جناب آقاي سيف جمالي! اصولاً آيا ارتباطي ميان سبك زندگي و مد لباس وجود دارد يا خير؟
مسلماً يكي از شاخصهاي مهم سبك زندگي پوشش و لباس است و افراد در طول زندگي خود از لباس هم به عنوان پوشش استفاده ميكنند و هم به عنوان يكي از نمادهاي قبيلهاي، شهري و حتي كشوري است و ميتوان ادعا كرد خيلي از لباسهايي كه امروز به خصوص در ميان نسل جوان ما رواج دارد، بيانگر طرز فكر و نگاهشان به مسائل اجتماعي است، پس بيترديد لباس در سبك زندگي تأثير زيادي دارد.
يكي از مباحثي كه در موضوع بحث مد و لباس مطرح ميشود، لباس اسلامي است. چه تعريفي ميتوان براي لباس اسلامي ارائه كرد؟
هر چه كه به عنوان اسلام در نظر ميگيريم بر اساس برداشتي است كه از قرآن و احاديث ائمه(ع) داريم. قرآن پوشش را به خصوص در مورد خانمها به عنوان حجاب مطرح كرده است. در كتاب آسماني ما، كاملاً مشخص شده كه پوشش مناسب براي مصون ماندن خانمها از نگاه و تعرض ديگران به چه نحوي است. علاوه بر اين در احاديث و سيره معصومين (ع)، بحث لباس و پوشش را نه فقط به عنوان پوشش بلكه به عنوان نوع زندگي خود مدنظر قرار ميدادند.
پوشش ائمه چگونه ميتوانست نوع زندگي آن بزرگواران را نشان بدهد؟ لطفاً در اين باره كمي مصداقيتر توضيح دهيد؟
به طور مثال در زمان اميرالمومنين (ع) عموم جامعه از فقري نسبي برخوردار بودند، بنابر اين ايشان به گونهاي لباس ميپوشيدند كه مطابق شرايط روز بوده است اما در دوران امام صادق (ع) ملاحظه ميكنيم كه لباس ايشان با لباس آن دوره كمي متفاوت بوده است به اين معنا كه لباسي كه در ظاهر به تن ميكردند متناسب با شرايط زندگي خودشان بوده است. بنابر اين در زندگي ائمه بزرگوار(ع) ما به صورت عيني ملاحظه ميكنيم لباس تنها يك پوشش نيست بلكه نمادي است كه ميتواند نشاندهنده سبك زندگي باشد و حتي متناسب با شرايط اقتصادي دوران معاصرشان بوده است. علاوه بر اين ما رواياتي داريم كه درباره لباس توصيههاي ويژهاي دارد از جمله اينكه در لباس پوشيدن، لباسي نپوشيد كه نشانه تكبر و فخرفروشي باشد يا حتي براي رنگ لباس توصيههاي متعددي در سيره ائمه گرامي اسلام وجود دارد، به طور مثال اينكه لباس خود را از رنگهاي شاد انتخاب كنيد زيرا رنگ لباس هم در خود اشخاص تأثير دارد هم در اطرافيان. رنگ شاد نشانه بشاشيت است و حتي در نشاط روزمره نقش دارد.
پس آيا پوشيدن لباسهاي تيره يا مشكي از نگاه اسلام و روايات مجاز نيست؟
در روايات ما تأكيد شده است؛ از لباس مشكي استفاده نكنيد، الا عبا. اين بدين معنا نيست كه براي عبا هم رنگ مشكي توصيه شده باشد يا در احاديث ميبينيم كه حضرت رسول (ص) كفششان را به رنگ زرد انتخاب ميكردند و پيراهنشان را به رنگ سفيد يا رنگهاي روشن بود.
آنچه هم اكنون در بحث رنگ لباس در جوامع رايج است برداشتي است كه در عرف آن جامعه پيش ميآيد. به طور نمونه حجاب خانمهاي افغانستان به رنگ آبي است، بدين معنا كه توصيه شده باشد بلكه اين مسئله بر اساس عرف آنها طي سالهاي اخير، شكل گرفته است. يا اينكه در ايران چادر خانمهاي ما مشكي است. بايد به مباحث تاريخي جا افتادن اين عرف نگاه كرد، اينكه آيا از ابتدا چادر مشكي به همين شكل و شمايل در ايران مرسوم بوده يا به واسطه تغيير و تحولات به وجود آمده است. در كشورمان به دليل تعرضهايي كه به خانمها ميشده، رنگ لباسهاي بانوان به مرور به مشكي متمايل شده است. در واقع رنگ مشكي براي چادر خانمها چيزي نيست كه از اسلام برداشت شده باشد بلكه در هر زماني عرف جامعه بر افكار افراد حكومت ميكند و در هر شرايطي بايد ديد عرف جامعه به چه سمت و سويي ميرود.
