کد خبر: 523518
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۴
نگاهي به نمايش «راكب» نوشته جمشيد خانيان و كارگرداني كوروش زارعي
امين خرمي
نمايشنامه «راكب» كه اين روزها در تالار چهارسوي مجموعه تئاترشهر ميزبان علاقه‌مندان و مشتاقان هنر نمايش است به قلم نويسنده‌اي به نگارش درآمده است كه در پيشينه كار نگارش نمايشنامه‌هاي ايراني همواره بر عنصر غالباً مغفول كار نگارش آثار تئاتري كشور، يعني تحقيق و پژوهش نگاهي ژرف، سترگ و قابل تقدير داشته است.

«راكب» و دوراهي مسئله ساز براي «سوفوكل»
اين اثر كه با نگاهي آزاد به نمايشنامه مشهور «آنتيگونه» به قلم «سوفوكل» از هنرمندان شهير يونان باستان به نگارش درآمده است مصداق بارز و تجلي محرز و ناب «ادبيات تطبيقي» در تئاتر كشور است كه با وجود گذشت بيش از سه دهه از انقلاب شكوهمند اسلامي در كشوري كه برگ‌هاي طلايي تمدن بشري با نام و هنر و فرهنگ آن آغشته و عجين است، حتي به زحمت به انگشتان يك دست مي‌رسد. اما جمشيد خانيان با مداقه و اصرار بر نگاه پژوهش محور خود در امر نگارش و «آداپتاسيون» (روز آمد كردن مفاهيم غربي به فرهنگ ملي)، داستان جهانشمول ايستادگي و مقاومت در برابر قدرت ظالم و نماد جور را كه محور اصلي «آنتيگونه» سوفوكل است، چنان با ظرافت و زيبايي در يكي از روستاهاي جنوب گرم و هميشه قهرمان كشورمان به منقاش قلم گرفته است كه حتي داوران خارجي حاضر در سي و يكمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر كه شاهد اجراي اين اثر در بخش مسابقه بين‌الملل بودند را نيز به حيرت واداشت و بر سر اين پرسش قرار داد كه اگر «سوفوكل» با آيين‌ها و نمايش‌هاي استوار بر فرهنگ آييني ايران چون «آيين زار» كه دستمايه اصلي شكل‌گيري اين اثر نمايشي است آشنايي داشت، آيا باز هم در نگارش «آنتيگونه» خود به راحتي از كنار اين فرهنگ اصيل ملي و مبتني بر رفتارهاي قومي و ميهني مي‌گذشت يا خير؟
تلاش يك خواهر براي دفن پيكر برادر شهيد خود با وجود مخالفت حاكم ظالم كه دستانش به خون مبارزان و حق طلباني چون برادر آن خواهر قهرمان آغشته است روايت اصلي و خط داستاني «آنتيگونه» سوفوكل و «راكب» جمشيد خانيان را تشكيل مي‌دهد. با اين تفاوت كه در اثر سوفوكل شاهد غرش و خيزش يك انسان در برابر خدايان متعدد و متكثر يوناني هستيم كه براي حفظ منصب خدايي خود حتي حاضر به قرباني كردن انسان‌هايي هستند كه در ذهن و تفكر خود آنها را خلق كردند و در «راكب» جمشيد خانيان، مخاطب به نظاره فداكاري خواهري مي‌نشيند كه برادرش براي احقاق حقوق مردم ديار و سامان خود در برابر حاكمي ظالم و خونريز، يكه و تنها به مقاومت مي‌پردازد و در راه اين آرمان سترگ خود، شربت شهادت را مي‌نوشد.

