شكوفه شيباني، كارشناس ارشد روانشناسي |
اين نكته را در رابطه با هوش بايد مدنظر داشت كه حيطههاي مختلفي از هوش وجود دارد كه هر فرد ممكن است در يك يا چند بعد از آن به نحو احسن عمل نمايد؛ هوش موسيقايي، هوش هيجاني، هوش فيزيكي، هوش رياضي، هوش ديداري، هوش فضايي و تفكر انتزاعي از آن جملهاند. ممكن است فرزند ما در هوش موسيقايي بهتر از هوش رياضي عمل نمايد، در اين صورت با كشف استعداد و توانايي منحصربهفرد فرزندان خود ميتوانيم به آنها كمك كنيم تا در زمينهاي فعاليت كنند كه بهترين بازده را از خود نشان دهند. دومين عامل براي موفقيت وجود انگيزه است. بدون داشتن انگيزه لازم نميتوان قدم در راهي گذاشت و انتظار موفقيت داشت. سعي كنيد در اين ايام تابستان انگيزه درس خواندن را در فرزندان خود بالا ببريد؛ براي آنها هدفهاي كوتاهمدت و بلندمدتي را در نظر بگيريد. حضور هدف در زندگي يكي از عوامل مهم ايجاد انگيزه براي رسيدن به موفقيت است. افرادي به خواسته مورد نظر خود دست پيدا ميكنند كه با وجود ناكامي و خستگي و شكست همچنان از خود مقاومت نشان دهند. نقاط ضعف، كاستيها و كمبودهاي خود را بشناسند و براي بهتر عمل كردن تلاش بيشتري از خود نشان دهند. اگر فرزند نوجوان شما در سال گذشته آنچنان كه بايد و شايد نمرات خوبي كسب نكرده، بنشينيد و با او صحبت كنيد. علت شكست او را جويا شويد، شايد ورود به دوران بلوغ، رفت و آمد با دوستان يا فراهم نبودن شرايط ايدهآل خانه باعث افت تحصيلي او شده است. آنها را شناسايي كرده و در جهت رفعشان اقدام نماييد. به تلاش نوجوان خود ارج نهيد، وقتي وارد خانه ميشود و با لبي پر از شادي و خنده به شما اعلام ميدارد كه امروز نمره خوبي را كسب كرده تغييري در چهرهتان ايجاد كنيد. قرار نيست همه چيز را به هم بريزيم، مثلاً به او بگوييد «چون نمره خوبي در اين درس گرفتي من هم براي تو شام مورد علاقهات را درست ميكنم» يا «به پدرت ميگويم با هم برويم يك مسافرت دو روزه». پاداش دادن به حفظ و ادامه تلاش افراد كمك ميكند. نوجواناني كه روحيه تنوعطلبي بالايي از خود نشان ميدهند در جستوجوي مطالب تازه و نو برميآيند و همينطور خود را ملزم ميدانند كه حضور مداوم و منظمي سر كلاس درس داشته باشند و توجه خود را به معلم و كلاس متمركز سازند. اگر فرزند شما از آن دسته نوجوانهايي است كه وقتي به خانه برميگردد، برنامهريزي دقيقي براي طول روز خود انجام ميدهد بسيار موفقتر از كساني عمل خواهد كرد كه بدون داشتن برنامهريزي زمان خود را به دست اتفاق و حادثه ميسپارند.
تأثير شگفتانگيز محيط روي هوش
بخش قابل توجهي از هوش مانند بيشتر خصايص و ويژگيهاي شخصيتي از طريق وراثت به انسانها منتقل ميشود. گفته شده كه حدود 75 درصد از هوش جنبه ارثي دارد اما نبايد از نظر دور داشت كه 25 درصد مابقي آن از طريق محيط پرورش مييابد و اين بدان معناست كه اگر فرزند شما از لحاظ ژنتيكي فرد باهوشي باشد ولي در مكاني زندگي كندكه از نظر تغذيه، امكانات رفاهي و بهداشتي و نظاير آن با كمبود مواجه باشد، به پيشرفتي در زمينه افزايش هوش نخواهد رسيد.
دكتر شكوفه موسوي روانپزشك در كتاب «موفقيت تحصيلي» به اين موضوع اشاره كرده و بيان ميدارد: از جمله شرايط محيطي كه در رشد توانايي ذهني، عاملي تعيينكننده محسوب ميشوند، عبارتند از: تغذيه، سلامت جسماني، كيفيت تحريك محيطي، جو عاطفي خانواده و نوع پاسخهايي كه به رفتارهاي نوجوان ما ميدهند. پرورش فكري يك نوجوان بايد از سالهاي قبل آغاز شود، وقتي آنها دوران كودكي را سپري ميكنند، تحريك فكري كودكان در سالهاي نخست ميتواند اثر در خور توجهي بر عملكرد بعدي تحصيلي آنها داشته باشد. اين برنامهها وقتي نتايج سودبخشي دارند كه مستلزم شركت فعال والدين باشند، به اين معنا كه آنان به رشد فرزندانشان علاقهمند ميشوند و به فرزندانشان نشان ميدهند چگونه ميتوانند محيط خانه را از لحاظ رشد فكري برانگيزاننده كنند، حتي بازي با نوزادان و بچههاي خردسال نيز در بالا بردن ضريب هوشي آنان مؤثر است. دوقلوهاي همساني كه از لحاظ هوش مانند هم هستند، اگر در دو محيط متفاوت و زير نظر دو خانواده پرورش يابند كه يكي از محيطها به تغذيه عاطفي و تحريك فكري كودك اهميت قائل باشد نسبت به كودك ديگر كه در فقر عاطفي و فكري محيطي بسر ميبرد، از توانايي هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود، هوش مثل هر ظرفيت ديگر بايد به خوبي به كار گرفته شود تا دستاورد خوبي حاصل شود.
اضطراب، عاملي مهم براي عدمتوجه
يكي از عاملهاي شايع عدمتوجه به معلم و تكاليف، اضطراب فرزندان ماست كه اين اختلال ميتواند ريشه در بسياري از مسائل اطراف داشته باشد. اين اضطراب ميتواند ناشي از عدم يادگيري درس يا مشكلات ارتباطي نوجوان با دوستان و معلمان خود يا مبتلا شدن به يك اختلال اضطرابي باشد. متأسفانه برخي از والدين وقتي متوجه افت عملكرد فرزند خود در نتيجه اضطراب بيش از اندازه او ميشوند، او را به پارك و سينما ميبرند يا برايش لباسهاي جديدي ميخرند، در صورتي كه مشكل همچنان بر سر جاي خود باقي است. گاهي علت اضطراب فرزند ما مشاجرهها و درگيريهايي است كه بين والدين به وجود ميآيد پدر و مادر اذعان ميكنند ما كه چيزي براي فرزندمان كم نگذاشتهايم. او لب تر كرده همه چيز برايش فراهم بوده، لپتاپ، موبايل، معلم خصوصي، انواع كلاسهاي ورزشي، تفريح و مسافرت اما وقتي بيشتر كنكاش ميكنيم، ميبينيم دعواي هر روزه والدين با يكديگر بر سر مسائل مختلف جوي متشنج را ايجاد كرده و نوجوان ما هر روز با استرس و فشار رواني زيادي روبهرو بوده، حتي اگر او منشأ اين استرسها را نداند، اين اضطراب و تشويش خاطر بر درس و موفقيت تحصيلي او اثر خواهد گذاشت. به جاي اينكه فكر و ذهن نوجوان ما كاملاً به مباحث درسياش معطوف شود، مدام در فكر آن است كه مادرش هماكنون با پدرش دعوا ميكند، نكند مادرش خانه را ترك كند، اگر او خانه را ترك كند چه كسي از او مراقبت خواهد كرد، بنابراين با كنار گذاشتن مسائل و مشكلات و حتيالمقدور كاهش اينگونه تنشها ميتوان در بهبود عملكرد تحصيلي نوجوانان گام برداشت.
وقتي فقط نمره ملاك موفقيت ميشود
گاهي طرز فكر و باورهاي غلط ما ميتواند آينده فرزندانمان را ويران سازد. گاهي اين باورها شخصيتهاي متزلزلي را به وجود ميآورند كه از نو ساختن بناي اين شخصيت كار يك روز و دو روز نيست. يكي از اين باورهاي نادرست تبديل فرزند به ماشين بيستآور است. هر نمره غير از اين نشانه ضعف و كاستي فرزند است. متأسفانه بسياري از والدين بدون توجه به مهارتهاي ديگر فرزندان تنها توجه خود را به سمت كسب بالاترين نمره فرزند خود معطوف ميكنند، به فرض اگر نوجوان ما امتحان رياضي داشته باشد و نمره 17 بگيرد، فاجعهاي بزرگ رخ داده است. اگر اين باور را عميقاً بپذيريم كه فرزندمان به مدرسه ميرود كه نه فقط به كسب علم و تحصيل بپردازد بلكه توانايي ارتباط با همسالان و افراد ديگر را هم فراگيرد يا قادر به ايجاد برنامهريزي براي زندگي خود باشد يا بتواند با مشكلات و استرسهايي كه در طول تحصيل برايش ايجاد ميشود، روبهرو شود و ياد بگيرد كه چگونه ميتواند با آنها مقابله كند، او ميتواند با شرايط جديدي كه در بيرون از محيط خانه برايش پيش ميآيد روبهرو شود و خود را با آن منطبق سازد. در اين صورت حقيقتاً به ياري فرزندمان رفتهايم اما وقتي ذهن فرزندمان فقط و فقط به كسب نمره بالا سوق داده شود، ديگر جايي براي آموزش ارتباط صحيح باقي نميماند. در برخي سريالها و فيلمهاي تلويزيون به خوبي اين موضوع را به نمايش ميگذارند. دانشآموزي كه با يك عينك تهاستكاني در رديف اول نشسته و همه او را به عنوان شاگرد زرنگ كلاس ميشناسند، نميتواند ارتباط خوبي با بقيه همكلاسيهايش برقرار نمايد چراكه فردي خجول و كنارهگير است كه ترس از ارتباط با ديگران را دارد. وقتي فرزند شما نتواند در دوران نوجواني به كسب اين مهارت نائل شود در بزرگسالي نميتواند شغل و حرفه مناسب خود را پيدا نمايد چراكه يكي از اركان موفقيت در كار و حرفه، داشتن فنبيان و ارتباطي خوب با اطرافيان است.