بدترين خبر براي تيمملي فوتبال لغو دوباره اردوي پرتغال بود؛ اردويي كه يك بار لغو شده بوده. با شدت گرفتن اعتراضهاي كارلوس كرش مسئولان فدراسيون مجبور به تدارك اردوي ديگري شدند، منتها خودشان هم ميدانستند بيپولي اجازه برگزاري چنين اردويي را نميدهد. كره را كه برديم همه تبريك گفتند، دسته گل فرستادند، لوح تقدير سفارش دادند،پاداشها به موقع پرداخت شد و وزير وقت و معاونش هم به سرعت خود را به رختكن رساندند تا اولين نفراتي باشند كه تبريك عرض كردهاند.
مثل هميشه گذشت زمان باعث شد همانها كه دم از حمايت و پشتيباني از تيمملي ميزدند و پاي منافع ملي را وسط ميكشيدند، كنار رفته و انگار نه انگار كه جام جهاني در پيش داريم.
بحران مالي مدتهاست كه فدراسيون فوتبال را با مشكل مواجه كرده، بحراني كه رئيس، نايبرئيس و سايرين را سر در گم كرده. اين در حالي است كه همه ميدانند حضور موفق در برزيل و زنگ تفريح نبودن تا چه حد براي فوتبال ملي و نام كشورمان مهم است. با اين وجود فعلاً كسي اهميتي به اين موضوع نميدهد، بيرون گود نشستهاند و نظاره ميكنند. آنقدر منتظر ميشوند تا لحظه آخر كه دست و دل همه براي بازيها ميلرزد. آن وقت است كه با كلي عكاس و خبرنگار خود را به اردو و رختكن تيمملي ميرسانند و يار دوازدهم تيمملي لقب ميگيرند.
برنامههاي سرمربي پرتغالي يك به يك به هم ميخورد، آن هم نه به خاطر اينكه برنامهريزي اشتباه است بلكه كرش در برنامهريزيهايش فراموش ميكند معضل بيپولي را در نظر بگيرد. اين در شرايطي است كه مربيان باشگاهي و بازيكنان خود را براي تعطيلي يكي دو هفتهاي ليگ آماده ميكردند. حالا با بر هم خوردن اردوي دوم، سازمان ليگ نيز مجبور است برنامههايش را تغيير دهد.
زمان به سرعت ميگذرد ولي فدراسيون و البته مسئولان ورزش ايران به جاي آنكه فكري به حال تيم ملي كنند خود را به بيخيالي زدهاند و دنبال پست و مقام ميگردند. فراموش نكنيم كه رقباي آسيايي برخلاف ما حتي يك روز را هم از دست نميدهند. آنها نه تنها فيفاديها را هدر نميدهند بلكه با تدارك بازيهاي دوستانه آن هم با حريفان سرشناس و همچنين اردوهاي منظم، تيمملي خود را براي جامجهاني برزيل آماده ميكنند. خب انتظار ديگري هم نميتوان داشت. كشورهايي چون ژاپن، كره و استراليا آسيا را براي خود كوچك ميدانند و براي آنكه مراحل بعدي جامجهاني صعود كنند تمام تلاششان را به كار ميگيرند. ولي در فوتبال ايران اصلاً اين خبرها نيست. همين كه كرهجنوبي را در سئول ببريم و جشن و پايكوبي صعود به جامجهاني را در سراسر ايران بگيريم برايمان كافي است. به ويژه براي آنها كه از قبل اين صعود پشت سر هم مصاحبه كردند و شهرت زيادي به دست آوردند. همين مسائل است كه داد كرش را در ميآورد. مربي پرتغالي حرفهاي فكر ميكند و برايش بيبرنامگي و بيپولي معنايي ندارد و اردوهايمان پشت سرهم لغو ميشود آن وقت از كرش انتظار معجزه داريم!
تا دير نشده بايد كاري كرد، خيريني كه براي كسب شهرت و اهداف پشت پرده براي خريد خلعتبري سر و دست ميشكنند كجا هستند؟ تا جامجهاني فرصت زيادي نداريم.