
براي يك كارگردان سينما، سبك فيلمسازي جشنوارهاي واژهاي آشنا به شما
ميرود. فيلمسازي كه در آن تنها چيزي كه بايد مورد توجه قرار گيرد
بزرگنمايي مشكلات داخلي و حتي مشكلسازي و سياهنمايي اوضاع كشور است.
فيلمساز سعي ميكند هر مشكلي را كه به نظرش ميرسد مورد توجه غربيها قرار
ميگيرد، برجسته كند و روي آن تأكيد ويژهاي نمايد. اين سبك كاري تا مدتها
باعث دريافت جوايز متعددي توسط برخي از فيلمسازان ايراني در خارج از كشور
ميشد، اما هرچه جلوتر رفتيم به جاي چند نام از كارگردانهاي شناخته شده،
افراد گمنامي هم پيدا شدند كه بخواهند با تقليد از صاحبنامهاي سياهنما،
چند جايزه از فستيوالهاي بينالمللي بگيرند و ضمن كسب شهرت، به نان و
نوايي برسند. افراط اين گونه افراد و فرض حماقت غربيها بر جايزه دادن به
هر چيزي، تا بعد از مدتي خود فستيوالهاي غربي هم ديگر روي خوشي به اين
گونه فيلمسازها نشان ندهد و افرادي را كه در داخل كشور پز اپوزيسيون گرفته
بودند، به حال خود رها كند. كساني كه به اصطلاح چوب دو سر طلا شده بودند و
هيچ كس حاضر به تحويل گرفتن آنها نبود. در اين شرايط كه نه غربيها و نه
داخليها از اين اشخاص سياهبين و سياهساز دل خوشي ندارند، آنها تنها راه
بقا را دست و پا زدن در ميان توهين و توهم، براي خود دستاويزي پيدا كنند.
محمد رسول اف، فيلمساز تقريباً جوان داخلي از جمله اين افراد است. كسي كه
فيلمي غيرقانوني ساخته است و به هر دري ميزند تا خود را در كانون توجه
آنور آبيها قرار دهد. اين كارگردان كه فيلم آخرش را به كن فرانسه برده و
به بهانه اينكه ممكن است براي عوامل سازنده آن مشكل ايجاد شود بدون تيتراژ
نمايش داده، خبرنگاران ايراني حاضر در جشنواره را متهم به اين ميكند كه «
مجبورند ارزشهاي هنري اين فيلم را ناديده بگيرند، چون ميخواهند به ايران
برگردند و در جامعه ايران كار كنند!» اين فيلم كه به اذعان خبرنگاران
ايراني حاضر در محل نمايش اثري ضد ايراني به شمار ميرود، با نگاهي به
حوادثي چون قتلهاي زنجيرهاي و ماجراي اتوبوس حامل تعدادي از شاعران و
نويسندگان در سفر ارمنستان ساخته شده است. رسول اف كه گويا خودش نميخواهد
ديگر به ايران بازگردد با اين حرفها ميخواهد براي خودش جايي در غرب پيدا
كند و احتمالاً از كارتن خوابي در ديار غربت راحت شود. وقتي خود فيلمساز با
علم به اينكه بدون مجوز در حال ساخت يك فيلم است و به موضوعي ميپردازد كه
هنوز مورد مناقشه است و سعي ميكند چيزي بسازد كه در آن طرف برايش دست
بزنند، معلوم است كه هنر را ابزاري قرار داده براي رسيدن به چيزهاي ديگر؛
چيزهايي كه ممكن است براي هر وطنفروش ديگري فراهم شود. با آنكه ملت ايران
به زودي آنها را فراموش خواهد كرد، همان طور كه نامهاي بزرگتر از رسول
اف امروزه آنچنان محو شدهاند كه گويا اصلاً از اول هم وجود خارجي
نداشتهاند.