رنگ مشكي چادر و سبك و سياق آن برداشتي است كه متناسب با عرف زمان در جامعه ما جا افتاده است. در مجموع هر چند نميتوان انكار كرد حجاب برتر چادر است اما درباره رنگ آن توصيهاي نشده است.
شما به مسئله تأثير عرف در نوع پوشش اشاره داشتيد. اين عرف را چه چيزي تعيين ميكند؟
عرفي كه مدنظر است، عرفي است كه شأن جامعه را حفظ كند. گاهي وقتها يك چيز نادرستي در جامعه عرف ميشود، به اين معنا كه رواج پيدا ميكند اما در مورد عرف نيز بايد توجه داشت آيا متناسب با فرهنگ آن جامعه است يا نه، آيا با شأنيت خانوادگي افراد تناسب دارد يا نه؟ گاهي به خاطر هجمههاي فرهنگي يك چيزي در جامعه رواج پيدا ميكند اما اين به معناي عرف يا پسنديدن آن از سوي عرف جامعه نيست.
حالا اگر اجازه بدهيد برويم سر بحث مد و لباس، مصوبهاي كه به سال 85 باز ميگردد اما با بيمهري و اجرايي دير هنگام و نصفه و نيمه مواجه شد. به باور شما به عنوان مدير عامل بنياد ملي مد و لباس، اين مصوبه تاكنون چقدر اجرايي شده است؟
متأسفانه بسياري از قوانين فرهنگي ما به خاطر فراهم نشدن شرايط، مقدمات و زيرساختها اجرايي نشده است. قانون مد و لباس هم كه سال 85 توسط مجلس تصويب شد تقريباً تا سال 89 مسكوت مانده بود و چندان بروز و ظهوري نداشت و وظايفي كه قانون برعهده دستگاههاي مختلف گذاشته است، خيلي عملياتي نشد. از سال 89 ما شاهد شكلگيري يكسري حركتهايي هستيم، به طور نمونه پيگيري مباحث كميسيونهاي وابسته به اين قانون يا نمايشگاههايي كه بايد اجرا ميشد. حمايت از طراحان براي توليد طرحهاي جديد هم براي پوشش آقايان و هم خانمها آغاز شد. اما اين قانون فقط به عهده وزارت ارشاد نيست، دستگاههاي مختلفي در اجراي اين قانون شريك هستند.
چه دستگاههايي مسئول اجراي مصوبه ساماندهي مد و لباس هستند؟
دستگاههاي مختلفي مثل وزارت صنايع و وزارت بازرگاني كه هم اكنون در هم ادغام شدهاند. ترويج مدلها و الگوهاي اسلامي مصوب اين كارگروه نيز وظيفه صدا و سيماست. متأسفانه تمام دستگاهها هماهنگ با هم كار نكردند. حمايت از توليدكنندگان همچنان روي زمين مانده است و وزارت صنايع و بانكها حمايت مناسبي از طراح و توليدكننده نداشتهاند. از سوي ديگر ورود لباسهاي نامناسب با فرهنگ و عرف ما بايد از سوي گمركات متوقف ميشد، همچنين در توليد پارچه براي لباسهاي فاخر مشكل داريم. نهادهاي مسئول همه بايد دست به دست هم بدهند كه متأسفانه اين اتفاق نيفتاده است.
به نظر ميرسد بخشي از اين ناهماهنگيها به ضعف عملكرد كارگروه ساماندهي مد و لباس باز ميگردد. آيا وزارت ارشاد به عنوان مسئول پيگيري كارگروه مد و لباس نيست؟
وزارت ارشاد در حد تكاليف ذاتي خودش اقداماتي انجام داده است ولي خب اين اقدامات هرچند لازم است اما كافي نيست. از طرف ديگر نيز بودجهاي كه از طرف كارگروه در اختيار كارگروه و بنياد ملي مد و لباس قرار گرفته بودجه خيلي ناچيزي است.
