انقلابها معمولاً تحولات عميقي را در روابط كشورها ايجاد ميكنند. انقلاب اسلامي نيز روابط ايران را با ساير موجوديتهاي بينالمللي متحول كرد. رژيم پهلوي روابط نزديكي با ايالات متحده برقرار كرده بود و تلاش ميكرد فرهنگ زندگي امريكايي و غربي را در ايران رواج دهد كه مجال اين كار را پيدا نكرد. در سطحي وسيعتر، جمهوري اسلامي ايران تبديل به يكي از ستونهاي سياست ايالات متحده در خاورميانه شده بود و منافع اين كشور را در منطقه دنبال ميكرد.
اما با پيروزي انقلاب اسلامي، معادلات روابط به كلي دگرگون شد، به همين دليل، از 30 سال پيش تاكنون روابط جمهوري اسلامي ايران با ايالات متحده امريكا به يكي از بحثهاي داغ رسانهها و جمعهاي كارشناسي تبديل شده است. به ويژه از يك دهه پيش كه مسائل هستهاي مطرح شد، رويارويي ايالات متحده عليه ايران ابعاد تازهاي به خودش گرفت. استفاده از گزينه نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران توسط رژيم صهيونيستي و ايالات متحده براي كارشناسان و مردم بحث آشنايي است اما اينكه چرا ايالات متحده تاكنون از اين گزينه استفاده نكرده، موضوعي است كه بايد به دقت به بررسي آن بپردازيم. در اين ارتباط بايد به مسائلي كه به آنها اشاره ميشود توجه داشته باشيم.
اولين موضوع اين است كه دغدغه اساسي براي ايالات متحده اين است كه همواره احتمال استفاده از گزينه نظامي روي ميز باشد. بنابراين هميشه در اظهارنظرات سياستمداران اين كشور احتمال استفاده از اين گزينه، لزوم اقدام نظامي و در مقابل بحث درباره عواقب اين اقدام مطرح شده است. گويا ايالات متحده ميخواهد با انجام بحثهاي همهجانبه در اين باره احتمال استفاده از اين گزينه را در ذهن سياستمداران و مردم كشورمان به حداكثر برساند.
دومين موضوع اينكه به نظر ميرسد ايالات متحده و رژيم صهيونيستي هر دو يك سياست را در بحث هستهاي دنبال ميكنند. به همان اندازه كه هستهاي شدن ايران براي اسرائيل حساسيتبرانگيز است براي ايالات متحده نيز اهميت دارد. در واقع منافع ايالات متحده توسط جمهوري اسلامي ايران در منطقه تهديد ميشود و اين كشور تمايل ندارد تبديل به يك مهره قدرتمند در منطقه شود اما در اين شرايط، همواره مقامات تلآويو اين بحث را مطرح ميكنند كه طرف امريكايي موافق حمله به ايران نيست. با اين ترفند رژيم صهيونيستي تلاش ميكند احتمال استفاده از اقدام نظامي را بيش از پيش واقعي جلوه دهد. به علاوه ايالات متحده نگران افكار عمومي جهاني نيز ميباشد و تمايل دارد به جامعه جهاني نشان دهد تمام تلاشش را براي حل و فصل مسالمتآميز موضوع هستهاي انجام داده و در نهايت تنها راه حل نظامي باقي مانده است. به همين دليل گاه و بيگاه مقامات اسرائيلي مطرح ميكنند كه طرف امريكايي و مشخصاً اوباما تمايلي به استفاده از گزينه نظامي ندارد. به نظر ميرسد نوعي داد و ستد پشت پرده بين ايالات متحده و رژيم صهيونيستي در جريان است مبني بر اينكه تلآويو به نوعي پيشمرگ ايالات متحده در خاورميانه است و در طرف مقابل، ايالات متحده موظف است منافع اسرائيل را در منطقه برآورده كند. با كمي دقت در سياستهاي اسرائيل در منطقه متوجه ميشويم اين كشور نگرانياي از بابت افكار عمومي جهاني ندارد و سياستهايش را بدون در نظر گرفتن ملاحظات حقوق بشري يا انساندوستانه پيش ميبرد اما ايالات متحده تلاش ميكند به تعبيري با سياست دستكش مخملي اقدام كند.
موضوع ديگر اين است كه بر اساس شواهد و مدارك ايالات متحده ميداند كه دستيابي جمهوري اسلامي ايران به فناوري هستهاي امري بديهي است، بنابراين سناريوهايي كه اجرا ميشود تنها تلاش براي استفاده از تمامي ظرفيتها در جهت چانهزني با كشورمان در مسائل منطقهاي و چه بسا جهاني است. با اين شرايط ميتوان گفت ايالات متحده مايل است از طريق در تنگنا قرار دادن كشورمان سياستهايش را در منطقه مديريت كند.
براي پاسخ به اين سؤال كه چرا ايران مانند ديگر كشورهاي خاورميانه هدف حمله نظامي قرار نگرفته است، به موارد ديگري نيز بايد اشاره كرد. به نظر ميرسد مواردي از قبيل توانايي نظامي جمهوري اسلامي ايران، حمايت مردم از نظام كنوني و بدبيني تاريخي ايرانيان به امريكاييها در اين تحليل مهم هستند.ايستادگي در مقابل خواستههاي ايالاتمتحده به عنوان كشوري كه ادعا ميكند سردمدار جهان است عواقب خطرناكي برايش به دنبال دارد. مقاومت ايرانيان براي دستيابي به آنچه حق خودشان ميدانند ديگر كشورها را نيز در دستيابي به حقوقشان جسور خواهد كرد و اين موضوعي نيست كه ايالات متحده به آن تمايل داشته باشد. بنابراين امريكا تمام تلاش خود را براي برخورد با كشورهايي كه به زعم آنها ياغي هستند و تن به خواستههايش نميدهند انجام ميدهد. در صورتي كه جمهوري اسلامي ايران از لحاظ توانايي نظامي در شرايطي قرار نداشت كه بتواند در مقابل هژموني ديگر كشورها ايستادگي كند، قطعاً تاكنون اقدام نظامي صورت گرفته بود.
دومين دليل كه ايالات متحده نميتواند به راحتي در مورد اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران تصميم بگيرد، ماهيت نظام فعلي است. ناگفته روشن است كه اسلام در ميان ايرانيان از جايگاه مهمي برخوردار است و بازيگراني مانند ايالات متحده كه بخواهند با نظام اسلامي- نظام فعلي كه در كشورمان وجود دارد- وارد پيكار شوند با ايستادگي مردم روبهرو خواهند شد.
موضوع ديگر اين است كه مردم كشورمان به صورت تاريخي ذهنيت خوبي نسبت به ايالات متحده ندارند. روابط ايران با امريكا در زمان رژيم پهلوي نوعي روابط سلطهطلبانه را در خاطره تاريخي مردممان زنده ميكند، به همين دليل ايالاتمتحده براي ورودش به جمهوري اسلامي ايران با چالشهايي جدي روبهرو خواهد بود.