
آلمان از زمان جنگ جهاني دوم تاكنون زير سايه ترس زندگي كرده است. اين ترس نه در طول جنگ جهاني به دليل بلوك شرق و صفآرايي نظام كمونيستي در آن سوي مرزهاي آلمان بود و نه بعد از آن دوران به دليل گروههاي تروريستي و حملاتي نظير 11 سپتامبر به آلمان. اين ترس به دليل بمبهاي اتمي امريكا بود كه بدون رضايت ملت و حتي دولتهاي آلمان بعد از جنگ جهاني تاكنون در خاك اين كشور مستقر شدهاند. آلمان با شكست در جنگ جهاني به يوغ دول متفق پيروز درآمد كه پنج ايالت آن در شرق به دست كمونيستها افتاد و مابقي در اين سو به دست غربيها و در اين ميان، امريكا نسبت به ديگر دول متفق بيشترين سهم و نفوذ در آلمان را به دست آورد و جنگ سرد فرصتي به اين كشور داد تا به بهانه مقابله با بلوك شرق چند صد پايگاه نظامي كوچك و بزرگ در اين كشور ايجاد كند تا پذيراي بيش از 50 هزار نظامي و چندين غيرنظامي امريكايي باشند و البته استقرار بمبهاي اتمي يكي از اهداف اصلي امريكا براي ايجاد اين مقدار پايگاه نظامي و كاركنان آن بود. تارنماي مركز مطبوعات حقوق بشر و حقوق اقوام آلمان بعد از سفر اخير باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا به آلمان به تحليل اين سفر پرداخت و در بررسي خود مطلبي از هفتهنامه انگليسي زبان اسپكتيتور در سال 1959 را نقل كرده است. مطلب اسپكتيتور در آن زمان چنين است: «حماقت سياسي را ميتوان آموخت، تنها كافي است تا به مدارس آلمان رفت. آينده آلمان احتمالاً تا پايان اين قرن توسط خارجيان تعيين خواهد شد و آلمانها تنها كساني هستند كه از اين مطلب آگاهي ندارند». اين مطلب در شرايط آن زمان نوشته شده بود كه نوعي واكنش اعتراضآميز به دخالت خارجيان در امور داخلي آلمان را بيان ميكرد اما واقعيت امر چيزي خلاف يك حماقت سياسي در آلمان بود. ملت و دولت آلمان در دو سوي شرق و غرب چارهاي جز اين نداشتند كه نفوذ و حتي قيموميت دول پيروز را تحمل كنند اما اين امر به آن معنا نبود كه آنها از شرايط ناآگاه نباشند و در نتيجه، اعتراضي به اين وضعيت نداشته باشند. هر چند كه دولتهاي آلمان در بعد از جنگ تابع شرايط تحميلي از سوي امريكا بودند اما مردم آلمان از همان موقع به بعد گاه به گاه اعتراض خود را به خصوص به استقرار بمبهاي اتمي امريكا نشان ميدادند. تشكيل زنجيرهاي انساني در برابر پايگاههاي نظامي امريكا يا در راه حمل و نقل تسليحات اتمي امريكا از جمله موارد مشهوري بود كه مردم آلمان در طول جنگ سرد تشكيل ميدادند تا اعتراض خود را به حضور تسليحات اتمي امريكا در آلمان بيان كنند. يكي از مشهورترين اين اعتراضات در اكتبر 1981 انجام شد. رونالد ريگان، رئيسجمهور امريكا، در آن زمان سفري به آلمان داشت و جمعيتي قريب به 300 هزار نفر آلماني در اعتراض به تسليحات اتمي امريكا در آلمان به خيابانها ريختند و شش ماه بعد، اين رقم از معترضين به 400 هزار نفر رسيد كه در خيابانهاي بن، پايتخت آن زمان آلمان، اعتراضات خود را ترتيب دادند. ديوار برلين نماد جنگ سرد بود كه در 9 نوامبر 1989 فروريخت و از آن زمان انتظاري در ميان ملت آلمان ايجاد شد كه از دوران جنگ سرد گذشته خارج شدند و بايد آيندهاي تازه را براي كشور خود ايجاد كنند. اين آينده با اتحاد دو بخش شرق و غرب آلمان در 3 اكتبر 1990 مرحله نخستين خود را آغاز كرد كه گويا آلماني تازه از دوران جنگ سرد سر بر آورده اما اين آلمان تازه هم نتوانست از شر پايگاههاي نظامي امريكا و بمبهاي اتمي آن نجات بيابد. آلمان متحد در شرايط بعد از جنگ سرد اين فرصت را براي دولتمردان ايجاد كرد كه به صورت جدي به مقوله تسليحات اتمي امريكا بپردازند و به همين جهت بود كه اندكاندك زمزمه مخالفت با اين مقوله در ميان آنها قوت پيدا كرد. حزب سبز آلمان از فعاليتهاي دهه 70 ميلادي ناشي شده بود و تا اندازهاي مخالفت با تسليحات اتمي و حضور آنها در آلمان يكي از مباني شكلگيري اين تشكل سياسي در آلمان بود. به دليل اين سابقه بود كه وقتي يوشكا فيشر از حزب سبز آلمان توانست به مقام وزارت خارجه در دولت گرهارد شرودر برسد با حضور تسليحات اتمي امريكا مخالفت كرد و به دنبال خروج اين تسليحات از خاك آلمان بود. فيشر نتوانست به اين آرزو برسد اما اين آرزو در وزارت خارجه آلمان رسيد تا فرانك والتر اشتاينماير از حزب سوسيال دموكرات بعد از او و در دولت آنگلا مركل به دنبال اين آرزو باشد و بعد از وي نيز گيدو وستروله از حزب دموكراتهاي آزاد آن را دنبال كند. نكته قابل توجه اينجاست كه با وجود نزديكي سياستهاي حزب سبزها و سوسيال دموكراتها، وستروله از دموكراتهاي آزاد به جناح دستراستي آلمان نزديك است اما اختلاف ديدگاه جناحي باعث نشده تا در موضوع تسليحات اتمي امريكا در آلمان با جناح مقابل اختلافي داشته باشد. وستروله تاكنون سياست پاكسازي آلمان از تسليحات اتمي امريكا را دنبال كرده هرچند كه ميداند قدرت كافي براي تحقق اين امر به دليل تسلط امريكا بر آلمان را ندارد اما مردم آلمان همچنان اعتراض خود را بيان ميكنند. اعتراضات مردمي در برابر پايگاه نيروي هوايي امريكا در بونشل آلمان تازهترين اين اعتراضات در 11 آگوست بود. اعتراضات مردم آلمان اكنون و با انتشار افشاگريهايي مبني بر تصميم امريكا براي نوسازي تسليحات اتمي خود در اروپا، شكل تازهتري به خود گرفته زيرا آنها دريافتهاند كه نه تنها از شر تسليحات اتمي امريكا خلاصي ندارند بلكه در سالهاي آينده بايد در زير سايه ترس از تسليحات بهروز شده اتمي آن زندگي كنند.