مدتهاي زيادي است كه صداقت در ورزش رنگ باخته و متأسفانه خيلي از صحبتها بيشتر توجيه است و جملاتي براي پنهان كردن اصل ماجرا و البته اشتباهات و خطاها. در اين ميان هم صدالبته هرگونه انتقادي با خشم مسئولان مواجه ميشود.
اين كم رنگ شدن صداقت، به اجحافهايي باز ميگردد كه در حق بسياري از رشتههاي ورزشي ميشود. اجحافي كه در بيشتر مواقع پنهان ميماند و تنها هر از گاهي است كه پرده از برخي از آنها برداشته ميشود. مسئلهاي كه براي دختران فوتبال ايران به وجود آمد نمونه كوچكي از اين تبعيضهاست. نهايت كاري كه براي دختران فوتساليست انجام شد، دعوت آنها به مراسم تقدير از برترينهاي فوتبال كشور بود؛ مراسمي كه در پايان آن نه تنها تقديري از بانوان فوتساليست نشد، كه آنها را در آخرين ساعات شب بيتوجه رها كردند تا اين مسئله خيلي زود به سوژه روزنامهها و برنامههاي ورزشي تبديل شود.
اگر چه اول و آخرش اين است كه مدتي كوتاه به اين موضوع پرداخته ميشود و بعد از آن با توجه به گذر زمان به دست فراموشي سپرده ميشود و باز هم آش همان آش خواهد بود و كاسه همان كاسه و چيزي تغيير نميكند و آب از آب تكان نميخورد. اما برخي عكسالعملها بعد از اتفاقاتي كه براي دختران فوتساليست بعد از آن مراسم رخ داده بود و رها شدن آنها در دل تاريكي شب و بيتوجهي به مقامي كه آورده بودند و البته صحبتهاي برخي از آنها با اصحاب رسانه در نوع خود بسيار جالب توجه بود.
هر چند توجيه اشكالات و كاستيها چيز عجيبي نيست اما مسئله وقتي جالبتر ميشود كه رئيس فدراسيون در مقابل اعتراض دختران فوتساليست به بيتوجهي هايي كه به اين تيم ميشود سينه سپر كرده و با رد ادعاي آنها با افتخار ميگويد كه به آنها كفش داده شده است. اما جالبتر از ادعاهاي كفاشيان، ادعاي فريده شجاعي نايبرئيس بانوان فدراسيون فوتبال است كه ابتدا همانند كفاشيان همه حرفها و اعتراضات بانوان فوتساليست را غيرواقعي ميخواند و سپس يكي از برنامههاي ورزشي را عاملي براي تخريب فوتبال ميخواند. آن هم تنها به اين دليل كه مشكلات و مسائل فوتسال بانوان را پيگيري كرده و اعتراضات برخي از بازيكنان تيم ملي فوتسال بانوان از شرايط اين تيم را به گوش مردم و مسئولان رسانده است.
شجاعي از صحبتهاي اخير دختران نايب قهرمان آسيا بابت عدم دريافت پاداش ناراحت است و معتقد است همه چيز پول نيست و حرفهاي آنها را غير واقعي ميداند. حرفهايي كه اگر فوتسال بانوان به عنوان نايب قهرماني نميرسيد، مثل همه سالهايي كه گذشته در سينههاي آنها دفن ميشد و حالا كه در پي كسب يك عنوان در خور توجه و شايسته براي كشور فرصتي براي بيان آن يافتهاند، مسئولان به شدت ناراضي هستند و مدعي ميشوند كه همه چيز پول نيست. شايد هم حق با آنها باشد و سكوت بانوان در اين سالها باعث بدعادت شدن مسئولان شده است كه حالا وقتي بعد از سالها بانوان فوتساليست از وضعيت نابسامان خود ابراز نارضايتي ميكنند، تا اين اندازه به مسئولان برميخورد!
اما آيا اين نوع برخورد با بانواني كه براي اولين بار موفق به كسب عنوان نايب قهرماني در آسيا شدهاند درست است؟ آيا قرار است با اين روند آنها را براي مسابقات بعدي آماده كنند؟ با دروغگو جلوه دادن آنها؟ آن هم چون فقط خواهان حداقل حق خود بودهاند؟