کد خبر: 600029
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۷
داود احمد‌زاده كارشناس مسائل خاورميانه در گفت‌وگو با «جوان» عنوان كرد
مسعود محموديان| دو هفته قبل، ۱۲ استان عراق شاهد انتخابات شوراهاي استاني بود كه نتيجه آن نشان داد «نوري المالكي» ‌رهبر حزب دولت قانون به همراه متحدانش پيروز شدند تا خود را براي انتخابات پارلماني سال آينده ميلادي آماده كنند. اما انفجارهاي پيش و پس از انتخابات و همچنين تداوم اعتراضات خشونت‌آميز در روزهاي اخير مشكلاتي را براي دولت و ملت اين كشور به وجود آورده است.
برخي از شواهد نيز نشان از آن دارد كه تعدادي از كشورهاي منطقه و فرامنطقه به دنبال انتقال بحران سوريه به عراق هستند تا از اين طريق آرايش سياسي و صورت‌بندي قدرت در منطقه را تغيير دهند. در اين‌باره با «داود احمدزاده» ‌كارشناس مسائل عراق و مصر گفت‌و‌گو كرده‌ايم كه در ادامه مي‌آيد. 

به عنوان سؤال اول بفرماييد چرا تنها ۵۰ درصد از واجدين شرايط در انتخابات شوراهاي استاني عراق شركت كردند، در حالي كه انتظارات بيشتر از اين بود؟ 

در واقع سؤال اصلي شما اين است كه دلايل مشاركت كم مردم چه چيزي بوده است و چه الزاماتي باعث شد تا مشاركت كمرنگ‌تر از گذشته باشد؟ عراق امسال نيز مثل سال‌هاي گذشته با شرايط پر مخاطره سياسي روبه‌رو است و مناقشه بين احزاب و جريان‌هاي سياسي براي تصاحب بيشتر قدرت و حذف ديگري ادامه دارد. براي برگزاري يك انتخابات سالم نيازمند آرامش و حضور پررنگ تمام جريانات سياسي هستيم و در شرايط فعلي، به دليل انحصارطلبي‌ها و عدم لحاظ منافع ملي از سوي جريان‌هاي سياسي، عراق فاقد اين مو‌لفه اصلي بوده و است. اينكه عده زيادي از مردم در انتخابات شوراها كه مي‌تواند پيش درآمدي براي انتخابات پارلمان عراق باشد، شركت نكردند، مي‌تواند پيام‌هاي خاص خودش را داشته باشد كه اولاً نشان مي‌دهد ناآرامي‌ها و تشتت‌هاي سياسي در بين جريان‌هاي مختلف و دربين رهبران سياسي اين جريان‌ها هنوز هم وجود دارد. عده زيادي از مردم از ناكارآمدي بسياري از استاندارها كه طي چهار سال گذشته اداره اين استان‌ها را در دست داشتند ناراضي هستند. خدمات عمومي و خدمات رفاهي - معيشتي مردم در شرايط بسيار بدي قرار دارد. درواقع آنها نتوانستند نه آرامش سياسي و نه آرامش اقتصادي را حتي با وجود خروج اشغالگران درعراق براي مردم ايجاد كنند. بنابراين مكانيسم تحريم، ابزار مناسبي در دست مردم ناراضي از شرايط موجود است.
 
علت اصلي اين امر چه چيزي بوده است؟ 

رقابت‌هاي قومي – مذهبي در عراق ريشه تاريخي دارد. قبل از سقوط حاكميت رژيم گذشته، قدرت در انحصار گروه‌هاي سني مذهب بود ولي پس از سرنگوني صدام ديكتاتور عراق از قدرت، شيعيان كه تقربياً ۶۰ درصد از جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهند، اكثر پست‌هاي دولتي را در رقابت با سني‌ها تصاحب كردند. اين جابه‌جايي طبيعي قدرت باب ميل گروه‌هاي سني عراقي نبوده لذا جريان‌هاي تندرو سني به همراه گروه‌هاي تكفيري و حاميان رژيم بعث طر‌ح‌هاي گسترده‌اي براي ايجاد آشوب در كشور اجرا كردند. عامل ديگر كشيدگي اوضاع سياسي عراق، دخالت‌هاي آشكار قدرت‌هاي خارجي به ويژه عربستان و قطر است. گمان مي‌رفت خروج نيروهاي خارجي فصل‌نويني را در تاريخ عراق رقم بزند و با تشكيل دولت وحدت ملي جديد در عراق، شاهد بازگشت ثبات و رونق اقتصادي در اين كشور باشيم. ولي جدايي‌طلبي اقليم كردستان از يك سو و تلاش همه جانبه گروه‌هاي سني تندرو براي تضعيف دولت شيعي خوشبيني‌ها را باطل و تداوم درگيري‌هاي خونين قومي - مذهبي اين امكان را بسيار سخت كرده است. در وضعيت فعلي، امكان تجزيه عراق محتمل است؛ چرا كه گرو‌ه‌هاي تروريستي كه در عراق فعال هستند به نوعي تلاش مي‌كنند جريان سوري كردن عراق را به پيش ببرند و در اين مسير اختلاف و تشتت آرا را بيشتر كرده تا در بين جامعه اكثريت شيعي و اقليت سني در عراق انشقاق سياسي به‌وجود بياورند.

