنبيگي و نظرآهاري علاوه بر حضور در نمايشگاه، قرار بود در مراسم رونمايي از نسخه انگليسي كتابهاي خود نيز شركت كنند كه توسط انتشارت «شمع و مه» تدارك ديده شده بود. در اين ميان اما خبر بازگشت زودهنگام حسنبيگي قبل از افتتاحيه و بدون حضور در نمايشگاه، اين موضوع را تحت تأثير خود قرار داد. حسنبيگي عنوان ميكند، هرچند از ابتدا قرار بود نويسنده با هزينه شخصي راهي فرانكفورت شود اما بعد از دريافت قول مساعد از جانب مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي مبني بر وجود تخت خالي عازم سفر شده و پس از رسيدن به فرانكفورت و اطلاع از لغو شدن رزرو اتاقهاي خالي از جانب مؤسسه نمايشگاهها و گذراندن در يك مسافرخانه درجهچندم، روز بعد به ايران بازگشته است. با اين حل عرفان نظرآهاري، ديگر نويسندهاي كه براي رونمايي از كتاب خود در آلمان به سر ميبرد، در اين خصوص به يكي از خبرگزاريها گفت: براي حضور بنده تنها مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي هزينه بليت را پرداخت كرد و از ابتدا هم قراري براي اسكان و در اختيار گذاشتن جا و مكان نبود، موضوع به گونهاي از ابتدا عنوان شد كه اسكان بر عهده نويسنده باشد و در صورتي كه اين امكان برايش فراهم شود، ميتواند در شصت و پنجمين نمايشگاه فرانكفورت شركت كند، بر اين اساس بنده نيز با هزينه شخصي به اين سفر آمدم.» با اين حال بايد منتظر پاسخ محمد عظيمي، رئيس مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران ماند تا مشخص شود اصل قضايا از چه قرار است.
همنشيني قزوه و سهراب و بيدل در «صداي پاي آب»
كنگره «صداي پاي آب» دوشنبه هفته گذشته در حوزه هنري برگزار شد. عليرضا قزوه، مدير مركز آفرينشهاي حوزه هنري در چهارمين دوره اين كنگره كه با حضور جمعي از شاعران و اساتيد زبان و ادبيات فارسي و دوستداران سهراب سپهري برگزار شد، دايره لغات و واژگان سهراب را در 400 سال گذشته، دايره واژگاني خاص توصيف كرد و گفت: «مرحوم سيدحسن حسيني، شاعر انقلاب اسلامي معتقد بود سهراب مسلمان است و شعر «صداي پاي آب» او شهادتين مسلماني سپهري است. به اعتقاد حسيني، سهراب سپهري شاعري بود كه سجاده، قبله، روشني و فرهنگ ايراني و مسلماني را پاس داشته و ارزش آن را دارد كه بر شاعران هر عصر و نسلي معلمي كند.» قزوه با اشاره به اينكه سهراب، شاگرد ادبي بيدل دهلوي بوده و از وي تقليد كرده است، ادامه داد: «بيدل دهلوي شاعري است كه قلمرو آن تقليدناپذير بوده و بسياري از شاعران از او تأثير گرفتهاند اما بايد گفت، تقليد شاعرانه سهراب را هيچ شخص ديگري نتوانست انجام دهد، يعني هيچ فردي رابطه ميان بيدل و سهراب را نيافت. تقليد سهراب سپهري از بيدل به گونهاي بود كه هيچ ردي از آن به جا نماند چراكه سپهري از راه كلاسيك و سرودن غزل و قصيده با رنج بسيار به اين مرحله رسيد و يك شبه به اين مقام نرسيد.» موسي بيدج، مترجم و محقق ادبي نيز در بخشهاي ديگري از اين مراسم گفت: «ما نسبت به معرفي شاعران معاصر كمي تنبلي كردهايم كه اين مهم باعث شده تا جهان ما را نشناسد، يكي از خوشبختيهاي ما كه بحق هم بوده، اين است كه سهراب سپهري يك شاعر ترجمه شده است. بنده با جهان عرب در ارتباط هستم و حرفهام ترجمه ادبيات ايران و عرب به زبان فارسي است، گواهي ميدهم جهان عرب سهراب سپهري را ميشناسد به دليل اينكه بنده حداقل چهار عنوان كتاب ديدهام كه از سهراب سپهري ترجمه شده است.»