کد خبر: 612416
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۰
«سير تحول در انديشه رهبران انقلاب تونس» درگفت‌وشنود با دكتر نبيل حموده
شاهد توحيدي

دكتر نبيل حموده كارشناس مسائل تونس و مدير شبكه المنار در تهران است. وي در اين گفت‌وشنود، پس از سپري گشتن نزديك به سه سال از انقلاب تونس، بيم‌ها و اميدهاي پيش روي اين حركت را مي‌كاود و هويت و كاركرد رهبران جديد تونس را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اميد آنكه مقبول افتد.

حركت اخوان‌المسلمين در تونس و به‌طور كلي حركات اسلام‌گرايي تونس در قرن اخير و اين چند سال گذشته چگونه ايجاد شد؟ چه افرادي آن را ايجاد كردند و چه تفكراتي داشته‌اند و چقدر از اين تفكرات هنوز باقي مانده است؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. اسم اسلام‌گرايان تونسي را نمي‌توان اخوان‌المسلمين گذاشت، يعني در تونس اخوان‌المسلمين وجود ندارد و به‌طور كلي در كشورهايي مثل تونس، مراكش و الجزاير اخوان‌المسلمين به معنايي كه در كشورهايي مثل مصر، سوريه و اردن هست وجود ندارد.

اخوان‌المسلمين غير از كارهايي كه به صورت خصوصي و ملي در سطح كشور مصر انجام مي‌دهد، فعاليت جهاني هم دارد و از ابتداي تأسيس سعي كرده است در كشورهاي مختلف فعاليت داشته باشد. از دهه 50، 60 و اوايل دهه 70 فعاليت آنها بيشتر متمركز در منطقه شرق يعني شامات است و در بيشتر كشورها اخوان‌المسلمين را تشكيل داده و تفكر اخوان‌المسلمين مصر را در پيش گرفته‌اند، ولي اسلام‌گرايان تونسي اگرچه تحت تأثير انديشه‌هاي اخوان‌المسلمين مصر بودند، ولي تفاوت اساسي با تفكرات اسلامي در مصر و كشورهاي ديگر دارند. در دهه 70 ميلادي اولين تشكل جنبش نهضت تونس در آن زمان با عنوان جمعيت قرآن كريم فعاليت خود را آغاز كرد كه شباهت و گرايش به اخوان‌المسلمين مصر داشت و در اواخر دهه 70 كه نزديك به انقلاب اسلامي ايران بود، گرايش به و تأثر از جماعت اسلامي پاكستان داشت و كتاب‌هاي آنها در تونس مطالعه مي‌شد و رهبران اسلامي كتاب‌هاي ابوالاعلي مودودي را مطالعه، نقد و بررسي مي‌كردند، ولي از اواسط تا اواخر دهه 70 بيشتر كتاب‌هاي حسن البنا و سيد قطب مطالعه مي‌شد و تفكر اخواني درون نهضت شكل گرفت كه به بررسي راه‌هاي بازگشت اسلام به كشوري مثل تونس پرداخت. الگوهايي مثل جنبش اخوان‌المسلمين در مصر يا جماعت اسلامي در پاكستان در تفكر اولين گروه‌هاي اسلامي مورد قبول و پسند واقع شد و در مقابل موج عظيم چپ‌گراهاي ماركسيستي يا ناسيوناليستي كه در دهه 70 در كشورهاي عربي فعاليت زيادي داشتند، قرار گرفت.

در اواخر دهه 70 به مدت يك سال، جنبش نهضت تحت تأثير جماعت اسلامي پاكستان كه در جمعيت قرآن كريم فعاليت مي‌كرد به گروهي به نام جماعت اسلامي تبديل شد كه تمايل به فعاليت سياسي و فعاليت‌هايي داشت كه منجر به حكومت اسلامي شود و اين تفكر متأثر از مشاهده امكان تشكيل حكومت اسلامي توسط مسلمانان ايران بود كه تحول عميقي در انديشه، فعاليت و حركت آنان داشت.

كمتر از يك سال بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران اين جنبش اعلام موجوديت و تحت عنوان «الانجاه الاسلامي» در سال 1981 كنفرانس مطبوعاتي برگزار و در بيانيه‌اي 11 بندي درخواست فعاليت سياسي كرد. از آن به بعد فعاليت سياسي نهضت شروع شد و اختلافات زيادي با دولت پيدا كرد تا سال 2011 كه دقيقاً بعد از 30 سال منجر به تشكيل دولت جديد شد.

در طول تاريخ اخوان‌المسلمين مصر با جنبش تونس ارتباط تشكيلاتي نداشتند و فقط در جنبه فكري آن هم محدود به مقداري از تفكرات سيد قطب، شيخ حسن البنا، دبير كل جماعت اخوان‌المسلمين آن زمان و كمي قبل از آن اشتراكاتي داشته‌اند. در مجموع جنبش نهضت تونس تفكري باز داشت و به خط مشي مشخص و نوعي تفكر خاص ختم نمي‌شد و همين باعث تنوع در تفكر آنها بود.

تفكرات طيف روشنفكران ايراني مثل دكتر علي شريعتي، در جنبش تونس چه تأثيراتي داشته است؟

يكي از تأثيرات انقلاب اسلامي ايران در تونس تفكرات روشنفكران ايراني است، مثلاً كتاب «هكذا تكلم علي شريعتي» جزو كتاب‌هايي است كه من هم در آن زمان مطالعه مي‌كردم. اين كتاب كه به افكار شريعتي، انديشه‌ها و نوع نگاهش به دولت و بسياري از جريان‌هاي سياسي پرداخته بود، به صورت كپي به دست ما مي‌رسيد و آن را دست به دست مي‌كرديم. نگاه رهبران ديني جهان عرب به علي شريعتي فقط به خاطر خود او نيست. اين نگاه، توجهي به رهبران شيعه براي پي بردن به انديشه‌هاي تشكيل‌دهندگان انقلاب اسلامي ايران است، زيرا همه تفكرات آن زمان متمركز بر انقلاب اسلامي در ايران، جامعه اسلامي در پاكستان، اخوان‌المسلمين در مصر و فعاليت‌هاي پراكنده‌اي بود كه در فلسطين انجام مي‌شد.

مطالعه اين كتاب‌ها باعث شد مخاطبان بدانند تشيع فقط در حد يك تفكر نيست، بلكه دولت تشكيل داده و گامي رو به جلو برداشته است، به همين دليل گرايشي به كتاب‌هاي سياسي شيعه پيدا شد. عبدالباقي الهرماسي، دكتر جامعه‌شناس تونسي با توجه به چپ‌گرايي خود در مقابل خطر نهضت كه در اوايل دهه 80 طرفداران زيادي جمع كرده بود، به عنوان تحقيق آمارهاي مختلفي از فعاليت و جنبش نهضت را بررسي كرد. يكي از بخش‌هاي فعاليت نهضت مطالعه كتب مختلف بود. در اين بررسي مشخص شد كتب آيت‌الله محمدباقر صدر رتبه اول، شهيد مرتضي مطهري دوم، علي شريعتي سوم و راشد الغنوشي كه رهبر نهضت است رتبه چهارم را دارند كه اين موضوع حاكي از آن بود كه افراد درون نهضت كتاب‌هايي غير از آثار رهبر خود را هم مطالعه مي‌كنند. اين نوع نگرش و تمايل به خواندن كتاب‌هاي گرايش‌هاي فكري ديگر در تشكيلات اسلامي ديگر خيلي كم پيدا مي‌شود، مثلاً اخوان‌المسلمين در مصر با توجه به تعصبات مذهبي‌ بيشتر به نوشته‌هاي داخلي رهبران خود مي‌پردازد بدون توجه به ميراث فكري و سياسي شيعه، ولي با توجه به رويه جنبش نهضت تونس، كتابي نيست كه در اين نهضت مطالعه نشده باشد، به عنوان مثال از ماركس، لنين و حتي ضددين هم مطالعه مي‌شود. علي شريعتي فضاي ديگري در كتاب‌هاي خود براي مخاطب ايجاد مي‌كند كه چگونگي برخورد با تعامل با سلطه حاكمه، استفاده از سياست با ابزار دين براي رسيدن به حاكميت است. در كتبي مثل «فاطمه فاطمه است»، تقابل با حكومت را نشان مي‌دهد و پارادوكس كتاب‌هاي او براي خواننده جذاب است. در شرايطي كه دشمن تلاش به ايجاد غرب‌زدگي در تونس دارد، اخوان‌المسلمين مصر هم گرايش سنتي داشت و با استناد به ظاهر حديث و آيات قرآني فعاليت خود را در جامعه پي مي‌گرفت، ولي جنبش نهضت كار متفاوتي انجام مي‌داد، چون با افراد تحصيلكرده يا كمونيست مواجه است. جنبش نهضت از فعاليتي چپ‌گرا برخاسته است و نمي‌تواند با مخاطب خود با روايت و احاديث گفت‌وگو كند بلكه بايد با استفاده از ابزار عقلي و روش‌هاي علمي از حقانيت خود دفاع كند. جنبش نهضت اين روش را در كتب شريعتي، مطهري و آيت‌الله صدر پيدا كرده است؛ كتبي مانند «فلسفتنا» يا «اقتصادنا» نوشته مرحوم صدر در اين جنبش مشهور شده است، چون مشاهده كردند چگونه يك شخصيت علمي و ديني مي‌تواند نظريات مخالفان را رد و با آنها بحث كند.

ظاهراً مردم تونس بدون تعصب به فِرَق ديگر نگاه مي‌كنند. آيا اين عمل ريشه در نوع تفكر يا فرهنگ آنان دارد يا حتي انگار اسلام آوردن آنان با اسلام آوردن مردم مصر متفاوت است؟

هميشه به تونس به عنوان كشوري كوچك نگاه مي‌شد، اما به‌‌رغم اينكه از نظر وسعت به اندازه سوريه و مقداري دورافتاده است، در طول تاريخ تحولات اساسي در اطراف خود و منطقه ايجاد كرده است، مثلاً در دوره قبل از اسلام تونس شاهد تأسيس دولت عظيم كارتاژ با تمدني شاهكار بود و در زماني با هخامنشيان ايران نيز اتحاد داشت و عليه روم در سه جنگ بزرگ همكاري كرد. رهبر نظامي بزرگي به نام هانيبال داشت. اگر فردوسي حماسه‌اي زاييده ذهن ساخته بود، اما حماسه‌هاي هانيبال واقعي بودند. او در يكي از جنگ‌هاي ضدروم از تونس حركت كرد و از راه خشكي راهي الجزاير و سپس مغرب و اسپانيا شد و سرانجام به جنوب فرانسه رسيد و از كوه‌هاي آلپ به ايتاليا رفت و آنجا وارد جنگ با ارتش روم شد و با اينكه كارتاژ در صنعت كشتي‌سازي در آن دوران حرف اول را مي‌زد و فاصله دريايي تونس تا ايتاليا كمتر از 200 كيلومتر بود، هانيبال براي غافلگيري رومي‌ها راه خشكي را انتخاب و به ايران كمك كرد و راه ارتش روم را بست تا خيال ايران از مصر راحت شود. اگر اين حكومت نبود شايد مصر امروز مسيحي بود، چون در دست ايرانيان باقي نمي‌ماند. در همان زمان تونس سيستم دموكراسي داشت و براي مسائل مربوط به كشور مجلس كه از رؤساي قبايل مختلف تشكيل شده بود و سيستم پادشاهي وجود نداشت. در دوران معاصر نيز مثلاً شهر القاهره مصر ساخته فاطميون است كه ظهور اول آنها در تونس بوده است. فاطميون شهر مهديه در تونس را تأسيس و 60 سال حكومت كردند. آنها از تونس حركت، مصر را فتح و شهر قاهره و الازهر را تأسيس كردند تا جايي كه مصري‌ها مي‌گويند تفضل رهبران تونسي باعث باقي ماندن القاهره و الازهر شده است. ابن‌خلدون جزو دانشمندان تونسي است. او اولين دانشمند مسلمان است كه به ايران‌شناسي پرداخت و در كتابي مانند «المقدمه» و «العير و النحل» تمدن و پيشرفت ايران را بررسي و براي اولين بار در جهان جغرافيا را با علم تركيب كرد. او اين كتاب را در كشور پخش كرد تا باعث پيشرفت شود. امروزه جهانيان ابن‌خلدون را به عنوان نخستين جامعه‌شناس مي‌شناسند. در عصر حاضر نيز به عنوان مثال رئيس‌جمهور تونس به پارلمان اين كشور دستور اضافه كردن بندي را داد كه طي آن تكفير مذاهب ديگر جرم محسوب مي‌شود، يعني در جامعه بايد تمام نظرات مختلف وجود داشته باشد.

با توجه به اينكه در عرصه تئوري تفكرات انقلابي ايرانيان در تونس مؤثر بوده است، در عرصه عمل نيز آيا از حركت‌هاي انقلابي ديگر تأثير گرفته‌اند؟

نهضت تونس از لحاظ پذيرش افكار مختلف تفاوت عمده‌اي با اخوان‌المسلمين دارد. تفكر اخوان‌المسلمين تفكري بسته است، يعني خيلي محدود با مخالفان ديني يا فقهي خود تعامل داشته باشند. آنها فقط با حمايت مردم مي‌خواهند دولت را تصاحب كنند، حتي اگر اين حمايت يك بار اتفاق بيفتد، همچنان كه در غزه اين تفكر وجود دارد. از وقتي كه حماس رأس حكومت را در دست گرفت، محدوديت‌هايي اعمال كرد تا جايي كه حتي موشك‌ها نيز با اجازه حماس شليك مي‌شود، درحالي كه در زمان محمود عباس، رئيس خودگردان فلسطين بر غزه حكمراني مي‌كرد و اين حماس بود كه به او براي ايجاد محدوديت در فعاليت مقاومت از جمله شليك موشك‌ها و عمليات استشهادي اعتراض مي‌كرد و معتقد بود همه در حال مقاومت هستند، چون سرزمين فلسطين تحت اشغال صهيونيست‌ها بود و احتياجي به اجازه ندارد. يكي از مشكلات اساسي آنان با ياسر عرفات همين مسئله بود كه مي‌خواستند آزادانه مقاومت كنند، اما اكنون موشك‌هايي كه شليك مي‌شود در تمام سال‌هاي اخير به‌جز جنگ 22 روزه هيچ‌كدام مال حماس نيست، زيرا با رژيم صهيونيستي توافق كرده است در برابر عدم حمله نيروهاي اسرائيلي آنان موشك شليك نكنند.

ولي درون نهضت تونس اين تفكر حاكم است كه ما هم مثل ديگران عقايد خودمان را داريم كه ممكن است با اين عقايد نتيجه گرفته شود يا حتي به نتيجه نرسيم.

آيا اين تفكر باعث ايجاد انحرافات شديد نمي‌شود؟ وقتي آن قدر باز به قضايا نگاه مي‌شود چطور مي‌توان از انحرافات شديد جلوگيري كرد؟ برخي تفكرات ليبرال كاملاً مخالف نظرات اسلام است و نهضت تونس به‌راحتي با آن كنار آمده است.

تفكر نهضت اين است كه هيچ‌وقت كسي را نفي نكند. نهضت با توجه به اينكه اسلام‌گرا بوده، انديشه اسلامي داشته است و تفكر خود را حقيقت و واقعيت مي‌داند، اما معتقد است نبايد نظرات كسي را نفي كرد تا از ايجاد اختلاف جلوگيري شود. درحالي كه ممكن است طرف مقابل يهودي باشد يا كمونيست، همچنان كه در تاريخ اسلام هم موارد مشابه وجود داشته است. گاهي اوقات به دليل مصلحت و شرايط مختلف مسئوليت دست افراد ديگر است، ولي در عين حال تشيع خط اصلي را حفظ مي‌كند، همچنان كه امام رضا(ع) به عنوان وليعهد مأمون حرف‌هاي خود را به جامعه منتقل مي‌كردند. در جامعه تونس حدود 40 درصد تفكر غيرديني وجود دارد و نمي‌توان آن را حذف كرد، چون به اين كشور تعلق دارند و كسي كه به عنوان مسلمان در رأس قدرت است بايد با آنان تعامل داشته باشد، زيرا آنها خواهان اجراي دموكراسي در كشور بوده‌‌اند و هستند.

امروز راشد الغنوشي در تونس در رأس قدرت قرار دارد، ولي ممكن است فردا كس ديگري باشد به همين دليل او در جواب يكي از سؤالات طيف كمونيست و چپ‌گرا كه پرسيده بود:«آيا شما از دموكراسي به عنوان ابزار رسيدن به قدرت استفاده و بعد از قدرت با يك كودتا دين را اجرا و بقيه را حذف مي‌كنيد؟» خطاب به همه گروه‌هاي لائيك تعهد مي‌دهد دنبال اجراي شريعت نبوده بلكه به دنبال استفاده از قوانين اسلام براي ساختن جامعه مدني است.

جنبش نهضت تونس دنبال برگشت جامعه به اسلام است، ولي از ابزار زور استفاده نمي‌كند بلكه معتقد است وقتي جامعه به جايي برسد كه 90 درصد آن مسلمان باشند، همه پاي صندوق مي‌آيند و رأي آري مي‌دهند. جنبش نهضت خود را يك حزب با تعدادي طرفدار مي‌داند در صورتي كه به دنبال افراد بيشتري است.

جنبش نهضت تونس دموكراسي را قبول دارد. امروز با 40 درصد وزراي اسلامي سر كار است، ولي ممكن است سال ديگر رأي نياورد، همچنان كه الان بعد از گذشت چند ماه از روي كار آمدن نهضت مطالبات مردم برآورده نشده است و اتحاديه كارگران تونس كه جزو جريان چپ‌گرا هستند، تظاهرات برگزار مي‌كنند و براي تصاحب آراي مردم در انتخابات بعدي برنامه‌ريزي مي‌كنند.

در همين خصوص تدبير نهضت براي اينكه عده‌اي به نام مردم كارشكني مي‌كنند، چيست؟ آيا مخالفت‌هاي فعلي كارشكني به نام مردم نيست؟

مردم هنوز به اشخاص علاقه‌مندند. همانطور كه به امام حسين(ع) هم علاقه داشتند، ولي در روز عاشورا او را تنها گذاشتند، آنان در ذهن و دل خود به اسلام علاقه دارند، ولي ممكن است خوب توجيه نشده باشند و به هر دليلي جنبش نهضت را همراهي نكنند، بنابراين بايد منتظر انتخابات آينده بود تا انتخابات تعيين‌كننده باشد، زيرا اين اولين انتخابات آزاد براي انتخاب دولت جديد بعد از سال‌ها ديكتاتوري است و هنگامي كه صاحب حق رأي نياورد يعني مردم با اسلام‌گرايان مخالفتي دارند و بايد چهار سال ديگر صبر كرد تا شايد مردم دو باره بيدار شوند يا اسلام‌گرايان خط مشي‌شان را اصلاح كنند.

نهضت تونس براي آينده خود، از نظر اثبات عقايد و اثبات خود در جريان سياست تونس و از لحاظ مباحث ايدئولوژي فكري و ساختاري تشكيلاتي چه برنامه‌اي دارد؟

جنبش نهضت تونس با اخوان‌المسلمين در مصر تفاوت دارد و تمام شعارها و مسائلي كه در تونس به شكلي از فعاليت نهضت بود در جريان فعاليت‌هاي اخوان‌المسلمين مصر تأثيرگذار بوده است، مثلاً در جامعه تونس مطرح است كه مسجد براي عموم مردم بوده است و نبايد زير لواي اسلام تحت انحصار يك حزب سياسي باشد بلكه براي مردم است، بنابراين هيچ حزب سياسي نبايد در مسجد فعاليت داشته باشد و براي فعاليت خود بايد دفتري جدا از مسجد داشته باشد، به همين دليل جنبش نهضت خود را حزب سياسي با گرايش ديني مي‌داند براي خود دفاتري در سراسر كشور جدا از مسجد گرفته است، اما در مصر اخوان‌المسلمين به خاطر فرار از اين معضل حزب سياسي «عدالت و آزادي» را تأسيس كرده‌اند و فعاليتش را در مساجد ادامه داد، ولي اين تصميم خطر تعدد انشعاب و تصميم‌گيري‌هاي دروني رهبران اسلام‌گراي مصري را در پي خواهد داشت.

