دور دوم مذاكرات سازش تشكيلات خودگردان فلسطين با رژيم صهيونيستي در بيتالمقدس 23 مرداد برگزار شد. دور اول اين مذاكرات نيز 8 مرداد در واشنگتن برگزار شده بود و طي روزهاي آينده نيز دور بعدي اين مذاكرات برگزار ميشود. بانيان اين مذاكرات در حالي مدعي اجراي روند به اصطلاح صلح خاورميانه هستند كه بررسي كارنامه دور جديد مذاكرات نشانگر حقيقتي تلخ است و آن رضايت تشكيلات خودگردان به حداقلها به نام امتياز براي فلسطينيهاست. مذاكرات در حالي برگزار ميشود كه بر اساس تحميلهاي صورت گرفته از سوي امريكا و شخص جان كري وزير امور خارجه اين كشور، فلسطينيها بايد تمام حقوق خود از جمله حق بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، اراضي اشغالي از جمله اراضي 1967، مسئله قدس و... را كنار نهاده و صرفاً پاي ميز مذاكره قرار گيرند تا شنونده و پذيرنده خواستههاي طرف صهيونيست باشند. كري از فلسطينيها خواسته است كه توجهي به مسئله شهركسازي صهيونيستها نداشته و عملاً هيچ مطالبهاي از اين رژيم نداشته باشند. امريكا براي آوردن فلسطينيها پاي ميز مذاكره از تهديد به قطع كمكهاي اقتصادي استفاده كرد اما براي صهيونيستها از مشوق افزايش كمكهاي مالي و تسليحاتي سود برد. اين امر خود گواه آن است كه امريكا ميانجي صادقي در روند سازش خاورميانه نيست و صرفاً به دنبال تأمين منافع صهيونيستها ميباشد. امريكا دور دوم مذاكرات سازش را در قدس به ميزباني رژيم صهيونيستي برگزار ميكند تا طرح تبديل اين منطقه به پايتختي رژيم صهيونيستي را اجرايي سازد.
در كنار تمام اين مسائل مابهازايي كه فلسطينيها براي ورود به روند سازش دريافت كردهاند نيز قابل توجه است. آزادي 26 اسير فلسطيني در بند صهيونيستها كه اكثر آنها دوران محكومت خود را به پايان رسانده بودند تنها دستاوردي بوده است كه سران تشكيلات خودگردان در ازاي ناديده گرفتن تمام حقوق خويش به دست آوردهاند.
آنچه در باب تبادل اسرا ميتوان گفت آن است كه اين اقدام گام مثبت صهيونيستها يا دستاوردي براي تشكيلات خودگردان نبوده است بلكه شاهدي ديگر از خيانت به فلسطين است كه با تقليل حقوق ملت فلسطين به آزادي 26 اسير صورت گرفته است كه مورد تأييد ملت فلسطين نيز نميباشد و رسماً با آن مخالفت كردهاند.
ملت فلسطين و حتي اسراي در بند صهيونيستها نيز با اين نوع آزادي اسرا و باجدهيهاي تشكيلات خودگردان مخالفت كرده و آن را مغاير با منافع فلسطين دانستهاند. بررسي پرونده اسراي مذكور و ناچيز بودن تعداد آنها در ميان هزاران اسيري كه در بند صهيونيستها هستند و نيز اين حقيقت كه صهيونيستها اسراي آزاد شده را يا تبعيد يا دوباره بازداشت ميكنند و توجه به اين مسئله كه بسياري از اين اسرا دوران محكوميت خود را به پايان رسانده و صهيونيستها چارهاي جز آزادسازي آنها ندارند.در اين بين، اين سؤال مطرح است كه هدف اصلي صهيونيستها از اين آزادسازي چيست و چرا مردم فلسطين با اين اقدام مخالفت ميكنند. در پاسخ به اين پرسش چند نكته قابل توجه است.
اولاً صهيونيستها در ازاي آزادسازي 26 اسير فلسطيني مطالباتي بسيار سنگين را مطرح ساختهاند كه از آن جمله عدم مطرح شدن حقوق فلسطينيها و عدم طرح حق بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، ناديده گرفتن مسئله اراضي اشغالي از جمله اراضي 1967 و از همه مهمتر عدم بررسي وضعيت قدس در حالي كه صهيونيستها به دنبال سلطه كامل بر اين منطقه ميباشند تنها بخشهايي از اين خواستههاست. در همين حال صهيونيستها با اين اقدام ظاهري چهرهاي صلحطلب از خود به نمايش ميگذارند و در ازاي آن خواستار فشار جهاني بر فلسطينيان براي پذيرش خواستههاي اين رژيم ميشوند كه در اصل نابودسازي تمام حقوق فلسطينيها خواهد بود. جالب توجه آنكه صهيونيستها با اين اقدام بر اشغالگريهاي جديد خود نيز سرپوش ميگذارند چنانكه در روزهاي اخير اين رژيم طرح احداث 900 واحد مسكوني در قدس و كرانه باختري را تصويب كردهاند.
ثانياً صهيونيستها با اين اقدام، بر انتفاضه اسرا كه در ماههاي اخير با اعتصاب غذا آغاز شده است سرپوش گذاشته و عملاً پنهان ميسازند كه جناياتي را عليه اسراي فلسطيني صورت ميدهند. در اصل آنها با آزادسازي 26 اسير برآنند تا وضعيت اسفناك هزاران اسير فلسطيني را از ديد افكار عمومي جهان پنهان كنند. به عبارتي انتفاضه اسرا كه صهيونيستها را به چالش كشيده در حاشيه قرار ميگيرد.
نكته مهم آنكه مسئله مقاومت به عنوان راهكار آزادي اسرا در حاشيه قرار گرفته و سازشكاري محور تحقق اين امر معرفي ميشود كه به بهانهاي براي ادامه سازشكاري با صهيونيستها مبدل خواهد شد.
ثانياً امريكا تلاش دارد تا خود را محور صلح و آرامش معرفي نمايد تا در لواي آن از يك سو روند سازش را به فلسطينيها تحميل نمايد و از سوي ديگر با ترميم چهره خود به دخالت در امور كشورهاي منطقه بپردازد. مسئله آزادي 26 اسير فلسطيني كه با ادعاي دخالت امريكا صورت ميگيرد مؤلفهاي است كه ميتواند امريكا را به تحقق اين اهداف نزديك سازد كه نتيجه آن نيز دخالتهاي بيشتر امريكا در منطقه است.
با توجه به اين شرايط است كه ملت فلسطين و گروههاي فلسطيني با طرح آزادسازي اسراي فلسطيني در چنين وضعيتي مخالفت كرده و آن را مغاير با حقوق ملت فلسطين ميدانند و حاضر به پذيرش آن نميباشند. استقبال مردم از اسراي آزاد شده نيز نه به دليل حمايت از سازشكاري ابومازن بلكه به دليل قدرداني از اسرايي بوده است كه سالها عمر خويش را در زندانهاي صهيونيستها گذراندهاند اما تسليم نشده و به آرمان فلسطين پايبند بودهاند.