آيا اين رويكرد از طرف امريكا هم دنبال مي‌شود؟


بله، اين امر به نوعي توسط قدرت‌هاي منطقه‌اي و امريكايي‌ها كه دل‌خوشي از دولت نوري مالكي ندارند، دنبال مي‌شود. امريكايي‌ها انتظار داشتند با خروج نيروي‌هاي نظامي‌شان از عراق، همكاري‌هاي استراتژيك و روابط نظامي - اقتصادي بين بغداد و واشنگتن ادامه داشته و نوري مالكي حرف شنوي بيشتري از واشنگتن داشته باشد. اما سياست‌هاي مستقلي كه دولت نوري المالكي در منطقه دنبال مي‌كند و روابط نزديكي كه او با ايران دارد، مانعي بر سر ادامه همكاري‌هاي راهبردي با امريكا قلمداد مي‌شود. عراق به ‌دليل اشتراكات مذهبي، قومي و زباني متحد نزديك ايران در منطقه محسوب مي‌گردد و روند تحولات اين كشور به رغم تلاش‌هاي دشمنان مشترك دو كشور به نفع ايران پيش رفته است. از سوي ديگر نگاه مستقلي كه دولت نوري المالكي نسبت به مسائل سوريه دارد باعث شده است محور ضد سوري كه متشكل از عربستان، قطر و ديگر كشورهاي عربي به همراه غرب است به دنبال قطع كردن حلقه ارتباطي بين ايران، عراق و سوريه باشند بنابراين آنها بحث تشديد ناآرامي‌ها را در عراق پيگيري مي‌كنند. تشديد ناآرامي‌ها و عمليات‌هاي تروريستي كه در روزهاي منتهي به انتخابات بيشتر شده، شرايطي را ايجاد كرد كه حتي در برخي از مناطق سني‌نشين مانند بعقوبه و الانبار انتخاباتي هم برگزار نشد. همچنين تحركاتي كه جريان طارق هاشمي آغاز كرده و قصد دارد با ورود به عراق در واقع مديريت ترور‌هاي خونين را در استان‌هاي مختلف عراق رسماً برعهده بگيرد، شرايط را پيچيده‌تر هم خواهد كرد. پس دو مو‌لفه داخلي و خارجي به همراه نارضايتي‌ها و ناكارآمدي‌ بخش‌هايي از بدنه دولت، بحث مشاركت مردم در انتخابات آتي را كمرنگ‌تر از گذشته نيز كرده است.

آيا انفجارها و اعتراضاتي كه در عراق در حال وقوع است به خاطر اين نيست كه پيروزي طيف نوري مالكي و استان‌هاي جنوبي را كمرنگ‌تر كنند يا روي آن تأثير بگذارند؟


فهرست نوري المالكي و حزب قانون و شركاي سياسي وي در دوره‌هاي قبلي انتخابات تجربه لازم را براي پيروزي بر رقباي خود داشته و دارند. بنابراين رقباي سياسي وي مي‌دانند از طريق انتخابات و در يك شرايط سالم و برابر و با مشاركت فراگير مردم، توان پيروزي و حذف نوري‌المالكي از قدرت را پيدا نخواهند كرد. به‌طوري كه به‌رغم فشارهايي كه بر دولت نوري المالكي در اين برهه زماني وجود دارد، باز ما مي‌بينيم اكثريت آرا در انتخابات شورا‌ها به آنها اختصاص پيدا كرده است. از اين رو برخي از جريان‌ها، مخصوصاً فهرست العراقيه كه به نوعي از طرف كشورهاي حامي تروريسم مثل عربستان و كشورهاي ديگر حمايت مي‌شوند تلاش مي‌كنند با حاكميت چرخه خشونت ساختاري در كشور، مانع اقتدار مجدد ائتلاف دولت قانون به رهبري نوري المالكي شوند. اما پيروزي اخير در شوراها نشان داد كه حزب نوري مالكي هنوز هم به رغم مشكلات سياسي و اقتصادي موجود در جامعه عراق در يك رقابت سالم و انتخابات آزاد مي‌تواند پيروز ميدان باشد و اقبال عمومي هنوز هم با دولت نوري المالكي است. دولتي كه اگر شرايط سياسي داخلي و خارجي اجازه دهد به دنبال وحدت ملي و آرامش و برقراري روابط سالم با كشورهاي مختلف نيز خواهد بود.