ميزان اين بودجه چقدر است؟
متأسفانه سال 91 كه هيچ بودجهاي اختصاص داده نشد و بودجه سال 92 هم هنوز اعلام نشده است، در حالي كه نبود منابع مالي اثر بسيار زيادي بر روند كار ما دارد و يك مشكل جدي است.
پس به باور شما ما در بحث مد و لباس مشكل داريم و مدهاي نامناسب وارداتي كه به عنوان يك عرف نادرست در جامعه ترويج پيدا ميكند و سبك زندگي ايراني_اسلامي را تحتالشعاع قرار ميدهد به دليل ناهماهنگيهايي است كه ميان دستگاههاي مسئول در اجراي اين قانون وجود دارد؟
بله قطعاً، فرهنگسازي در بحث مد و لباس شاخههاي مختلفي دارد و تا زماني كه همه اين شاخهها تحقق نيابد، ما نبايد خيلي اميدوار باشيم اهداف مدنظرمان به اين زوديها محقق شود و تا زماني كه همه دستگاهها پاي كار بيايند، تحقق اين امر به درازا ميكشد.
دليل انفعال دستگاههاي مسئول در امر ساماندهي مد و لباس را در چه ميدانيد. آيا قانون در ايجاد اين هماهنگي ضعف داشته يا مشكل در كمكاري دستگاههاست؟
به تعبيري بيشتر كمكاري دستگاهها موجب اجرايي نشدن اين قانون است، يعني ممكن است انگيزه كافي در دستگاهها وجود نداشته باشد يا در اولويتبندي آنها اين موضوع در اولويت پايين قرار ميگيرد يا به دليل كمبود امكانات نميتوانند به اين قانون بپردازند اما در يك جمعبندي كلي بايد بگوييم دستگاهها در اجراي قانون ساماندهي مد و لباس كمكاري داشتهاند.
آقاي سيف جمالي! آيا بحث مد در سبك زندگي ايراني- اسلامي براي خودش جايگاهي دارد؟
بله مسلماً، حتي در سيره ائمه(ع) ميبينيم كه اين بزرگواران به موضوع آراستگي و تميزي اهميت زيادي ميدادند. پيامبر اكرم (ص) به معطر بودن و زيباسازي كه در آن جامعه به عنوان يك نوع سبك زندگي و مد مطرح بوده است، اهميت ميدادند. در حال حاضر هم مقام معظم رهبري در فرمايشات خود به اين موضوع اشاره دارند و خود ايشان مد را ميپسندند، هر چند مدي كه مدنظر حضرت آقاست، مدي است كه از دل جامعه ايران برخاسته است و وارداتي نيست، بنابراين ميتوانيم بگوييم در سبك زندگي ايراني- اسلامي مد كاملاً مدنظر است و به آن اهميت داده ميشود.
آقاي سيف جمالي! وقتي مبحثي همچون مد مطرح ميشود، تصويري مترادف با مصرفگرايي يا حتي تجملات در ذهن ما شكل ميگيرد در حالي كه همانطور كه خود شما هم مستحضريد، مصرفگرايي و تجملگرايي در سبك زندگي ايراني – اسلامي چندان پسنديده نيست. آيا مدگرايي مورد تأييد سبك ايراني- اسلامي با مدگرايي در سبك زندگي ماديگرايي غربي متفاوت است؟ چگونه ميتوان اين موضوع را توجيه كرد؟
مدي كه منجر به مصرفگرايي شود، شاخه منفي مد است. اگر كسي بخواهد براساس مد روز با خريدن لباسهاي متفاوت يا با تهيه لوازم آرايشي تابع مد باشد، اين زمينه منفي مدگرايي است. در سبك زندگي
ايراني- اسلامي ميتوانيم با نوع پوشش يا نوع برش و دوخت لباس، آراستگي ظاهر در زندگي اجتماعي را به راحتي هم براي آقايان و هم براي خانمها تأمين كنيم. به هيچ وجه قرار نيست ما تماماً مد را از طريق افزايش مصرف به دست بياوريم بلكه از طريق ابزارهاي ساده ميتوان مد را رعايت كرد.
