صرف نظر از انتقادهاي موجود در داخل كشور، اگرگفته شود تماس ديپلماتيك ميان ايران و امريكا زلزلهاي در ميان صهيونيستها به راه انداخته است، شايد چندان هم مبالغه نشده است. در پي اين تحول بيسابقه سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي رژيمصهيونيستي با عجله و شتاب بازداشت يك بلژيكي ايراني تبار را مطرح كردند كه به ادعاي آنها در پوشش تجارت قصد جاسوسي و زمينهچيني براي حمله به سفارت امريكا در تلآويو را داشت.
همچنين در داخل فلسطين اشغالي لحن محافل رسانهاي و سياسي به قدري عليه امريكا و شخص اوباما افزايش يافت و به كاربرد الفاظ ركيك رسيد كه شيمون پرز رئيس اين رژيم «لحن تحقيرآميز» محافل سياسي و رسانهاي اسرائيل در قبال ديپلماسي امريكا را مورد انتقاد قرار داده و گفته است كه «براي درك مقاصد تهران، فقط ما تنها نيستيم كه عقل و شعور داريم».
در اين شرايط، نتانياهو خود را به امريكا رسانده تا به گفته خودش رويه ديگر لبخندهاي روحاني را به جهانيان نشان دهد. اين در حالي است كه اولاً نشست مجمع عمومي از تب و تاب افتاده و بسياري از هيئتهاي ديپلماتيك و سران، مجمع عمومي را ترك كردهاند و معلوم نيست كه وي براي چه كساني سخنراني ميكند.
در حالي كه همه رسانههاي جهان براي انعكاس سخنان رئيسجمهوري اسلامي ايران بسيج شده بودند و اغلب رسانههاي تراز اول جهان براي انعكاس و پخش سخنان دكتر روحاني برنامههاي عادي خود را قطع كردند اما هيچ نشانهاي از اينكه اين رسانهها برنامهاي حتي براي انعكاس ديدگاههاي نتانياهو ولو در مقياس كوچك داشته باشند، ديده نميشود. همچنين با توجه به اينكه بن بست بودجهاي دولت اوباما را تعطيل كرده، لذا نتانياهو به سختي خواهد توانست دست به يارگيري در كنگره بزند. اگر بخواهيم مأموريت سفر جاري بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيمصهيونيستي را به امريكا در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوييم كه وي براي بينتيجه گذاشتن ديپلماسي روحاني به اين سفر رفته است.
حال بايد ديد دليل نگراني و خشم نتانياهو از برقراري تماسهاي ديپلماتيك ميان ايران و امريكا چيست؟
ترديدي نيست كه خصومت 35 سال گذشته ميان ايران و امريكا منافع مجاني براي اين رژيم به همراه داشته است و در عين حال اين رژيم، امريكا را به سپر بلاهاي خود تبديل كرده بود و لذا تلآويو نميخواهد چنين فرصتهاي بادآوردهاي را به راحتي از دست بدهد. البته پيش از اين و درست بعد از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 امريكا نيز اين بحث در امريكا مطرح شد كه كاخ سفيد چوب حمايتهاي بيحد و حصر خود را از رژيمصهيونيستي ميخورد.
اين موضع به خصوص در جريان ملاقات دوشنبه شب باراك اوباما با نتانياهو برجسته شد و او فقط چند روز بعد از ملاقات با روحاني، جمله «همه گزينهها روي ميز است» را تكرار كرد. اگرچه بحثها در مورد به گروگان گرفته شدن سياست خارجي واشنگتن مدتي بعد از 11 سپتامبر به دلايل نامعلوم از جمله احتمالاً به خاطر فشار لابيهاي صهيونيستي متوقف شد، اما اكنون به نظر ميرسد با تحول ايجاد شده در مناسبات ديپلماتيك ايران و واكنش منفي رژيمصهيونيستي در قبال آن باب اين بحثها دوباره بازخواهد شد.
رژيمصهيونيستي و شخص نتانياهو از دو ناحيه ديگر نيز نگران است. نخست اينكه خارج شدن پرونده هستهاي ايران از دستور كار جهاني، جاي خود را به پرونده سلاحهاي كشتار جمعي اين رژيم اعم از شيميايي و هستهاي بدهد به خصوص آنكه بعد از حل موضوع هستهاي ايران و پيوستن سوريه به كنوانسيون سلاحهاي شيميايي ديگر هيچ مانع ديگري سر راه اجراي طرح ديرينه عاريسازي خاورميانه از جنگافزارهاي كشتار جمعي باقي نميماند. دوم اينكه تلآويو و شخص نتانياهو از اين هم نگران است كه با حل موضوع هستهاي ايران و توقف پروژه ايران هراسي و همچنين با كاهش بحرانهاي ناشي از بهار عربي بار ديگر بحران فلسطين در سيبل توجهات قرار گيرد و فشارها را براي اجراي طرح تشكيل دو دولت افزايش دهد.
مدتهاست كه رويكرد نتانياهو براي رهبران جهان و افكار عمومي بينالمللي برملا شده و لذا بعيد است كه وي در برابر ديپلماسي اين روزهاي ايران حرفي براي گفتن داشته باشد. بر همين اساس ميتوان گفت كه نتانياهو از هم اكنون صحنه ديپلماسي را به طرف ايراني واگذار كرده و بيش از اينكه بتواند ديگران را با خود همراه سازد، خود را انگشت نماي مجمع عمومي خواهد كرد، سناريويي كه سال قبل نيز با نمايش نقاشي به استهزا كشيده شد.