صالح سليماني | در سالهاي 1990، يك نظريه رايج و در عين حال عجيب بيان ميداشت كه فرزندپروري چندان تأثيري بر نحوه بزرگ شدن فرزندان ندارد؛ ژنتيك حرف اول را ميزند. اين ادعا هم احتمالاً برگرفته از يكي از همان توهمهاست. به هر حال، عنوان ميشد كه اين نتيجه بحثبرانگيز بر اساس تحقيقات گزينشي به دست آمده است. الان متوجه ميشويم كه بيشتر شبيه نوعي شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت بود و - همان گونه كه انتظار ميرود- تربيت خانوادگي يك عنصر كليدي براي تعيين موفقيت يا شكست آينده كودكان است. خوشبختانه، حال ديگر درك نسبتاً درستي از فرزندپروري پديد آمده است. يا لااقل فعلاً اين گونه فرض ميشود.
در مطالعه اخيري كه از سوي مركز خانواده و كودكان بروكينز امريكا شكل گرفت، ريچارد ريوز و كيمبرلي هاوارد دريافتند چقدر سودمند است كه كودكان در خانه بزرگ ميشوند، جايي كه روزانه در معرض صدها و شايد هزاران كلمه قرار ميگيرند و به احتمال بيشتر، دستهاي كه راهنمايي و توجه بيشتري معطوف آنان است موفقتر خواهند بود. با در دست داشتن يافتههاي اين پژوهش، ريچارد و كيمبرلي بحث ميكنند كه سياستهاي دولتي هر چقدر هم متمركز راههاي جديد تعليم و تربيت دانشآموزان شود، باز جاي خالي توجه والدين را پر نخواهد كرد. با اين حال، باز افراط در توجه نيز ممكن است والدين راديكالي را نتيجه دهد؛ دستهاي كه در ازاي انجام هر كار مفيدي كودك را تشويق ميكنند، آن هم با اسكناس. به عقيده خيليها، اين موجب تغيير انگيزههاي دروني كودك و شكلگيري ساختاري جديد در او ميشود. ساختاري خيلي شبيه كدو تنبل.
با كودكتان به زبان پول صحبت نكنيد
بر اساس يك ضرب المثل انگليسي، پول حرف ميزند (به معناي اينكه كار راه انداز است). كودكان، هر چقدر هم كمتر، اما باز زبان پول را به خوبي ميفهمند. مشكل هم همين جاست. به دام انداختن كودكان با پاداشهاي نقدي در صورت مطالعه يك كتاب يا گرفتن نمره 20 در فلان امتحان براي والدين بسيار وسوسهكننده است اما علم مخالفتش را در اين مورد اعلام كرده است، به گونهاي كه نتيجه مطالعات اخير نشان داده كه پرداخت پول در ازاي انجام تكاليف آكادميك همچون خواندن كتابهاي بيشتر يا پيشرفت در نمرات تحصيلي تأثير غير قابل اغماض تا صفري بر عملكرد نهايي كودك دارد. در يك آزمايش تصادفي كه به برخي از دانشآموزان بيش از 200 مدرسه از سه شهر مختلف امريكا پاداشهاي مالي داده شد، رولاند فراير، اقتصاددان دانشگاه هاروارد گزارش داد كه تأثير انگيزههاي مالي بر موفقيت كودكان هر سه شهر، صفر درصد بود. در آزمايش ديگري تحت عنوان «پول براي تحصيل»، در مدرسه ابتدايي اوهايو تنها چند مورد پيشرفت، آن هم در درس رياضي ديده شد. اريك بتينگر، متخصص سياستگذاري تدريس در دانشگاه استنفورد ميگويد اين پيشرفتهاي نسبتاً كم نيز نبايد ناديده گرفته شود اما افزايش حدود يك نمره چندان جهت اثبات يك فرضيه به كار نميآيد. به عقيده محققين اين امكان وجود دارد كه شرايط مختلف بتواند نتايج مطالعه را دستخوش تغييراتي سازد كه تا به اينجاي كار، هيچ شواهدي از زبان پول در برابر كودكان پشتيباني نميكند.
هر نتيجه كاربردي كه والدين ممكن است بر سر سفره شام درباره «پول براي تحصيل» بگيرند، ارزش خطرات احتمالي آن را ندارد. پاداشهاي نقدي در قبال انجام اعمال مثبت - از تكاليف درسي تا كار و كردار نيك - ميتواند انگيزه طبيعي كودك به يادگيري يا انجام ديگر كارها كه ذاتاً پاداشدهنده هستند را دچار آسيب كند. و اين نه تنها به هداياي مالي، بلكه گونه مادي آن نيز معطوف ميشود كه ميتواند به كاهش شور و نشاط كودك و ايجاد اضطراب كمك كند. يافتهها نشان ميدهد اين ممكن است منجر به تخريب عزت نفس نيز بشود. در اين صورت، دانشآموزان بيشتر از اينكه روي موضوع و درس تمركز كافي داشته باشند، به نمره فكر ميكنند و اين در لحظه قياس كردن خود با ديگران آنان را مضطرب خواهد كرد.
هالي شيفرين، پروفسور روانشناس از دانشگاه ماري واشنگتن، ميگويد چنين جوايزي انگيزه ذاتي بچهها براي يادگيري را تحليل ميبرد. در يك مطالعه قديمي، به دانشآموزان يك كلاس عكسهايي داده شد تا رنگآميزي كنند. در اين ميان، تنها به عدهاي از آنان عكس برگردانهاي خوشبو داده شد. دستهاي كه عكس برگردانهايشان را گرفته بودند كمتر از اين فعاليت لذت بردند. پروفسور شيفرين ميگويد براي خلق نشاط و انگيزشهاي باطني در افراد، همه نياز به خودمختاري يا حق انتخاب براي فعاليتهايمان، حس رقابت و تعلق داشتن به ديگري داريم. هداياي مادي و مالي حق انتخاب كودك را كاهش ميدهد.
بايد جذب كرد، نبايد هُل داد
اگر از شما پرسيده شود كه آينده آموزش و تحصيلات را در كجا ميبينيد، شايد عده زيادي در طول دو دهه اخير دست بگذارند روي نقشه و بگويند اينجا. . . كشور فنلاند! بله، براي ديدن بهترين نظامهاي آموزشي در جهان، فنلاند گزينه بسيار مناسبي است. فنلانديها ممكن است انسانهاي حوصله سر بر و نسبتاً افسردهاي- با آمار بالاي خودكشي!- باشند اما در برخورد با آموزش فرزندانشان، بسيار مصمم هستند. نوآوري راديكالي گاهي زاييده خيال بهترينهاست اما اغلب هم سر از جاهايي در ميآورد كه نيازهاي عمده نشأت ميگيرد و حتي منابع در دسترس كافي براي راهحلهاي سنتي هم موجود نيست. يكي از همين مكانها محلي به نام تپه ميمون است؛ يكي از صدها نقطه محروم در برزيل و جايي كه سرعت رشد جمعيت جوان آن بسيار بالاست. بنابراين، اگر به چنين محلههايي برويد، با صدها جوان روبهرو ميشويد كه يك نمونه آن خواندرسون است.
خواندرسون در سن 14 سالگي، همانند اكثر 14 سالههاي نظام آموزشي برزيل، ترك تحصيل كرد. شرايط حوصله سر بري بود. پس، در عوض او به جايي در محله خودشان رفت كه ميتوانست فرصت و اميدهاي جديدي را براي خودش بهوجود بياورد، جايي كه مركز تجارت موادمخدر تپه ميمون بود. در سن 16 سالگي، خواندرسون با سرعتي خيرهكننده ارتقا يافت و حال، در 10 محله محروم ديگر نيز تجارت ميكرد. درآمدي بالغ بر هفتهاي دويست هزار دلار داشت و دويست نيروي جوان ديگر براي او كار ميكردند. مطمئناً تا پيش از اينكه به سن 25 سالگي برسد، او هم بايد مانند تمام كساني كه در اين حوزه فعال بودند از دنيا خداحافظي ميكرد. ريسك اين كار خيلي بالا بود. اما خوشبختانه، او با فردي به نام رودريگو بجيو، دارنده اولين لپ تاپ در برزيل آشنا شد. در سال 1994، رودريگو طرحي را به نام CDI راهاندازي كرد كه بر اساس آن كامپيوترهاي اهدايي شركتهاي مختلف در اختيار مراكز اجتماعي نقاط محروم قرار ميگرفت. ملاقات با رودريگو سرنوشت خواندرسون را تغيير داد و آنچه او را دگرگون ساخت، فناوري براي يادگيري بود كه يادگيري را سرگرمكننده و در دسترس ميكرد.
