اين روزها سرخط مهمترين خبرهاي جهان را تحولات حوزه ژئوپليتيك غرب آسيا (خاورميانه) و شمال آفريقا اشغال كرده و محور اصلي اين تحولات هم رخدادهاي مصر است. بسياري بر اين عقيدهاند كه هر گونه دگرگوني در مصر بر كل ساختار سياسي منطقه تأثير خواهد گذاشت، به خصوص با توجه به اين واقعيت كه يكي از دلايل شكلگيري حركتهاي مردمي در بسياري از كشورهاي عربي سرنگوني مبارك در مصر بوده است. اين فرضيه وجود دارد كه ملتهاي عربي در انتظار آنند تا ببينند سرنوشت مصر به كدام سو ميرود تا بر اساس آن نوع رفتار سياسي خويش را تعريف نمايند.افكار عمومي جهان در حالي درگير تحولاتي مانند مصر است كه در آن سوي جهان، تحولاتي در جريان است كه پيوند آنها به يكديگر نشانهاي از ابعاد جديدي از ساختار قدرت در جهان است. اين تحول مهم، رزمايشهاي متعددي است كه قدرتهاي بزرگ به صورت يكجانبه، دوجانبه و منطقهاي برگزار ميكنند.
چين از يكسو رزمايش خويش را در آبهاي مورد مناقشه با كشورهاي همسايه برگزار ميكند، در حالي كه همزمان در طول ماههاي اخير دو رزمايش مشترك با روسيه برگزار كرده است. مسكو نيز در درياي سياه و مديترانه رزمايشهايي را برگزار كرده كه البته به گفته رسانههاي روسي، برخي از آنها به صورت «ناگهاني» و با فرمان يكباره پوتين انجام شدهاند تا نشانهاي بر اقتدار و توان مسكو براي اجراي عملياتهاي آني و غيرمنتظره باشد. مسكو همچنين رزمايشهايي با اقمار شوروي سابق در آسياي مركزي و قفقاز برگزار كرده است كه از آن جمله، رزمايش اين كشور با عنوان (رفاقت رزمي 2013) با كشورهاي آذربايجان، تاجيكستان، قرقيزستان و قزاقستان ميباشد. مسكو بر انجام رزمايشهاي بيشتر با كشورهاي همسايه تأكيد دارد.
امريكا سومين بازيگري است كه بخش عمدهاي از تحركات خود را معطوف به رزمايشهاي نظامي كرده كه البته محور آن نيز شرق آسياست. برگزاري رزمايش در اقيانوس آرام، انجام مانورهاي مشترك با استراليا، ژاپن، فيليپين و تكرار رزمايش با كرهجنوبي (28/5/1392) در حالي كه دو كره به دنبال بهبود مناسبات ميباشند از جمله مؤلفههاي رفتاري امريكا هستند. البته بايد تأكيد اين كشورها بر توسعه نظامي را نيز براي تحولات افزود به گونهاي كه رقابتي سخت ميان اين كشورها در افزايش بودجه نظامي ايجاد شده است. جالب توجه آنكه هر كدام، ديگري را به توسعه توان نظامي متهم كرده و خواستار پايان اين رفتارها شدهاند. هر چند كه هر كدام از اين بازيگران ادعا ميكنند كه به دنبال توسعه توان دفاعي خويش هستند اما حقيقت امر اين است كه هر يك به نوعي دو هدف را پيگيري ميكنند. روسيه، چين و امريكا هر كدام تلاش دارند تا در حوزه نظامي جهان جايگاهي برتر براي خود كسب نمايند. اين نشان ميدهد كه هر چند اقتصاد و ديپلماسي از مؤلفههاي اصلي قدرت كشورهاست اما واقعيت آن است كه همچنان نظاميگري و توان تهاجمي محور اصلي بازيگري كشورها در جهان است.
آنها تلاش دارند تا خود را قدرت مهم جهاني معرفي نمايند تا در وراي آن ضمن در حاشيه قرار دادن تهديدكنندگان امنيتي ملي خود، متحدان بيشتري را كسب نمايند. اين سنت ديرينه ميان قدرتها قرار دارد كه با ابراز قدرت نظامي كشورهاي كوچك را به دور خود جمع ميآورند تا در نهايت به عنوان قدرتي تأثيرگذار در صحنه جهاني ايفاي نقش نمايند. به عبارتي ديگر آنها برآنند تا لشكري از متحدان را براي خود ايجاد نمايند تا از آنها در حوزه ديپلماسي و اقتصادي براي رسيدن به منافع بيشتر بهره گيرند. دوم آنكه چين، روسيه و امريكا به شدت نسبت به تحركات نظامي يكديگر نگران بوده و به دنبال آنند تا با بزرگنمايي قدرت نظامي خود طرف مقابل را به تعديل مواضع وادار سازند. البته نبايد از نظر دور داشت كه اشتراكات منافع تا حدودي چين و روسيه را در يك مسير قرار داده چنانكه امريكا نيز با ناتو در يك طيف قرار گرفتهاند. به عبارتي ميتوان گفت كه امروز شرق و غرب در تكاپوي قدرتنمايي در برابر يكديگر ميباشند. رقابتي كه دامنه آن را رزمايشهاي نظامي يكجانبه و چندجانبه هر كدام از اين بازيگران تشكيل ميدهد هر چند كه بسياري بر اين عقيدهاند كه اين بازيگران توان اقدام نظامي مستقيم عليه يكديگر را ندارند و بيشتر به قدرتنمايي در برابر يكديگر ميپردازند چنانكه همزمان با رزمايش (رفاقت رزمي 2013) روسيه با همسايگانش، امريكا نيز رزمايش مشترك با كرهجنوبي را آغاز كرده تا به نوعي تعادل را در عرصه رزمايشها ميان روسيه و امريكا حفظ و مانع برتري مسكو در اين حوزه گردد.