مدتها قبل از قول يكي از نويسندگان مطرح خوانده بودم كه حكايت شعر در فرهنگ و مردم ايران، حكايت هنر نمايش در غرب است. اگر هنر نمايش در غرب سابقهاي بيش از 2 هزار سال داشته و هنر اول آن ديار محسوب ميشود، اما در اين ديار شعر ريشهاي عميق به بزرگي و عظمت تاريخ ايران داشته و در تار و پود فرهنگي ايرانيان تنيده شده است.
بر همين مبنا هم است كه با وجود حمايتهاي گلخانهاي و دولتي از هنر نمايش، شعر اما بدون اين حمايتها هم حيات داشته و نفس كشيده و راه خود را همواره از پيچ و خم و فراز و نشيبهاي تاريخي پيموده است. حتي اگر حمايتهاي ضعيف دولتي از اين هنر به صفر هم برسد، باز هم شعر رشد ميكند، ميباليد و به حيات خود ادامه ميدهد. ايرانيان با شعر زندگي ميكنند و نفس ميكشند. شعر در ادبيات عامه آنها حضوري جدي و قابل تأمل دارد. اصلاً برخلاف مغربزمين كه در فرهنگ آنها، تصوير حضوري پررنگ دارد، بطن فرهنگ عمومي ما با واژه و كلمه گره خورده است. بيسبب هم نيست كه در نمادهاي فرهنگي حتي كاميوننوشتهها و وانتنوشتهها، آنهايي كه ريشه در فرهنگ غرب دارند، تصويري و گرافيكي بوده و درست در نقطه مقابل، نمادهاي بومي ما از جنس شعر و مصرع و كلمه هستند. «رفيق بيكلك مادر» و امثالهم هنوز جايگزين تصويري ندارند. تا همين يك دهه قبل، مشاعره و حفظ كردن شعر و ترغيب كودكان و نوجوانان به شعرخواني در محافل عموميو مهمانيهاي خانوادگي، يك ارزش تلقي ميشد. همه اينها در كنار هم، حكايت از يك ويژگي در فرهنگ ايرانيان است.
موفقيت و استقبال مخاطبان از برنامه «قندپهلو» را بايد در چنين فضايي تفسير كرد. در هر يك از قسمتهاي اين برنامه كه با اجراي رضا رفيع برگزار ميشد، طنزپردازان مطرح كشور در قالب آيتمهاي مختلف به رقابت ادبيِ طنز با يكديگر ميپرداختند. فضاي صميمي و غيركليشهاي برنامه در كنار اجراي موفق رضا رفيع كه خود دستي بر آتش طنزپردازي دارد، لحظات مفرح و مفيدي را براي خانوادههاي ايراني فراهم ميكرد تا خصيصه در حال فراموشيِ علاقه به ادبيات را درون آنها زنده كند. اين جُنگ ادبي طنز كه در قالب 24 قسمت 50 دقيقهاي در شبهاي ماه رمضان مهمان بينندگان شبكه آموزش بود، به رغم ضعف شديد در اطلاعرساني، فراتر از حد و اندازههاي خود ظاهر شد. اين برنامه همان طور كه رضا رفيع، مجري برنامه نيز عنوان كرده است، يك برنامه ابتكاري در حوزه ادبيات و اتفاق تازهاي در شعر طنز محسوب ميشود. آيتمهاي مختلف برنامه به همراه طنازي شيرين مجري، هيئت داوران و حتي شركتكنندگان، تجربهاي جديد و البته موفق را براي برنامهسازي در تلويزيون با خود به ارمغان آورد؛ تجربهاي كه پيوند موفق ژورناليسم تلويزيوني و ادبي را ميتوان در صدر ويژگيهاي آن ذكر كرد.
«قندپهلو» علاوه بر اين مسائل، حائز ويژگي ديگري نيز بود. اين برنامه در معرفي ظرفيتهاي حوزه ادبيات طنز نيز موفق عمل كرده و فعالان اين حوزه و ميزان تأثيرگذاري آنها را در عمل نشان ميدهد. ايراد وارد بر بسياري از جشنوارهها و برنامههاي طنز ادبي، محدود و محصور بودن اين برنامهها ميان تعدادي از طنزپردازان و عدم رسوب توليدات فرهنگي اين جلسات ميان عامه مردم است. «قندپهلو» در حد وسع خود توانست تا حدي اين حصر را شكسته و تودههاي انبوه مردمي را با اين حوزه، فعالان آن و توليداتشان استفاده كند. اشاره گاهوبيگاه مجري و داوران و شركتكنندگان به كتابهاي حوزه طنز نيز خود اقدامي درخور توجه در راستاي ترويج فرهنگ مطالعه در جامعه است. به يقين، مخاطبي كه اشتهايش به سبب چنين برنامه موفقي تحريك شده است، راحتتر و آسانتر به سراغ كتاب و خواندن مطالبي ميرود كه پيش از اين مقبول او افتاده بود. اين قلم از ميزان، تعداد و جامعه مخاطب اين برنامه اطلاعي ندارد اما آرزو ميكند اي كاش چنين برنامهاي در شبكه پربينندهتري روانه آنتن ميشد تا جامعه بيشتري از بينندگان تلويزيوني را با خود درگير كند. طبق اعلام دستاندركاران برنامه، توليد سري جديد «قندپهلو» قرار است از پس از ماه رمضان با سرعتي بيشتر آغاز شود. اسرافيل علمداري، قائم مقام شبكه آموزش در اين خصوص گفته است: «قندپهلو اتفاق نويي در تلويزيون است كه با استقبال عمومي از سوي مخاطبان مواجه شده است. در حال حاضر خاكريز فتحشده و سري جديد اين برنامه پس از ماه رمضان و در فواصل زماني كمتري به توليد خواهد رسيد.»