شعار نهضت تونس در انتخابات مجلس مؤسسان آزادي، عدالت و توسعه است، ولي در مصر شعار انتخابات مجلس مردم «اسلام تنها راه‌حل است» كه مورد انتقاد قرار گرفته كه از اسلام به عنوان ابزار استفاده كرده است، نمي‌توان قرآن را براي مسيحيان برد و راه‌حل اوضاع مصر را از قرآن دانست بلكه بايد قرآن را تفسير به مطلبي كرد كه قابل اجرا و مورد قبول جامعه باشد. همچنان كه پيغمبر(ص) در صلح حديبيه صفت «رسول‌الله» را از پيماني كه با قريش داشت حذف كرد. اخوان‌المسلمين اين نكته را رعايت نكرده و در رأس قدرت هم با شعارهاي خود به مشكل برخورده است. به همين دليل محمد مرسي كه نماد حق است و به عنوان رئيس‌جمهور انتخاب شد با اختلاف كمتر از دو درصد از احمد شفيق كه نماد باطل است، جلو افتاد، بنابراين گفتمان اسلام‌گرايان مصري بعد از 80 سال مبارزه عليه ظلم و ستم نتوانستند نيمي از جامعه را به گفتمان و عقايد خود قانع كنند. در تونس مهم‌ترين دغدغه جنبش نهضت اين است كه چگونه دين را به عنوان ايدئولوژي حق به افراد جامعه بشناساند كه در مرحله آخر تبديل به مخالف نشوند. به همين دليل در انتخابات اخير وقتي مردم جنبش نهضت را انتخاب كردند به خاطر انديشه فكري ديني آنان نبود، بلكه دو دليل داشت: 1) سابقه مبارزاتي عليه رژيم داشتند.
2) مخلص‌تر و امين‌تر از بقيه رقباي سلطه بودند. به نظر مردم اسلام‌گرايان جنبش نهضت كساني هستند كه فقر و ظلم را تجربه كرده‌اند و نمي‌توانند دوباره ظلم، دزدي و فساد را در جامعه رواج دهند. انقلاب در تونس با دو هدف انجام شد: كرامت انساني و عدالت اجتماعي. مردم بعد از پنج دهه ظلم، فقر و سختي از دولت توقع زيادي دارند كه جنبش نهضت در اين يك سال كه به صورت موقت در رأس قدرت است همه كاستي‌ها را جبران كند و اگر در اين يك سال موفق نشد مردم ديگر اعتماد نخواهند كرد.

بحث بعدي كشور سوريه است. امريكا و فرانسه در اجلاسي كه در تونس برگزار شد، حضور خوبي داشتند و اين مسئله اين طور مي‌نمايد كه تونس محوري ضد‌سوري شده است و قدرتمندتر از سران ليبي و مصر عليه سوريه كار مي‌كند. درست است كه بشار اسد اشتباهاتي داشته است، ولي دليل نمي‌شود تونس ضد‌سوريه عمل كند.

بحث سوريه اولين اشتباه سياسي مسئولان جديد تونس است و گروه‌هاي زيادي در داخل به اين مسئله اذعان دارند و عليه آن تظاهرات كرده‌اند. آنان كنفرانس «اصدقاء سوريه» را تحت عنوان «اصدقاء اسرائيل و امريكا» شعار دادند و نزديك بود به نماينده قطر حمله كنند، يعني جامعه تونس برعكس سياست خارجي آن است و طرفداري‌هايي كه مردم تونس از حكومت سوريه دارند در جهان عرب ديده نمي‌شود.

مسئله بعد تركيه است. اردوغان، نخست‌وزير تركيه با اينكه بهتر از نخست‌وزير قبلي است، ولي تفكر لائيك دارد و جاي خود را در تونس باز كرده است، به‌نوعي كه دارد به الگوي تونس تبديل مي‌شود، درحالي كه خودش هم موفق نبوده است.

اين سياست با تونس هم است و با اشتراك ايدئولوژي با جنبش نهضت تونس، شناخت سران تركيه از الغنوشي، ارتباط و تعامل نزديك با او از نظر فكري و سياسي زمينه‌ساز ايجاد تعاملي اقتصادي شده است. باني سياست اصلي تركيه نيز اوغلوست كه در كتابي تحت عنوان «عمق استراتژي تركيه» مي‌گويد:«اگر تركيه بخواهد در منطقه به عمق دولت عثماني و قدرت او دست يابد، بايد با كشورهاي همسايه مصالحه كند تا بازار اين كشورها براي فعاليت شركت‌هاي تركي باز شود». به همين دليل تركيه با ارمنستان تعامل كرد، در عراق، سوريه و ايران شوراي عالي اقتصادي تشكيل داد و با يونان وارد گفت‌وگو براي حل مسئله قبرس شد.

راشد الغنوشي چه ملاك‌هاي فكري، علمي و عملي داشته كه يكي از رهبران مهم تونس و بلكه جهان عرب شده است؟

ملاك اصلي در تونس سابقه مبارزاتي او بوده است. راشد الغنوشي از دهه 70 شروع كرده و 40 سال است در اين راه فعاليت مي‌كند و اين سابقه مبارزاتي با رژيم باعث مقبوليت او شده است. او هفت كتاب دارد كه مجموعه افكارش را براي مردم مطرح مي‌كند و محور تمام فعاليت‌هاي او آزادي‌هاي عمومي است كه كتاب او هم با عنوان «آزادي عمومي در اسلام» جزو كتاب‌هاي مهمي است كه در ايران هم بايد خوانده و ترجمه شود. به نظر او ملاك، اختياري است كه خدا به انسان داده و اين اختيار مقدم بر هر چيز ديگري است. اگر آزادي‌هاي عمومي افراد در يك جامعه حفظ شود، جامعه سالم‌تر مي‌ماند، انديشه‌هاي مختلف پيدا مي‌كند و انديشه‌هاي مخفي براي آن باقي نمي‌ماند، زيرا انقلاب‌ها در طول تاريخ نتيجه افكار و انديشه‌هايي بوده است كه در تاريكي مانده و پشت پرده كار مي‌كنند. حتي حركت پيامبر(ص) هم اين گونه بود و وقتي به او اجازه عبادت و صحبت به مردم داده نشد، نزديك 13 سال به صورت مخفي كار خود را انجام داد. اين قاعده‌اي اجتماعي است و در هر جامعه‌اي حتي جامعه ديني مي‌تواند پياده شود. انديشه ديني نبايد تحت زور و فشار رشد كند، بلكه فقط بايد تحت انديشه آزاد افراد باشد.

آيا او افكار مختلف را براي خود جمع نكرده است؟

رئيس‌جمهور تونس معتقد است دموكراسي فعلي جوابگوي نيازهاي جامعه تونس نيست، ولي مي‌توان فعلاً آن را پذيرفت و به سمت سيستمي كه نه جمهوري و نه پارلماني است، پيش رفت تا در بخش‌هاي مختلف نظارت ايجاد شود و بخش زيادي از ثروت دست عده اندكي نماند، مقوله عدالت اجتماعي و آزادي‌هاي عمومي تضمين شوند و جامعه اسلام فكر كند و دچار انحراف نشود. در حقيقت و به‌جز تعدادي از مخلصين در طول تاريخ هر وقت انسان، سلطه و پول جمع شد نتيجه منجر به رواج فساد است. آنچه در جامعه تونس بعد از انقلاب مهم است و اكنون در ميان نمايندگان مجلس بحث مي‌شود، ايجاد نهادهاي نظارتي است تا بتواند فساد را كنترل كند و از حد طبيعي خارج نشود كه منجر به بحران غيرقابل كنترل است. وقتي فساد رئيس‌جمهور تونس زين‌العابدين بن‌علي و فساد خانواده او به‌حدي رسيد كه يك جوان تحصيلكرده نتواند براي تأمين معاش خود سبزي و ميوه را در خيابان بفروشد، جامعه او و خانواده‌اش را از قدرت خلع كردند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار