کد خبر: 523718
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۹
شیوا نوروزی

یک ماه دیگر تیم های ملی فوتبال و والیبال در دو جبهه جام جهانی و لیگ جهانی برای دفاع از اعتبار ورزش ایران به جنگ رقبای سرسخت خود می روند. با این تفاوت که سرمربی آرژانتینی والیبال دستش برای هر نوع تغییر و تحولی باز است و دغدغه ای از بابت انتخاب بازیکن جوان و با انگیزه ندارد اما سرمربی پرتغالی که هر روز ناامیدتر از گذشته به فوتبال ایران نگاه می کند شرایط سختی از بابت ترکیب تیم اصلی اش احساس می کند. 

سال هاست که پشتوانه سازی و توجه به نسل جوان مد نظر فدراسیون والیبال قرار گرفته. این روند از زمان مدیریت یزدانی خرم آغاز شد و با آمدن داورزنی نه تنها این روند متوقف نشد بلکه پروسه کشف و پرورش بازیکنان نخبه سرعت بیشتری گرفت. تا آنجا که تیم های ملی نوجوانان و جوانان والیبال نیز همسو با بزرگسالان در تورنمنت های بین المللی حضوری پررنگ و البته موفق داشتند. همین مساله موجب شده در فاصله یک ماه مانده به آغاز لیگ جهانی و در شرایطی که والیبالیست های ایرانی برای نخستین بار پا به چنین مسابقاتی می گذارند خولیو ولاسکو با آرامش خاطر به فکر انتخاب شایسته ترین ها برای پوشیدن پیراهن تیم ملی باشد. فراموش نکنیم که رقبای ما در لیگ گجهانی ابر قدرت های والیبال جهان هستند. 

برویم سراغ فوتبال و تیم ملی پرهزینه و پر سروصدای آن. خردادماه اوج حساسیت فوتبال ملی است و تکلیف صعود و یا عدم صعود مان به جام جهانی مشخص می شود. کرش باتجربه سخت ترین روزهای عمر مربیگری اش را می گذراند. از یک طرف فشار مربیان ایرانی، خستگی بازیکنانی که کارایی لازم را در تیم ملی نداشته و کرش از سر اجبار مجبور به دعوت آنها است اس از سوی دیگر حسابی او را کلافه کرده. مهم ترین چالشی که این روزها در فوتبال ملی به چشم می خورد بالارفتن میانگین سنی ملی پوشان و نبود بازیکنان جوان و تازه نفسی است که برای پوشیدن پیراهن ملی از جان و دل تلاش کنند. این مسئله چند سالی است که در فوتبال ملی ایران نمود پیدا کرده و طی این مدت سقوط فوتبال مان در مقایسه با حریفان آسیایی به وضوح قابل مشاهده است. تا آنجا که در برابر ژاپن، کره و استرالیا عملا حرفی برای گفتن نداریم. 

نکته جالب اینجاست که مسئولان فدراسیون و دست اندکارانشان با وجود آنکه می دانند مشکل چیست اما هیچ گامی در جهت برطرف کردن آن برنمی دارند. هنوز که هنوز است کوچکترین توجهی به تیم های پایه، نوجوانان و جوانان و حتی امید نمی شود. متاسفانه مدت هاست که تیم های فوتبال ایران به دلیل حضور سودجویانی که تعدادشان کم هم نیست به حاشیه رفته اند و منبع درآمد وشهرت بسیاری شده اند. در حالی که اگر کفاشیان طی مدت ریاستش بر فدراسیون فوتبال برنامه ریزی جدی برای به دادن به تیم های پایه را دستور کار قرار می داد و دست دلالان و اختاپوس ها را ازاین تیم ها قطع می کرد با گذشت ۷ سال از خداحافظی علی دایی از تیم ملی حسرت پیدا کردن یک گلزن شش دانگ را نمی خوردیم. 

اوضاع به حدی وخیم شده که برای رسیدن به جام جهانی مجبوریم دست به دامن مهاجمان پا به سن گذاشته ای چون فرهاد مجیدی شویم، مجیدی که یک بار به تیم ملی پشت کرده است. قطعا اگر مشکل گلزنی تا این اندازه حاد نبود کرش حاضر نمی شد محرمانه با مجیدی پای میز شام بنشیند و در خصوص بازگشت این بازیکن مذاکره کنند. عملکرد کاپیتان استقلال علی رغم سن و سال زیادش قابل قبول بوده و گل های حساسی را هم برای استقلال به ثمر رسیده اما جای سوال دارد که مشکل گلزنی تیم ملی کماکان پابرجاست. باوجود آنکه قیمت بازیکنان لیگ برتری هر فصل نجومی تر می شود سطح لیگ و فوتبال کشورمان پایین تر می آید. 

متاسفانه آقایان هر ۴ سال یک بار و آن هم یک ماه مانده به پایان رقابت های انتخابی جام جهانی یادشان می افتد که تیم ملی نیاز به پشتوانه سازی دارد. در این میان سرمربی است که باید پاسخگوی افکار عمومی باشد، همه کاسه کوزه ها را سر او می شکنند.
اکنون کرش مستاصل مانده که چگونه یک ماه مانده قراردادش را به پایان برساند.











نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار