از دوران تحصيل و سالهاي نوجواني با فضاي بسيج آشنا شدم و از سال 81 در استان تهران و در شهرستان پاكدشت فعاليتهايم را دنبال كردم.
وقتي كه بسيج هنرمندان شكل گرفت و من بيانات مقام معظم رهبري را گوش كردم در اين حوزه مطالعات بيشتر و دقيقتري را انجام دادم. فكر ما بيشتر به مقوله دعوت از هنرمندان براي حضور در بسيج شكل گرفته است.
زمانيكه در حوزه كانون بسيج هنرمندان در پاكدشت بودم نهايت سعيمان اين بود هنرمندان را با بسيج آشنا كنيم و توانستيم بسياري از هنرمندان اين شهرستان اعم از پيشكسوتان، نوجوانان و جوانان را به شكلهاي مختلف جذب فضاي بسيج كنيم.
در نشستها و جلسات دوستانهاي كه براي معرفي بسيج هنرمندان و كارهايش داشتيم، تلاشمان از دفتر مديريت بيرون آمد و به خانه هنرمندان و محل كارشان كشيده شد. اين فهم هنري، ارزشي و دوستي را خودم بين اين بسيجيان و جوانان احساس ميكنم. گاهي اوقات اطلاعات غلط باعث شده هنرمند و بسيجي را يك شكل جدا از خود و متضاد هم بدانند در حالي كه اصلا به اين شكل نيست.
من امروز اين آشتي بين بسيج و هنر را مشاهده ميكنم. آن نگاه و طرز تفكر ارزشي و انقلابي و ديني كه در بين بسيجيان ما وجود دارد در حال تسري پيدا كردن به جامعه هنري كشور است. امروز شاهد يك جو اخلاقمدار بين اين هنرمندان هستيم كه در كنار اخلاق، تخصصگرايي را هم چاشني كار خود كردهاند. در بين دوستان ميبينم كه اين جو وجود دارد و اگر در گروهي اين احساس نشود با يادآوري ميتوان به آن فضاي اخلاقي و حرفهاي رسيد.
تلاش خودم اين بوده كه يك شكل انسجامي و ادامهدار به اين مسائل بدهم. در عين حفظ اخلاقيات، دست علاقهمندان را براي كار باز بگذاريم و بتوانيم افراد خلاق و با استعداد را كشف كنيم.
چشماندازهاي ما در حوزه هنر، چشماندازهاي بلندي است. در كارهاي فرهنگي بايد برنامههاي بلندمدت داشته باشيم. بسيج هنرمندان هم دست به فعاليتهاي بنيادين زده است. يك تاريخ طولاني در تاريخ هنر ما متأسفانه به غلط گذشته است و در حوزه نمايش ما هنوز با چارچوبهايي كه از يونان و ديگر نقاط جهان به عنوان تئاتر مدرن رسيده كار ميكنيم. فكر ميكنم بسيج هنرمندان آهسته و پيوسته مشغول كار است، چراكه مضامين ارزشي در هنر بايد آرام آرام تأثير خود را در قلب و روح هنرمند بگذارد. هنرمند بايد به اين باور قبلي برسد كه به سمت توليد آثار ارزشمند و فاخر برود. شايد تعجيل در اين قضيه درست نباشد.
اخلاصي كه در فضاي دفاع مقدس وجود داشته را بايد در فضاي هنر به وجود بياوريم. بايد باور كنيم كه در يك فضاي مقدس در هنر هستيم و حتماً احتياجي نيست كه كاري مربوط به دفاع مقدس انجام دهيم بلكه احتياج است آن فضاي اخلاقي كه منش آن رزمندگان بود را دوباره متولد كنيم.
بايد اين منش را از طريق پيدا كردن دوستان و سينه به سينه صحبت كردن گسترش و انتقال داد. هميشه قبل از انتقال بايد دعوت كنيم و قبل از دعوت حتماً بايد خودمان وارد شده باشيم و به آن مهارت دست پيدا كنيم. من اين را بر خودم لازم ديدم و هميشه پيشتاز هستم و قدم اول را برداشتهام. خودمان بايد عملكرد خودمان را ارزيابي كنيم تا به يك سطح كيفي مناسب برسيم. نگاه ما به هنر در سطح جهان اسلام است كه بتواند فضاي تئاتر و هنر تصويري ما را ارمغاني از دين اسلام بداند و بتوانيم نكات ظريف و خلاقيتهاي ماندگارش را از بستر اسلام به جهان معرفي كنيم.
بسيج هنرمندان توانايي به وجود آوردن يك موج هنري را دارد كه يك حركت مردمي خواهد بود، حركتي كه براي همه سود خواهد داشت. اين بستگي به تلاش بسيجيوار و هنرمندانه اعضاي بسيج هنرمندان دارد. بسيج هنرمندان ميخواهد تئاتر را حفظ كند اما هنوز راهكاري كه مناسب و در شأن تئاتر باشد يا تئاتري كه در فضاي بسيج بخواهد حركت فرهنگي خودش را نشان دهد، پيدا نكردهايم. دليل آن را ميتوان در فضاي تئاتر جستوجو كرد. فضاي تئاتر از لحاظ تجربي و حضور زن و مرد ريزبيني و نكات ظريفي دارد كه نبايد چشمها را روي آن بست و بگوييم فقط اثري كه توليد ميشود مهم است. توليد ما به پشت صحنهها برميگردد و وقتي صحبت از آموزش ميشود احساس ميكنم آموزش امروز تئاتر ما آموزش سبك و بازيگري نيست بلكه آموزش چگونگي است، يعني چگونه بتوانيم به يك تئاتر ايدهآل برسيم و هنوز بستر اين شكل آموزش آماده نشده تا خودش را معرفي كند.
* مسئول انجمن نمايش بسيج هنرمندان استان تهران