طبق آمار، اخيراً توليد علم درايران رشد فزايندهاي داشته كه به يكي از شاخصههاي مثبت پيشرفت تبديل گرديده است ولي واقعاً اين رشد كمي علوم تا چه اندازه موجب توسعه كشور بوده؟ آيا اين رشد تنها درمقالات خارجي مثل آي. اي.اي و امثالهم است يا در راستاي پيشرفت جامعه خودمان؟ متأسفانه در اغلب اوقات دانشگاهها به رسالت توليد علم و تكثير آن براي رشد و تعالي جامعه كمتر وقعي مينهند وگاه با هزينههاي بيتالمال به فضايي براي رشد و توسعه بيگانگان تبديل شدهاند. اين فرهنگ غلط نه فقط به رويه دانشگاهها بلكه بين برخي استادان دانشگاهي هم جا افتاده است به شكلي كه اين افراد الينه و بيگانهپرست حتي حاضر نيستند اين علوم را به صورت مصاحبه و گزارش يا مقاله در اختيار رسانههاي داخلي و نشريات كشورخودمان قرار دهند يا با روزنامهنگاران داخلي مرتبط باشند اما اگر رسانهاي خارجي يا خبرنگاري كه خود را از بي. بي. سي، رويترز و امثال اينها معرفي كند بهراحتي تمام آموختههاي خود را در اختيارشان قرارميدهند و باكمال تأسف به غير از دانشگاه برخي ادارات و نهادها نيز تحقيقاتي كه با بودجه بيتالمال ارتزاق ميكنند را دراختيار عوامل اين رسانهها ميگذارند. درنشستي كه با دكتر ابيانه داشتيم گلايهمندانه ميگفت:«چرا عكس رضاخان را در زماني كه دربان سفارت هلند بود منتشر نميكنيد تا مردم بدانند چه كساني بهوسيله انگليسيها بر ايران حكومت ميكردند و طاغوت دوستان به ريشه و اصل حكومت پهلوي پي ببرند. » اين صحبت دكتر ابيانه مصاديق زيادي داشته و دارد كه روشنفكرمآبان دانشگاهي يا برخي نهادها ازآن جمله هستند؛ البته تا هنگامي كه وضع دانشگاههاي ما اينگونه باشد كه استاد دانشگاهي ما حتي براي تهيه گزارش با خبرنگار و روزنامهنگار داخلي همكاري نميكند، توقع چنداني از ديگر افراد نيست. فراموش نكنيم ما در يك جامعه مردمسالار ديني هستيم كه مردم بايد آزادانه در جريان اطلاعات و دادهها قرار بگيرند زيرا آنها با توجه به اين آگاهيها فرد يا گروهي را به مسند قدرت مينشانند و اين خاصيت نظام دموكراسي است. اين در حالياست كه بخلورزيهاي سيستماتيك گاه نگاههاي فخرفروشانه برخي از استادان دانشگاهي و صاحب كرسي مانع از نشر اطلاعات درجامعه ميشود تا اطلاعات درست و متقن را در اختيار رسانهها قرار دهند درصورتيكه اگر ميخواهيم رسانههاي پوپوليستي و عوامانهاي نداشته باشيم، بايد توسط اين گروه علمي و دانشگاهي تزريق شوند و اطلاعات مكفي و مناسب دريافت كنند تا متأثر از برخي شايعهپراكنيها و اخبار كوچه بازاري نگردند. متأسفانه برخي از استادان و دانشگاهيان در ارتباط و تعامل با روزنامهنگاران و اهالي رسانه بسيار ضعيف عمل ميكنند و از دادن اطلاعات پيرامون موضوعي كه از آنها سؤال ميشود ممانعت ميورزند. نميدانم مگر ما مسلمان نيستيم؟! نه آن دين اكمل اسلام كه درآن تأكيد مؤكد در نشرعلم شده است و صراحتاً در آن قيد شده، زكات علم نشر آن است؟! احاديث و روايات متعددي هم دراينباره از پيامبر اعظم(ص) ومعصومين(ع) وجود دارد، پس چرا اين افراد كه از بودجه بيتالمال درحوزهاي علمي به جايگاهي رسيدهاند حاضر به نشر آن نيستند؟! چند وقت پيش براي يك موضوعي به دانشگاه رفتم ولي سراغ هر استادي را ميگرفتم به محض اينكه ميديد روزنامهنگارهستم راه خود را كج ميكرد و دورميشد حتي يكي از خانمهاي استاد با تندي گفت من با كسي مصاحبه نميكنم هرچه قبل ازاين گفتوگو داشتم نفهميدم كجا و چطور چاپ شدهاند. واقعاً اگر قرار است اهالي رسانه رابط بين مردم و مسئولان جامعه باشند با وجود چنين بخلورزيهاي علمي عدهاي از دانشگاهيان چگونه ميتوانند به رسالت كاري خود جامه عمل پوشانند و اخبار درست را از غلط بازشناسند ؟!