با نگاهي به سرگذشت صدها جوان مثل خواندرسون، همان كارآفريناني كه در شرايط اين چنين خطرناكي فعاليت ميكردند و تأمل در دستورالعملهاي آموزش آنان، درمييابيم كه هيچ شباهتي به مدارس ما ندارد. آموزش، و البته فناوري، منبع غني از اميد است. مدرسهاي در 300 كيلومتري خارج از سائوپائولو وجود دارد كه دانشآموزان آن اكثراً داراي پدر و مادرهايي بيسواد هستند. خيلي از آنها حتي در خانههايشان از نعمت برق محروم هستند. اما استفاده از كامپيوتر، پرسه روي اينترنت و محاسبات در مدرسه برايشان به امري عادي تبديل شده است. در اين گونه مناطق، نظام آموزشي بر پايه كشيدن است، نه هُل دادن. بيشتر نظامهاي آموزشي ما هل دادني است. حتي خيليها به زور هل وارد آن ميشوند. زماني كه به مدرسه ميرويم، همه چيز به سمتمان هل داده ميشود: دانش، امتحانات، جدول ضرب. اگر بخواهيم فردي مثل خواندرسون را كه تجارت مواد مخدر دارد، اسلحه ميخرد، زيورآلات از خودش آويزان ميكند، سوار موتور ميشود و صدها زيردست دارد، وارد سيستم آموزشيمان كنيم، برنامه آموزشي اجباري براي او معنايي ندارد. بايد او را جذب كرد. بايد او را كشيد، نه اينكه هل داد.
فرزندانتان را مجهز به «سيستم پاداش دروني» كنيد!
به زبان پول با كودك حرف زدن براي انجام كاري كه به هر حال بايد انجام بدهد، به گفته روانشناس ايلين كندي مور، نويسنده كتاب «فرزندپروري هوشمندانه براي كودكان باهوش» ميتواند به رفتارهاي چانهزني بسيار نامطلوبي منجر شود، جايي كه ديگر سكان دست شما نيست و كودك به شما دستور ميدهد. نمونه: «اگر اين كار رو انجام بدم بهم چي ميدي؟!» بنابراين، بهترين راه براي اينكه كودك را تشويق به انجام تكاليف درسياش كنيم چيست؟
پدر و مادرها بايد به فرزند خود در ساختن «سيستم پاداش دروني» كمك كنند و حس موفقيت كه به همراه يادگيري ميآيد را تجربه كنند. همين موضوع براي انجام كارهاي خيرانه نيز صدق ميكند. مهم است كه كودكان ببينند كه با انجام يك وظيفه محول شده به آنها، تأثير مثبتي را در خانواده و جامعه خود ايجاد كردهاند.تمجيد و تحسين هم ميتواند محرك قدرتمندي باشد، خصوصاً اگر والدين به طور خاص به آنچه پسنديدند اشاره كنند. و اگر اين راهكارها نتيجه مطلوب را نداد، ايلين كندي مور پيشنهاد تعمق بيشتر در كودكان براي رمزگشايي از دلايل بيميلي آنان به انجام تكاليفشان را ميدهد. براي عدهاي، انجام اين وظايف ممكن است فراتر از استعداد و تواناييهاي ذاتيشان باشد بنابراين، پرداختن به اين نيازها ميتواند موفقيت در طولاني مدت را نتيجه بدهد، نه تنها براي انجام مشق شب، بلكه براي عملكرد بهتر در مدرسه. دادن پول يا هرگونه پاداش در قبال انجام هر كاري تنها براي مدتي نتيجه دلخواه را خواهد داد. كندي مور ميگويد رشوههاي گاه به گاه و به ندرت والدين، كودك را به كدو تنبل تبديل نخواهد كرد و حتي ممكن است براي عبور از بعضي دستاندازها جواب مطلوب هم بدهد اما براي اثربخشي طولاني مدت در رفتار او، منطقي است كه گزينههاي پايدارتري روي ميز باشد، تا اسكناسهاي سبز زير ميز!
منابع:
www. TED. com
www. Time. com
Newsweek Weekly Magazine