علي خدايي بيجاري|اگر يك بار گذرتان به شاه عبدالعظيم افتاده باشد، در مسير رفت و آمد در ايستگاه مترو شهر ري به احتمال زياد «حاج منصور حيدري» را ديدهايد. بقالي كه ديگر اين روزها پا به سن گذاشته و كماكان از صبح تا شب در سوپري خودش مشغول كار است. حاج منصور حيدري را ميتوان يكي از بازاريان اصيل و خداترس و خيري به شمار آورد كه متانت و جلوهاي خاص دارند. او با اينكه متعلق به عصر دستاس و قپان و چرتكه است (ابزاري كه دقت نظر ترازوهاي ديجيتالي و ماشين حساب را ندارند) اما وجدانش از ماشين حساب و ترازوي ديجيتالي دقيقتر است. او متعلق به آن گروه از بازارياني است كه سرمايه آنها، شرافت و صداقت اوست. اين هفته، ستون «دست به نقد» را ميزبان اين بقال خداترس و قانونگرا كردهايم و با او بيپرده گپ زدهايم.
آقاي حيدري! در ابتدا حرفه خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد از كي اين شغل را اختيار كرديد؟
من در حال حاضر به قول امروزيها سوپري و به قول قديميها «بقالي» دارم. از دوران جواني اين كار را دنبال ميكردم و حالا هم بازنشسته شركت تعاوني هستم. در شركت تعاوني هم كارمان اين بود كه خواربار و مايحتاج كارمندان دولت را تأمين ميكرديم. در كنار آن هم مغازه داشتم و بعد از بازنشستگي تمام وقت در مغازه كار ميكنم.
بقالي يا همان سوپري، چطور شغلي است؟
شغل بدي نيست اما زحمت خيلي زيادي دارد. مدام بايد در حال چيدن و مرتب كردن اجناس باشيم و از طرفي مشتريها را راه بيندازيم. اين است كه خيلي خستگي دارد.
يك سوپري، مجاز است كه چند درصد سود روي اجناس بكشد؟
معمولاً چيزي بين پنج تا 10 درصد. اما ديگر كمتر كسي به اين ميزان سود قانع ميشود. چون بعضيها تا جايي كه كاردشان ببرد، ميبرند و جيب مشتري را خالي ميكنند!
خود شما چقدر روي اجناس سود ميكشيد؟
من همان اندازهاي كه وجدان و انسانيت حكم كند، سود ميبرم؛ يعني همان پنج تا 10 درصد.
يعني برايتان پيش نيامده كه مثلاً به قصابي برويد و قصاب گوشت را براي شما دولا پهنا حساب كند و شما هم بخواهيد ضرر قصاب را از جيب مشتري خودتان جبران كنيد و اجناستان را دولا پهنا به مشتريهايتان بفروشيد؟
خير! خدا را شكر كه تا به حال اين طور عمل نكردهام و مال و اموالم را آلوده به حق الناس نكردهام. چون كساني كه سودهاي بيحساب كتاب از مردم ميگيرند، كاسب نيستند. از قديم گفتهاند كه كاسب رفيق و حبيب خداست. از اين رو، كاسب بايد با مردم مدارا كند و حق را ناحق نكند.
اصل و شرط اول كاسبي يك سوپري يا همان بقال در چيست؟
شرط اولي كه يك بقال يا كلا يك كاسب در حرفههاي مختلف بايد مد نظر داشته باشد، «رضايت مشتري» است. اگر يك كاسب بتواند خوب با مشتري تا كند، قطعاً در كارش موفق خواهد شد.
خود شما چقدر دنبال رضايت مشتري هستيد؟
خيلي. به نظر من رضايت مشتري باعث پيشرفت و معامله حرفهاي و اصولي ميشود.
رضايت مشتري شامل چه مواردي است، چطور به دست ميآيد؟
رضايت مشتري اين طور به دست ميآيد كه كاسب با مشتري خودش صادقانه و با اخلاق خوش برخورد كند؛ يعني اينكه خستگي روزانه را روي سر مشتري خالي نكند. يا مثلاً كاسب، به خاطر سود بيشتر، نبايد جنسي دست مشتري بدهد كه آن جنس مثلاً فاسد و تاريخ مصرف گذشته باشد. نبايد مشتري را به زور وادار به خريد جنسي كرد كه احتياج ندارد. اين مواردي كه برشمردم، مهمترين موضوعات و مشكلاتي هستند كه درسوپريها باعث مشاجرههاي لفظي و حتي دعواهاي فيزيكي ميشوند.
براي به دست آوردن رضايت مشتري بايد سود كمي دريافت كرد. با وجود اين، سود كم بردن براي شما، خطراتي چون ورشكستگي در دراز مدت را به دنبال نخواهد داشت؟
خير! اين چه حرفي است! سود كم و حلال به مال و اموال آدم بركت ميدهد. شما اگر بتوانيد رضايت مشتري را جلب كنيد، بيشك رضايت خداوند را هم جلب كردهايد. در آن صورت است كه خداوند پشتيبان شما خواهد بود. يا به عبارت ديگر، وقتي شما رضايت مردم و خدا را جلب كرديد و ناني كه سر سفره خانواده ميگذاريد، اگر حلال باشد، مطمئن باشيد كه بركت پول شما به حدي خواهد رسيد كه هيچ وقت دست و بالتان تنگ نميشود.
يكي از شگردهاي غيراخلاقي بعضي از كارخانهها، دستكاري كردن تاريخ توليد و تاريخ انقضاست. يعني با به سر آمدن تاريخ يك محصول، آن محصول به كارخانه عودت داده ميشود و در آنجا تاريخها پاك ميشوند و دو مرتبه تاريخ روي محصولات درج ميشود و همان محصول را نصف قيمت به همان مغازهدار ميفروشند. شما چيزي در اين مورد شنيدهايد؟
بله. متأسفانه چيزهايي شنيدهام. بعضي از كارخانهها و مغازهداران تنها به ميزان سود فكر ميكنند و ديگر برايشان مهم نيست كه با فروش چنين محصولاتي چه بر سر هموطنانشان ميآيد. اين كار، حرامخوري است.
شما كه چنين پيشنهادهايي از طرف كارخانهداران، نداشتهايد؟
نه! خدا را شكر كه پرونده كاري من روشن و زلال است. ميتوانيد از همسايهها و مردم اين منطقه بپرسيد.
در حال حاضر مشكلي كه شما در حوزه كاري خودتان، يعني مشكل سوپريها داريد، چه مشكلاتي است؟
راستش اين روزها ما به خاطر بحث تورم به شدت درگير هستيم. يعني مدام قيمتها بالا ميرود. مثلاً يك ماست ساده 2هزار توماني، در سه، چهار روز گذشته، يكباره 600 تومان افزايش قيمت داشت. اين براي شركتها و كارخانهها هيچ محدوديتي ايجاد نميكند. چون آنها با مردم برخوردي ندارند و در اين ميان ما را با مردم درگير ميكنند. چون بعضي از شهروندان درك نميكنند كه قيمتها در جاي ديگر بالا ميرود و به ما ربطي ندارد. آنها فكر ميكنند كه افزايش قيمت اجناس مستقيماً به جيب ما ميرود. براي همين ما مدام با چنين افرادي جنگ اعصاب داريم.
البته در اين موضوع و آشفته كردن بازار بسياري از همكاران شما هم مقصرند. مهمترين قصور آنها اين است كه اگر آنها به عنوان مغازهدار اجناسي كه رشد قيمت غيرمنطقي داشتهاند را خريداري نكنند، قطعاً اوضاع خيلي فرق ميكند. برويم سر سؤال بعدي؛ روزي چطور حلال ميشود؟
مسلم است زماني كه يك كاسب خدا را لحظه به لحظه شاهد و ناظر بر امور خود بداند و طبق دستورات قرآن با مردم، به خصوص نيازمندان مدارا و در صورت لزوم انفاق كند و به اصولي چون خمس و زكات پايبند باشد، روزي او حلال ميشود؛ حلال مثل شير مادر. اما در غير اين صورت، روزي حرام و شبههبرانگيز ميشود.