آيا ميتوان در سبك زندگي ايراني – اسلامي مد را به گونهاي برنامهريزي كرد كه به كمك آن بتوان چرخهاي صنعت و توليد داخلي را به حركت درآورد و اقتصاد كشور را تأمين كرد؟
بله اين امر دقيقاً امكانپذير است. ما در منابع هنريمان هيچ كم و كاستي نداريم. ما ايرانيها بهترين سبكها و نقشهاي هنري را داريم كه ميتوانيم از آنها در طراحي لباس و دوخت آن استفاده كنيم. اگر شما به تاريخ غني كشورمان هم بازگرديد، انواع و اقسام لباسها با بهترين شكلها و طرحها را ملاحظه ميكنيد كه در ميان اقوام مختلف ايراني رواج داشته است. ما در گذشته در قبايل مختلف سبكهاي لباس زيبايي داشتهايم كه برگرفته از طبيعت و با رنگهاي شاد و اشكال متنوع برگرفته از محيط زندگي بوده است، هرقدر كه از اين سبك دور شويم، دستمان خالي خواهد بود.
به باور شما آيا دور شدن از چنين داشتههايي در طراحي لباس و مد و با توجه به نياز روحي انسانها به تنوع و نوآوري مسبب اصلي ورود مدهاي وارداتي به كشور نيست؟
به طور يقين همينطور است. تنوعطلبي و علاقه به جذابيتهاي بصري يك نياز ذاتي در انسان است و با ايجاد چنين خلأيي، وقتي از معيارهاي ايرانياسلاميمان دور شويم هرچه به ما عرضه شود ميپذيريم، درست مانند فرد گرسنهاي كه وقتي به او خوراكي بدهند بدون توجه به عوارض احتمالي، ممكن است آن را بخورد. متأسفانه در حال حاضر تا حدي اين شرايط بر جامعه ما حاكم شده، اين در حالي است كه شما انواع و اقسام لباسهاي زيباي بومي را هنوز هم در ميان اقوام و قبايل ايراني مشاهده ميكنيد و توجه به چنين الگوهايي نه تنها زيبايي را تأمين ميكند بلكه شاخصهاي مهم لباس را هم دارد، هم راحت است، هم پوشيدگي لازم را دارد و هم انسان را از گرما و سرما حفظ ميكند و با طراحي زيبا و رنگهاي جذابشان نشاط و شادابي را در خود فرد و اطرافيان وي ايجاد ميكنند.
پس در واقع ما بايد بياييم بحث مد و لباس را هم بوميسازي كنيم؛ درست است؟
بله، يكي از راههاي ترويج مد و لباس با توجه به سبك زندگي ايراني- اسلامي در نظر گرفتن لباسهاي بومي و سنتي مردم كشورمان است. از سوي ديگر بايد توجه داشت نيازهاي اجتماعي براساس نوع فن لباس در شرايط اجتماعي امروز هم مهم است.
مثلاً چگونه؟
ممكن است يك لباس سنتي كه در گذشته وجود داشته و بسيار هم زيباست را بتوانيم با تغييراتي كوچك براي زندگي در جامعه امروز شامل سوار شدن تاكسي و اتوبوس و فعاليتهاي اجتماعي مناسبسازي كنيم. در حالي كه برخي لباسهاي قديمي براساس كاربرها و زندگي افراد در شرايط متفاوت طراحي شده است، بنابراين ما ميتوانيم با تغييراتي براساس نوع زندگي فعلي اين لباسها را استفاده كنيم.
آقاي سيف جمالي! از نمايشگاهها و جشنوارههاي مد و لباس چه خبر؟ آيا امسال هم برگزاري چنين جشنوارهها و نمايشگاههايي را شاهد خواهيم بود؟
امسال در حال حاضر فراخوان جشنواره لباس برتر مردان داده شده است. اين براي نخستينبار است كه فراخوان طراحي براي لباس مردان ارائه ميشود، هرچند براساس چيزي كه طراحان اعلام ميكنند، طراحي لباس مردان سختتر است و تنوع كمتري دارد اما تاكنون استقبال خوبي از اين جشنواره شده و قرار است در دي ماه امسال جشنواره لباس برتر مردان برگزار شود. بعد از آن هم كه به مناسبت دهه فجر، پيرو نمايشگاه سال گذشته در دهه فجر، نمايشگاهي بسيار بزرگتر و گستردهتر با تنوع بيشتر و با مشاركت دستگاههاي مختلف در بهمن ماه برگزار خواهد شد.
آيا جشنواره فجر هم براي لباس خانمها و هم براي لباس آقايان است؟
ما تلاشمان اين است كه جشنواره فجر، جشنواره كاملي باشد و بتواند ايده و نظرات تمام مردم را جلب كند و به نحوي طراحي و اجرا خواهد شد كه صرف نمايش نباشد و مردم بتوانند خريد هم داشته باشند و به طور كلي جشنوارهاي با نگاه كاربردي براي تمام افراد جامعه باشد.
بسياري از طرحها و لباسهاي به نمايش درآمده در نمايشگاه فجر سال گذشته شبيه به هم و تكراري بود و در عمل چندان خلاقيتي در كارهاي ارائه شده ديده نميشد. به باور شما اين ضعف چگونه برطرف ميشود؟
در بحث مد و لباس يكي از مسائلي كه بايد حتماً به آن دقت كنيم بحث نرمافزاري لباس است. بحث نرمافزاري لباس برگرفته از تحصيلاتي است كه افراد در دانشگاه دارند يا تجربياتي كه طراحان لباس به دست آوردهاند، يكي از ضعفهاي ما ممكن است برگردد به مباحث نرمافزاري به اين معني كه آيا تمام متدهايي كه در دانشگاه تدريس ميشود و دانشجويان طراحي لباس از آنها استفاده ميكنند، كامل است و واقعاً از متدهاي نوين دنيا استفاده ميشود يا نه؟ ما آنچه در جشنواره فجر استفاده كرديم طرحهايي بود كه از طريق طراحان به ما ارائه ميشد. مسلماً هرقدر فعاليت طراحان كمتر باشد، بنا به فرمايش شما تنوع هم كمتر خواهد بود. ما از طراحان انتظار داريم كه نوآوري در كارهايشان بيشتر و تنوع لباسهايي كه طراحي ميكنند چشمگيرتر باشد. در اين صورت مسلماً با بالا رفتن نوآوري و تنوع آنچه به نمايش درميآيد و به توليد ميرسد هم متنوعتر خواهد بود و تا زماني كه اين خلأ پر نشود، تكراري بودن طرحها و ضعف خلاقيت در طراحي و توليد در جشنوارهها بيشتر به چشم ميخورد. اين حقيقتي است كه بايد به آن اعتراف كرد.
آقاي سيف جمالي! يكي از انتقاداتي كه به نمايشگاه سال گذشته وارد است، بالا بودن متوسط قيمت پوششهاي عرضه شده در اين نمايشگاه بود. براي آنكه امسال هم به اين مشكل دچار نشويد و تمام بازديدكنندگان قدرت خريد كالاهاي عرضه شده در اين نمايشگاه را داشته باشند، چه تدبيري انديشيدهايد؟
لباسهايي كه از طرف توليدكنندهها ارائه ميشود از سيكلي ميگذرد و به آنها نشان شيما اعطا ميشود.
اين نشان شيما چه ويژگيهايي دارد و چقدر با قيمت لباس در ارتباط است؟
نشان شيما نشاني است كه بر اساس طراحي و توليد، مقاومت و راحتي لباس و مسائلي كه داوران درباره معيارها و شاخصهاي مدنظر درباره لباس نظر ميدهند طراحي شده است. در نهايت لباسي به مرحله توليد ميرسد و ميتواند به نمايشگاه ارائه شود كه اين نشان شيما را گرفته باشد. در نمايشگاه جشنواره فجر سال گذشته متأسفانه هجمهاي وجود داشت كه برخي از لباسهايي كه از سوي شركتكنندههاي بينالمللي وارد نمايشگاه شده بود، قرار بود در غرفههاي بينالمللي صرفاً به نمايش گذاشته شود نه براي فروش اما بعضا غرفههايي دست به فروش كارهاي خود زدند و به همين دليل ممكن بود بعضي از لباسهايشان گران باشد اما در قسمت داخلي ما شاهد عرضه لباسهاي گرانقيمت نبوديم.
به رغم صحبتهاي شما، اما ما شاهد بوديم در بخش داخلي نمايشگاه مانتويي با قيمت 500 هزار تومان عرضه شده بود و حتما ميپذيريد كه چنين قيمتي براي يك مانتو از توان عمومي جامعه خارج است و گران محسوب ميشود.
ما در ابتداي راه هستيم. يكباره نميتوانيم هم جلوي لباسهاي وارداتي را بگيريم و هم نيازهاي جامعه را برطرف كنيم. اين موضوع مسيري است كه با توجه به مشكلاتي نظير عدم هماهنگي و عدم ورود تمام عوامل نميتوانيم ادعا كنيم كه تمام موارد را ميتوانيم تأمين كنيم بايد به سمتي برويم كه افراد بتوانند تمام موارد مدنظرشان را در لباسهاي ايراني پيدا كنند. هرچند شرايط خيلي بهتر شده اما با نقطه ايدهآل فاصله زيادي داريم و بايد اقدامات زيادي صورت بگيرد و زمان زيادي را سپري كنيم. الان شرايط به گونهاي است كه كيفيت كالا يا رنگ و طرحي كه مردم ميپسندند را در برخي از لباسهاي ايراني نميبينند و به سمت لباسهاي وارداتي ميروند. بايد براي اين واقعيت چارهاي بينديشيم كه اين مسئله با حمايت از توليدكننده، طراحان پارچه و توليد پارچههاي مناسب با رنگهاي استاندارد امكانپذير است.
براي موضوعاتي نظير طراحي پارچه، طراحي لباس و توليد آن چقدر مطالعات زيربنايي نظير مردمشناسي، جامعهشناسي و روانشناسي صورت ميگيرد؟ به عبارت ديگر براي اين مسئله چقدر كار پژوهشي انجام ميگيرد؟ و شما در زمينه حمايت از كارهاي پژوهشي اين حوزه چه برنامههايي داريد؟
ما در جشنواره و نمايشگاهي كه در گذشته برگزار كردهايم يك بخش پژوهشي داشتيم، به اين معنا كه از مقالاتي كه به مسائل جديد طراحي پرداختهاند، حمايت كرديم و مواردي كه شاخص بودند را منتشر كرديم. حمايت از پژوهشها و پاياننامههايي دانشجويي كه به اين مسئله پرداختهاند، به صورت جدي، يكي از دغدغههاي اصلي ماست و حتي اين موضوع در قانون ساماندهي مد و لباس و آئيننامه اجرايي ما هم ديده شده است و از موضوع پژوهش كاملا حمايت ميكنيم مخصوصا در بحث طراحي با دانشگاهها و مؤسساتي كه به اين موضوع پرداختهاند، ارتباط مستقيم داريم و تبادل افكار را انجام ميدهيم اما دانش نوين را وارد اين مقوله كردن، موضوعي است كه وزارت علوم و مراكز پژوهشي متصدي آن هستند و خود آنان بايد دقت داشته باشند و در اين زمينه تلاش كنند و ما شاهد اين باشيم كه فارغالتحصيلان ما از دانش كافي براي موضوع طراحي و توليد لباس برخوردار باشند و ما نتيجه اين موضوع را در جامعه شاهد باشيم.
آقاي سيف جمالي، من جواب سؤالم را در رابطه با ميزان توجه به مسائل روانشناختي، جامعهشناختي و مردمشناسي در حوزه طراحي و توليد لباسهاي داخلي نگرفتم. لطف ميكنيد در اينباره نيز توضيح دهيد آيا در تيم داوري كه طرحهاي رسيده را بررسي ميكند، روانشناس، جامعهشناس يا مردمشناس هم حضور دارد؟
مطابق آنچه بر عهده كارگروه مد و لباس گذاشته شده و در قانون هم آمده براي تشخيص اينكه يك لباس بايد چه شرايطي داشته باشد، از يك تيم زبده استفاده ميشود. ما از اساتيد طراح زبده و پيشكسوت در حوزه توليد استفاده ميكنيم. در قانون هم آمده كه بايد براي شناسايي و تعيين معيارها براي اينكه يك لباس تمام ضوابط را رعايت كرده است يا نه از اساتيد دانشگاه استفاده كنيم. در مشاورههاي جدي با اساتيد طراحي و اساتيدي كه در موضوع طراحي لباس پيشكسوت هستند مسلماً مسائل روانشناسي و جامعهشناسي كاملاً رعايت ميشود. علاوه بر اين ما با افرادي كه در بحث سبك زندگي دخيل هستند، مشاورههايي داريم در موضوع اسلامي نيز حتي در داوري جشنوارهها از كارشناسان ديني استفاده ميكنيم و تمام ظرايفي كه براي طراحي لباس و جذابيت آن از لحاظ بصري و استانداردهاي كاربردي و رعايت شرايط ديني لازم است در تمام داوريها لحاظ ميشود. اين موارد تاكنون رعايت نميشده اما اعتراف ميكنيم كه بايد بيش از پيش از اين اساتيد استفاده كنيم و قاعدتا همين كار را هم ميكنيم.
بحث لباس ملي يكي از مطالباتي است كه رهبر معظم انقلاب در چند دهه پيش مطرح كردند؛ با توجه به تلاشهاي ديرهنگامي كه در راستاي بحث مد و لباس صورت گرفته است، فكر ميكنيد چقدر به بحث لباس ملي نزديك شدهايم و آيا در حال حاضر اصلاً چيزي تحت عنوان لباس ملي داريم يا نه؟
در جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي به خصوص كميته فرهنگ و تمدن يكي از موارد اصلي مورد بررسي اين موضوع بود و ما در جلسات مختلفي از اين كميته شركت كرديم كه موضوعش طراحي لباس ملي است. در وهله اول لباس ملي لباسي است كه براي آقايان مطرح ميشود. در دل اين كميته يك كميسيون جداگانهاي با حضور برخي از اساتيد و اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي و همچنين كارشناسان مد و لباس تشكيل شده كه جلساتي را داشتهاند و در حال پيگيري اين موضوع هستند. يكي از نتايجي كه از دل اين كميسيون بيرون آمده است همين جشنواره لباس برتر مردان است. اين جشنواره به اميد رسيدن به طرح لباس ملي آغاز شد و اميدواريم كه بتوانيم در آينده با طراحهاي جديد و شاخصهها و المانهايي كه در هر لباس بايد وجود داشته باشد به لباس مردان برسيم. اين كار از حدود يكسال پيش شروع شده و اميدواريم هرچه زودتر به نتيجه برسيم.
درباره لباس ملي خانمها چطور؟
هنوز در اينباره به نتيجه نرسيدهايم.
براي پذيرش اجتماعي و فراگير شدن استفاده از اين لباس ملي چه برنامهاي داريد؟ بديهي است براي پذيرش لباس جديدي كه مطرح شود و از مدهاي معمول در جامعه متفاوت باشد بايد كار فرهنگي گستردهاي صورت بگيرد آيا براي اين موضوع هم فكري شده است؟
يكي از موضوعات جدي كه ما در بحث ترويج يك لباس در جامعه داريم، مباحث اقتصادي آن است. مسلماً زماني كه لباسي كه برخاسته از فرهنگ و ارزشهاي ملي جامعه است را ترويج كنيم و بر تن مردم ببينيم بايد توان خريد آن لباس در جامعه وجود داشته باشد. همانطور كه خود شما هم به گراني لباس و توان خريد مردم اشاره داشتيد اين بحث در تمام جامعه گسترده است و اگر ما يك مانتويي را طراحي كرده باشيم كه زيبا، راحت و اسلامي باشد و بخواهيم آن را در جامعه شيوع بدهيم قيمتش بايد طوري باشد كه مردم بتوانند به راحتي آن را خريداري كنند. لازمه رفع مشكلات اقتصادي اين است كه وزارت صنايع و معاونت بازرگاني براي توليد انبوه با سود مناسب به صحنه بيايند. تا زماني كه ما نتوانيم اين مشكل را حل كنيم نبايد انتظار داشته باشيم آنچه توليد ميشود به طور گسترده در جامعه توزيع شود و مورد استفاده هم قرار بگيرد. در بحث لباس پاي مسائل اقتصادي به طور جدي درگير است و بايد دوستاني كه در بحث اقتصاد و لباس فعالند نگاه جدي به اين مسائل داشته باشند.
آيا اين تعامل از سوي بنياد با دستگاههاي اقتصادي مرتبط وجود دارد؟
بله، ما جلسات زيادي با معاونت بازرگاني وزارت بازرگاني، صنف اتحاديه پوشاك داريم ولي خب مسائل اقتصادي مباحثي نيست كه به اين راحتي حل شود. تحريم كشور در اين موضوع تأثيرگذار است و در بحث توليد تأثير جدي ميگذارد و دست توليدكننده را براي پايين آوردن قيمت خيلي باز نگذاشته است. هرچند تلاشهايي وجود دارد اما تا آن مرحله زمان ميبرد.