
امريكا طي روزهاي گذشته شاهد سلسله حوادثي بود كه در مهمترين مورد آن يعني وقوع دو انفجار در شهر بوستون كه هنگام برگزاري مسابقات دو ماراتن انجام شد، دستكم سه نفر كشته و بيش از ۲۰۰ نفر نيز زخمي شدند. اگر چه افبيآي توانسته دو نفر را به عنوان مظنون معرفي كند كه يكي از آنها طي درگيري خياباني كشته شد، اما اين پرسش هنوز وجود دارد كه عامل يا عاملان اين انفجارها و سلسله كشتارها كجا هستند؟ اين سؤالي است كه از دكتر احمد دوستمحمدي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران پرسيدهايم. وي تحصيلات خود را در امريكا تكميل كرده و از اين منظر نسبت به فرهنگ و تحولات امريكا از نزديك آشنا است.
به نظر ميرسد در حال حاضر انفجارهايي كه در بوستون صورت گرفته خيلي متفاوتتر از حوادث و انفجارهاي ۱۱ سپتامبر است وحتي بعضي از كارشناسان داخلي ميگويند كه اين حادثه احتمالاً از داخل امريكا بوده است، ميخواهيم ببينيم كه آيا اين امكان وجود دارد و چنين چيزي ممكن است؟
اين احتمال وجود دارد كه انفجارهاي بوستون كار دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي امريكا باشد و اين دستگاهها در آن دخالت داشته باشند. در جريان حادثه مدرسه سندي هوك كه در امريكا رخ داد و حدود ۳۰ يا ۴۰ نفر دانشآموز و معلم كشته شدند اين احتمال مطرح شد. الان اگر شما به سايتهاي معتبر مراجعه كنيد ميبينيد كه در اين سايتها مقالات متعددي وجود دارد كه بنابر روايتهاي رسمي و گزارشهاي دولتي نشان ميدهد كه دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي امريكا در حادثه مدرسه سندي هوك دست داشتهاند.
ديده ميشود كه امروزه در امريكا به بهانه مبارزه با تروريسم نوعي جو پليسي بر جامعه حاكم شده است و جامعه امريكا در داخل ميليتاريزه شده است. بسياري از نويسندههاي بومي در اين رسانهها مينويسند كه در حال حاضر از امريكا با عنوان دولت پليسي امريكا (Police State of America) ياد ميشود. در واقع اين به يك واژه مرسوم در جامعه امريكا تبديل شده است. يعني جامعه نظامي شده در كشور امريكا حاكم شده است. علتش هم اين است كه امريكاييها براي مبارزه با تروريسم نيازمند بهانه هستند و دارند اين كار را انجام ميدهند.
همانطور كه براي مبارزه با تروريسم جريان سنديهوك را بهوجود آوردند تا بتوانند جامعه پليسي در امريكا را هر چه بيشتر تشديد كنند و از اين طريق هر چه قويتر به كنترل اوضاع جامعه بپردازند. مخصوصاً كه با جنبش ۹۹ درصدي كه بهوجود آمد مبارزه و والاستريت را سركوب كنند.
يعني انفجارهاي بوستون هم به اين مسئله مربوط است و دولت امريكا دست به چنين كاري زده است؟ قضاوت كردن در مورد بوستون زود است. بايد صبر كرد تا ديد از داخل خود جامعه امريكا چه چيزي بيرون ميآيد. همان طور كه در مورد موضوع سندي هوك از داخل خود جامعه امريكا، آن حرفها را زدند و گفتند كه خود دولت اولين و اصليترين متهم است. يعني بايد نگاهها به سمت دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي امريكا باشد تا جايي ديگر.
در مورد حادثه بوستون ما اگر الان از دور بخواهيم قضاوت كنيم شايد يك مقداري زود باشد. اما باتوجه به قرائن و شواهدي كه وجود دارد اين احتمال را ميدهيم كه در جريان انفجارهاي بوستون هم دستگاههاي امنيتي امريكا دخالت داشته باشند. چراكه انفجار در خط پايان مسابقهاي كه دوربينها در آنجا زوم كرده بودند و درست در مقابل چشم دنيا قرار گرفته بود، اتفاق افتاد. اين احتمال هست كه آنها ميخواستند اين را به دنيا نشاندهند كه جامعه امريكا در معرض تروريسم قرار دارد تا در جامعه امريكا بهانهاي پيدا كنند كه جنبشهاي اشغال والاستريت را كه هر روزه درحال گسترش در جامعه امريكاست، كنترل كنند.
اما به نظر ميرسد كه در حال حاضر تظاهرات و جنبش ۹۹ درصدي خيلي كم شده است. شما نظر ديگري داريد؟ خير، جنبش والاستريت به پايان نرسيده است. با اينكه خيليها فكر ميكنند جنبش اشغال والاستريت از بين رفته است اما اينگونه نيست. اگر الان به سايتهاي امريكايي مراجعه كنيد، به هرحال ميبينيد كه مقالات فراواني وجود دارند كه به اين موضوع پرداخته است.
موضوع ديگري كه من بايد در مورد جنبش اشغال والاستريت بگويم اين است كه در حال حاضر دولت امريكا با جنبش والاستريت به عنوان گروهي تروريستي برخورد ميكند. به عنوان مثال در رسانههاي امريكايي آمده است كه افبيآي و دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي امريكا نيروهاي جنبشهاي اشغال والاستريت را گروههاي تروريستي تلقي كرده و آنها را مورد آزار و اذيت قرار ميدهند. بنابراين چنان كه گفته ميشود جنبش اشغال والاستريت كاهش پيدا كرده است، اصلاً اين طور نيست بلكه برعكس جنبش در حال حركت و با فعاليت كامل است و با اينكه دستگاههاي امنيتي امريكا آن را كنترل ميكنند ولي اين موضوع خيلي عميقتر و گستردهتر از آن است كه بتوان آن را كنترل كرد. بنابراين در جامعه امريكا ميبينيم كه جنبش اشغال والاستريت در حال جوش و خروش كامل است. حتي به نظر ميرسد كه جامعه امريكا در آيندهاي نه چندان دور با يك انقلاب مواجه شود. چون امروزه ديگر نميشود جلوي فضاهاي مجازي را گرفت. فعالان اين عرصه در حال خبررساني و در حال برگزاري نشستهاي زيادي هستند. مثلاً در طول ۱۰ روز اول ماه آوريل ۱۶ جنبش اعتراضي شكل گرفته كه با والاستريت مرتبط بوده كه در سراسر امريكا برگزار شد. يعني طي ۱۰ روز جنبش اعتراضي شكل گرفته است.
اين آمار تكاندهنده است و اين نشان ميدهد كه وسعت اعتراضات بسيار گسترده است ولي اين فعاليتها منعكس نميشود به اين دليل كه امريكاييها نميگذارند كه اين خبرها به بيرون از كشور درز پيدا كند.
آيا احتمال فروپاشي امريكا از طريق جنبشهاي جداييطلب ايالتها وجود دارد ؟ خير اين امكان وجود ندارد. چون مردم امريكا به تجزيه كشور اعتقادي ندارند. مردم مشكلاتشان فقر، مسائل اقتصادي و مشكلات معيشتي است. در جريان جنبش ۹۹درصدي هم مشكل همان نظام ناعادلانه سرمايهداري است. چون پول و سرمايه در دست يك عده متمركز شده كه اكثراً محافل صهيويستي و سرمايهداري هستند. اين نظام، نظام عادلانهاي نيست. از اين رو مردم با نظام ظالمانه سرمايهداري مشكل دارند. جنبش ۹۹درصديها هم يك جنبش اجتماعي است و به دنبال اصلاحات اجتماعي است تا ثروت در دست يك درصد انباشته نباشد و توضيح عادلانه شكل بگيرد.