آيا مي‌شود چشم‌انداز اين پيروزي را در پارلمان در سال آينده و همچنين در تعيين دولت داشته باشيم؟

بله، همين‌طور است. چون اين پيروزي را مي‌توان پيش درآمدي براي پيروزي در انتخابات پارلماني و نيز رياست جمهوري دانست. ولي بحث اصلي اين است كه در حال حاضر اوضاع سياسي عراق به دليل تشديد ناامني‌هاي سياسي و ترورهاي گسترده كه بعد از پيروزي جريان نوري‌المالكي در شوراها به ‌وجود آمده، بدتر هم شده است. آنچه مسلم است اينكه جريان‌هاي بازنده، تمام قدرت خود را براي ايجاد ناامني‌هاي بيشتر و ادامه قتل عام مردم به كار خواهند گرفت تا حداقل انتخابات پارلماني در موعد مقرر خودش برگزار نشود. چون اگر در هر صورت موضوع صندوق‌هاي رأي و انتخابات سالم مطرح شود، تجربه‌هاي قبلي و تجربه اين دوره نشان مي‌دهد كه بار ديگر دولت نوري‌المالكي و احزاب مختلف شيعي پيروز ميدان خواهند بود. به اين دليل به نظر مي‌رسد كه مخالفان تلاش خواهند كرد تا دامنه نا‌امني‌ها را گسترش دهند تا از اقتدار دولت نوري المالكي كاسته شود. بنابراين توطئه شومي عراق را تهديد مي‌كند. گسست سياسي در كشور و تمايل گروه‌هاي كرد كه سابقه همراهي و همكاري در ائتلاف‌سازي با دولت مركزي عراق را دارند از يك سو و تمايل القاعده براي نقش‌آفريني بيشتر در مناطق سني‌نشين، عراق را در آينده به گرداب خشونت خواهد كشاند.

سؤال آخر من اين است كه اگر بحث سوري‌سازي را در عراق هم بخواهند دنبال كنند، آيا اين احتمال وجود دارد كه منطقه از كنترل خارج و بحران و تنش به كشورهاي ديگر منتقل شود؟


تصور غلط امريكا و محو عربي ضد سوري در منطقه اين است كه ايران از طريق عراق يك حلقه ارتباطي براي كمك‌هاي نظامي خود در حمايت از دولت بشار اسد ايجاد كرده است كه اين مسير، كريدور امن و مطمئن براي بقاي رژيم بشار اسد در سوريه است. از اين رو امريكايي‌ها فشار مي‌آورند كه هواپيماهاي ايراني كه از فضاي عراق در قالب كمك‌هاي بشردوستانه‌ به دمشق و ديگر شهرهاي سوريه پرواز مي‌كنند بازرسي شوند. همچنين نزديكي مواضع سياسي و همكاري‌هاي منطقه‌اي دو كشور باعث شده است برخي از دولت‌هاي عربي با مطرح نمودن ظهور هلال شيعي با محوريت ايران در منطقه احساس خطر كرده و ادامه اين همكاري‌ها را برهم زننده موازنه قوا در خاورميانه بدانند. اين در حالي است كه اتحاد طبيعي دو كشور همسايه نمي‌تواند عليه كشور يا كشورهاي ديگر قلمداد شود. بحث اين است كه در هر صورت همان‌طور كه قبلاً گفتم دولت نوري‌المالكي در ميان دولت‌ها و كشورهاي ديگر موضع مشخص و همسويي با مواضع ايران نسبت به مسائل سوريه در پيش گرفته و از گفت‌وگوهاي سوري - سوري و گزينه گفت‌وگو ميان گروه‌هاي معارض سوري با بشار اسد حمايت مي‌كند و نيز راه‌حل نظامي و تكرار سناريو ليبي را براي سوريه نمي‌پذيرد. اين امر باعث شده است جبهه عربي ضد سوري و غرب همزمان با تلاش‌هاي فزاينده سياسي و نظامي براي بحران‌آفريني بيشتر در عراق و به نوعي تغيير ساختار قدرت سياسي آن، تضعيف موقعيت ايران در منطقه را در دستور كار خود قرار دهند. براي همين فشار اصلي را اولاً به سوريه به عنوان حلقه مقاومت و بعد از آن به نوعي روي دولت نوري المالكي كه بيشترين همكاري و هماهنگي را در مسائل امنيتي و سياسي با ايران دارد، وارد مي‌آورند. اين موضوع يك بازي قدرت پيچيده‌اي را در منطقه ميان جريان مقاومت با محوريت ايران و سوريه و برخي از كشورهاي همسو با جريان سازش در منطقه به ‌وجود آورده كه حاصل آن تنشي است كه هم در خاك سوريه و هم در خاك عراق امروزه مي‌بينيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار