پرسپوليس عصر جمعه دومين شكست خود را در ليگ برتر تجربه كرد تا انتقادها به تيم جوان علي دايي شروع شود. عصر جمعه پرسپوليس بازي را در دقيقه 92 به نفت تهران باخت تا سكوها صداي اعتراضشان بلند شود و شروع كنند به فرياد زدن اسمي خاص و بيغيرت خواندن بازيكناني كه تا هفته پيش دونده، با تعصب و غيرتي بودند.
علي دايي پرسپوليسي را راهي ليگ سيزدهم كرده كه جوان، دونده و پرانگيزه است. از همان روز اول هم قول قهرماني نداد، مديرعامل سرخها هم گفت كه سه فصل به سرمربي تيمش فرصت ميدهد و تمام كساني هم كه تركيب پرسپوليس و نامهاي جوان آن را ديدند باور كردند كه پرسپوليس دايي در اين فصل براي قهرماني بسته نشده است، چرايياش بماند براي فرصت بعد، اما همانها كه با اولين برد اين پرسپوليس شروع كردند به «بهبه» و «چهچه» حالا چوب برداشتهاند و علي دايي و تيم جوانش را ميكوبند كه چرا دومين شكست را متحمل شده البته با اين دسته از منتقدان نيز كاري نداريم و نقد حرفهاي نه چندان معتبر آنها نيز بماند براي بعد، چون همينها اگر هفته بعد پرسپوليس پيروز از ميدان خارج شود دايي و تيم جوانش را به عرش اعلا ميبرند.
اما حرف اين است، دايي تيمي جوان و با انگيزه را راهي ليگ كرده، تيمي كه قرار است از نام پرسپوليس و بزرگي آن دفاع كند هر چند توقع كسب مقام درخور شأن پرسپوليس حتي از اين تيم جوان نبايد غيرمنطقي باشد، اما به هر حال براي حفظ آرامش سرمربي و روحيه دادن به بازيكنان جوان و با انگيزه پرسپوليس اين فشار روحي و رواني از سوي مديرعامل ابتدا از روي سرمربي و سپس توسط سرمربي از روي بازيكنان برداشته شد تا آنها با خيالي راحت گام به ميدان بگذارند، اما شكست خوردن و عادت كردن به آن براي پرسپولس سمي مهلك است كه حتي جوانگرايي و انگيزه و شور و شوق آن نيز نميتواند درماني براي آن باشد.
پرسپوليس دايي نبايد به باختن عادت كند، اين عادت به مرور زمان انگيزه را از بازيكنان جوان اين تيم ميگيرد و آرام آرام آنها را از هدفي كه در پي آن پيراهن پرسپوليس را به تن كردهاند، دور ميسازد.
دايي بايد جوانان تيمش را به گونهاي ترغيب نمايد كه به دنبال پيروزيهاي قدرتمندانه و مداوم باشند. به نظر ميرسد علي دايي بايد تغيير در رويكرد خود و تجديدنظري در تاكتيكها و برنامهريزيهاي خود داشته باشد، نوع بازي پرسپوليس طي شش هفته گذشته تفاوتي با آنچه در فصلهاي گذشته از راهآهن و يا حتي تيم ملي در زمان مربيگري دايي ديدهايم نميكند، بنابراين كنترل اين پرسپوليس، با اين تاكتيك كاري بسيار آسان است كه از عهده هر حريفي برميآيد، بنابراين به نظر مي رسد كه دايي بايد تغييري اساسي در نوع نگرش خود داشته باشد.
تيم او اگر به باخت عادت كند ديگر نميتواند به بازگشت اميدوار باشد و اين نيست جز اصرار علي دايي به سيستمها و برنامههايي كه امتحان خود را طي سالهاي قبل پس داده است.
دايي پرسپوليس را جوانتر كرده تا بتواند طي اين فصل پايههاي آن را محكم و در فصلهاي آينده نتيجه لازم را كسب كند، اما بايد توجه داشته باشد كه عادت به باخت اين تيم جوان را نه به قله استحكام كه به سراشيبي سقوط ميكشاند و باعث ميشود در اين فصل نتيجه مورد نظر را نگيرد و طبيعتاً در فصلهاي پيش رو نيز حرفي براي گفتن نداشته باشد.
پرسپوليس جوان دايي بايد قدرتمندانهتر پا به ميدان بگذارد، براي پيروزي قدرتمندانه و بازي تماشاگر پسند نه اينكه تنها بدود و در نهايت ببازد و به اين روش بازي عادت كند.