منظر نظري بر شكوه تفكر و انديشه كارگردان
اما اين نوشتار زيبا در ساحت نمايشنامه اگر توانسته تا اين حد اقبال مخاطبان داخلي و بين‌المللي را به خود جلب كند در كنار توفيق قلم نويسنده خود، سهم بزرگي را مديون كوروش زارعي در مقام كارگردان اين نمايشنامه است. زارعي به عنوان سرپرست گروه نمايشي «آيين» طي بيش از دو دهه حضور مستمر در جريان توليدات نمايشي كشور، نام و آثارش بيشتر با توليدات نمايش‌هاي مذهبي گره خورده است اما اين بار وي با رجعت به تفكر و انديشه زيبايي شناسانه خود در امر بهره‌گيري از آيين‌ها و خرده روايت‌هاي آييني و نمايش ايراني، بار ديگر قدرتش را در امر بهره‌گيري صحيح از داشته‌هاي ملي براي توليد اثري ايراني با مفاهيم جهاني به رخ مي‌كشد.
زارعي در كارگرداني نمايش «راكب» بر خلاف اغلب كارگردانان تئاتر كشورمان به دو مقوله حساس موسيقي و طراحي صحنه نگاهي حاشيه‌اي نداشته است و موسيقي و طراحي صحنه‌اي را در اين اثر به كار گرفته است كه هر مخاطبي را با هر نوع نگرش و جهان‌بيني به خود جذب مي‌كند و او را به تأمل وامي‌دارد كه در پس اين نواهاي اسرارآميز جنوب كشورمان و در عقبه اين طراحي صحنه كاربري چطور مي‌توان به روايتي دست يافت كه با حذف اين دو عنصر (موسيقي و طراحي صحنه) تماميت مفهوم يك اثر نمايشي را به خسران سپرد. بله، بدون شك موسيقي و طراحي صحنه نمايش «راكب» نه تنها بازتاب دهنده شكوه تفكر و انديشه كارگردان اين اثر است كه در مواجهه نمايش با مخاطب در بطن اثر تبديل به شخصيت‌هاي نمايشي مي‌شود كه بخش اعظمي از روايت داستان را بر دوش مي‌كشند به طوري كه اگر اين دو عنصر از نمايش «راكب» حذف شوند بدون شك اين اثر تئاتري در منطق روايي خود براي همذات پنداري با مخاطب به زباني الكن بدل مي‌شود كه فهم آن براي هيچ تماشاگري امكانپذير نخواهد بود.

«راكب» برگ برنده‌اي براي كارنامه تئاتر آييني كشور
بدون هيچ شك و شبهه‌اي نمايش «راكب» با حضور عواملي حرفه‌اي بار ديگر اين نكته هميشه مغفول در هنر نمايش ايراني و ملي را به اثبات مي‌رساند كه براي توليد نمايش ايراني و معرفي هنر تئاتر ملي به جهانيان، نبايد چشم و گوش بسته تنها مقلد شيوه‌هاي غربي در ساحت كارگرداني و بازگوكننده ديالوگ‌ها و گفتار آثاري باشيم كه تنها به مدد ترجمه به فارسي قابل گفتار هستند اما در امر ارتباط‌گيري، پاسخ دهي به سؤالات ذهني، روحي و رواني مخاطب ايراني و اغناي حس زيبايي شناسي وي عقيم و بي‌تأثير خواهند بود. اجراي نمايش «راكب» به عنوان آغازگر فصل جديد اجراهاي عمومي تئاتر در كشور و عجين شدن آن با بهار طبيعت نويدبخش بهاري براي تئاتر كشور بود كه مدت‌ها در غم غربت پاييزي بهره‌گيري از مفاهيم ملي و استعانت از داشته‌هاي آييني و ميهني، مخاطبان را دست خالي از تالارهاي نمايشي به خانه‌هايشان مي‌فرستاد. در كلامي ساده‌تر بايد اذعان كرد و با صدايي بلند و رسا گفت كه «راكب» نمونه موفقي است براي فخر‌فروشي آيين‌هاي ايراني به اساطير يوناني كه سال‌هاست به مواجبگير بي‌اجر و پاداش تئاتر ملي كشور بدل شده‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار