يكي از مواردي كه در ديدار اخير رهبر انقلاب با اساتيد دانشگاهها بر آن تأكيد شد، بحث گسترش نفوذ زبان فارسي در دنيا و معرفي آن به عنوان يك زبان مرجع علمي به مجامع علمي – پژوهشي بينالمللي است.
اساساً و فارغ از نگاههاي عمودي و افقي، طبيعي است كه انتظار داشته باشيم زبان رسمي كشوري كه توليد علمش به طور ميانگين 13 برابر توليد علم دنياست و اين جايگاه را در كمتر از 12 سال به دست آورده، به عرصه و ادبيات توليد دانش و انديشه دنيا مسلط باشد.
اما اين مسئله در كشور ما چشم اسفنديار ماجراست. به طور كلي تأكيد فراگيري و گسترش نفوذپذيري زبان و ادبيات فارسي در عرصههاي مختلف بينالمللي اين روزها در شرايطي ميان اولويتهاي كشور جا باز ميكند كه:
يك: زبان فارسي زير تاخت و تاز بيش از 4 هزار واژه لمپن و بيگانه دست و پا ميزند.
دو: زبان و ادبيات فارسي از سبك زندگي نوين و ادوات و آلات و اسباب فناورانه آن جا مانده است.
سه: زبان انگليسي به عنوان تنها زبان علم آموزي در كشور معرفي شده و مطرح است.
چهار: در حال حاضر بسياري از خانوادهها تمام هم و غم خود را به كار ميبندند تا زبان انگليسي جزو اولين تجربههاي اكتسابي فرزندانشان در سنين ابتدايي دوران يادگيري باشد و اين اقبال مسير را براي شلتاق مؤسسات آموزشي زبان باز كرده است. مؤسساتي كه اين روزها تحت عنوان اعطايي قارچ از سوي رسانهها، زيست و زايش و با خيال راحت و حق به جانب و با منت بر سر چرخه آموزش و توليد و توسعه علم فعاليت ميكنند.
پنج: در بخشي از فيلمها و سريالهاي پخش شده از رسانه ملي با ميليونها نفر مخاطب كه قرار بود دانشگاه عمومي باشد نه فقط زبان فارسي به شدت مهجور ميشود، بلكه شمشيرها براي آن آخته ميشوند و واژههاي بيريشه، لغو و بيگانه مورد تبليغ قرار ميگيرند و ترويج ميشوند (آخرين و موفق ترين! نمونه آن يكي از سريالهاي ماه مبارك رمضان امسال است).
شش: استفاده از واژههاي غربي و بيگانه هنوز مايه فخرفروشي و سوادنمايي عدهاي است كه اتفاقاً از ثروتهاي مالي و احياناً تحصيلي بهرههاي بيشتري بردهاند.
هفت: اساتيد زبان فارسي و فعالان اين حوزه در مرزبندي نانوشته اما مشهودي با جامعه فعاليت ميكنند و در مقابل هجمه سريع ادبيات بيگانه به زبان فارسي و به ازاي هر چند ده واژه وارداتي، كشلقمهاي، چرخ بالي، دورگويي صادر ميكنند و چند صباحي اسباب شوخي ارباب جرايد و اصحاب قلم را فراهم ميكنند و اينگونه رسالت خود را در پاسداشت زبان و ادبيات فارسي به عنوان زبان يكي از بزرگترين و كهنترين تمدنهاي تاريخ بشر انجام ميدهند.
با اين حال زبان و ادبيات فارسي براي خروج از اين انفعال نامبارك نياز دارد چند وقتي با اسباب قدرتمندي همزيست شود و پيوند بخورد. به عبارتي در دنياي بازار مآب رقابت پسند، زبان و ادبيات فارسي بايد در پيشخوان، موجودي پويا عرضه شود. اين موجود، بستر و ميزبان چيزي نيست غير از دانش.
توليد و عرضه دانش در دنياي امروز به مرحلهاي رسيده است كه ميتواند با كمك فرزندش كه همان فناوري است، زبان، فرهنگ و سبك زندگي صادر كند؛ مسئلهاي كه براي هر كشوري كه به دنبال تأثيرگذاري جهاني و گرفتن نقشهاي بينالمللي است، اهميت دوچندان دارد.
پس رشد و ارتقاي بستر و ميزبان، يعني علم و زبان ترويج و توسعه آن بايد به اولويت اول كشور تبديل شود و عزم ملي بر آن تعلق گيرد. همچنين مسئله از دايره محدود مسئوليتهاي فرهنگستاني و وزارتخانهاي به اصلي تبديل شود كه مابقي آنچه هست از آن فرع شوند.
علاوه بر اين، ما بلافاصله بعد از قرار گرفتن روي ريل حركت در مرزهاي دانش و ورود به عرصههاي ثروتزايي علمي و توليد فناوريهاي پويا و نيازمحور، بايد با يك نگاه برونگرا و داشتن يك افق فراملي براي تمام ظرفيتهاي ملي و بومي خود بازار ايجاد كنيم. همچنين براي انتشار توليدات علمي به زبان فارسي مجلات علمي – پژوهشي يا پايگاههاي استنادي با قدرت رصد و پايش جهاني و قدرت داوري مبنايي (فراتر از افق پايگاه استنادي جهان اسلام) ايجاد و راه اندازي كنيم تا مجبور نباشيم توليدات علمي خود را براي انتشار در مجلات علمي مرجع و نمايه شدن در پايگاههاي استنادي جهاني، به زبانهاي سفارشي بنويسيم يا ترجمه كنيم.
باز هم باید بر این نکته تاکید کرد که یافتن توجیه منطقی برای تناقض موجود میان در اختیار داشتن رکورد تولید علم در دنیا به زبان بیگانه که گواه یک شکاف مدیریتی- اجرایی و راهبردي است، باید راه آمده و مانده را بازنگری کنیم تا بازگشتن به برتری تمدنی و علمی کشورمان دور از دسترس نباشد. امروز مسئله اين است: ايرانيهاي فارسي زبان، 13 برابر ميانگين توليد علم در دنيا، علم توليد ميكنند اما به زبان انگليسي! حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را !