
جابهجايي در شهرها و از نقطهاي به نقطهاي ديگر توسط حيوانات چهارپا و كالسكه و وسايل حمل و نقل اوليه صورت ميگرفت. از نقطهاي آغاز و در مكان ديگري مركب يا وسايل نقليه توسط انسان هدايت ميشد، مسيرها و معابر بر اثر عبور و مرور در گذر زمان ايجاد شده و از يك آباداني به نقطهاي ديگر ادامه مييافت. با گذر زمان چهارپايان جاي خود را به دوچرخ و چهارچرخ دادند تا با سرعت و ايمني بيشتر زمان را به تسخير خود درآورند، حالا حيوانات و وسايل نقليه موتوري در كنار يكديگر به رقابت ميپرداختند.
در روستاها و مكانهاي دورافتاده، وسايل نقليه را به دليل داشتن دو چراغ در جلو و چهارچرخ شكل ظاهري به موجودات زندهاي تشبيه كرده بودند گاه با ترس به آن نزديك ميشدند و بر سر و رويش دست ميكشيدند. برخي از افراد با ترس بر آن مركب سوار ميشدند و برخي هرگز بر آن سوار نشدند!
باز هم استقبال از اين موجود چهارچرخ، انسان دوپا را واداشت تا با اين وسايل نقليه انس بيشتري بگيرد. اتومبيل و وسايل نقليه از هر نوع مدل به مدل با تجهيزات جديد و پيشرفت ظاهر شده و هر روز تعداد آنها بيشتر و بيشتر شد، حالا قوانين و مقرراتي لازم بود تا حقتقدم عبور را براي وسايل نقليه و عابران پياده مشخص كند تا نقطه تلاقي اين دو كمتر شود.
با نگاهي به تقويم تاريخ اتومبيل و وسايل نقليه مشخص ميشود، سرعت تغييرات در نوع اتومبيل و خودروها و وسايل نقليه بيشتر از فرهنگ و مقررات و قوانين آن ارتقا يافته است. هرچند در شهرها مسير و معابر براي عبور عابران پياده در نظر گرفته شده و با سنگ فرش مي شد ولي انبوه اتومبيلها و وسايل نقليه و گسترش و توسعه شهري و نياز به جابهجايي بيشتر سبب شد تا خيابانها، معابر و مسيرها به تسخير وسايل نقليه درآيند.
در اين ميان مسيرهاي ريلي براي عبور پدربزرگ قطارهاي امروزي آمادهسازي ميشد! هرچند در وهله اول اين وسايل با چهارپايان حركت داده ميشد ولي موتور و قدرت اسب بخار كار خودش را يكسره كرد و نعرهكشان همه چيز را درنورديد. در ايام نه چندان دور در صفحات تاريخ آمده است با هر سانحه و مجروح و كشتهاي بايد به دنبال مقصر ميگشتند.
اين موجود زنده بيجان مقصر بود يا عابران بيپناه؟ حالا قوانين يكي پس از ديگري آمده و به اجرا درميآمد اما در آن سوي كارزار شهر پر از اتومبيل و وسايل نقليه شده بود و هياهوي عابران در سر و صداي ماشينهاي دودي و موتوري گم شده بود.
اينجا بود كه قوانين و مقررات عبور و مرور از وسايل نقليه عقب مانده و هرگز به گرد وسايل نقليه هم نرسيد!
وسايل نقليه از قوانين و مقررات موجود عبور ميكردند. حالا بايد اهرم كنترلي به كار گرفته ميشد، برگههاي جريمه در شكلهاي اوليه و سنتي با نظر مأموران براي وسايل نقليه صادر شده و صاحبان وسيله نقليه مجبور به جبران خسارت ميشدند البته نه به شكل امروزي، حالا مسير و معابر عبوري براي سواره و پياده مجزا شده است. بيشترين ميزان اين معابر براي اتومبيلها و وسايل نقليه در نظر گرفته شده و بخش كمتري را به عابران اختصاص دادهاند.
براي عبور وسايل نقليه مسير و معبر در نظر گرفته و انواع و اقسام علائم و چراغهاي راهنمايي و رانندگي نصب كرده و همچنين براي عبور عابران پياده هم سعي شده مسيري را در نظر بگيرند.
وسايل نقليه هر روز جديدتر و وسايل كنترلي آن هم مكانيزه و هوشمندتر ميشود. مقررات بهروز شده، تغيير ميكند ولي حوادث و سوانح رانندگي همچنان با آمارهاي بالا ثبت ميشود. گويا باز هم وسايل نقليه از مقررات و قوانين و فرهنگ ترافيك عبور كردهاند و از آن سبقت گرفتهاند.
ديگر به راحتي به افراد بيسواد گواهينامه نميدهند و حالا افراد باسواد پشت اتومبيلهاي مجهز و امروزي مينشينند و در اين ميان عدهاي باسواد و اتومبيلهاي امروزي و جديد، قوانين و مقررات را باز هم با سرعت دور ميزنند.
از خيابان يكطرفه در جهت عكس عبور ميكنند، از چراغهاي راهنمايي، از معابر عابران پياده و مسيرهاي عبوري عابران و... شناسنامه خودروها را از دوربينهاي ترافيكي پنهان ميكنند، اگر افسر راهنمايي و رانندگي نباشد.
اين عده هميشه چراغهاي قرمز و نارنجي را سبز ميبينند. در خيابانها و مسيرها با سرعت نور حركت ميكنند! تا دوربينهاي ثبت تخلف هم نتوانند شناسنامه خودرو را شناسايي و ثبت كنند. گاه برگههاي جريمه يك اتومبيل از قيمت آن اتومبيل بالاتر ميرود و آب از سر راننده متخلف ميگذرد.
فرهنگ ترافيك در زير چرخهاي اتومبيلها له ميشود و آنچه باقي ميماند هرج و مرج است و زيرپا گذاشتن قوانين و مقررات.
در اين ميان خلاف كردن نوعي نقشآفريني است همچون فيلمهاي اكشن.
امان از روزي كه دست قانون پليس جلوي اين افراد را بگيرد «ايست»، «stop»، حالا افسوس و پشيماني در پشت ميلههاي زندان يا ضبط گواهينامه و اعمال قوانين و انگشت افسوس را گاز ميگيرند!
در اين ميان افراد بيگناه از هستي و همه چيز خود ساقط ميشوند تا عدهاي چشم بسته پاي روي پدال گاز بفشارند ولي اين افراد نبايد فراموش كنند كه زمان براي آنان متوقف خواهد شد، حالا چه زود يا دير. تار و پود ترافيك سنتي و مدرن، حق را به رعايت قوانين و مقررات ميدهد و آگاه باشيم كه همگان اگر همين قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت كنيم، هم عابران سلامت خواهند بود و هم رانندگان و وسايل نقليه آنان و حالا به اين نتيجه رسيدهاند كه نمرات را به درك صحيح مطالب به دانشآموزان از دروس بدهند پس چرا نبايد نمره آييننامه شفاهي و كتبي را به درك قوانين راهنمايي و رانندگي اختصاص دهند. اينكه در زمان دريافت گواهينامه با تمام وجود احساس ميكنيم بايد تمام قوانين را از ريز و درشت رعايت كنيم، ترس از پليس است يا گرفتن يك كارت گواهي براي عبور از قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي!