علت مخالفت نگارنده از اقتصاد آزاد، مخالفت با آزادي نيست. در نگاه اقتصاددانان ليبرال، آزادي في نفسه خوب است و مشكلات را حل ميكند ولي به عقيده نگارنده خوب يا بد بودن آزادي را درستي يا نادرستي رفتاري تعيين ميكند كه قرار است آزاد گذاشته شود.
آزادي همواره مثبت نيست، ممكن است آزادي منفي باشد، اگر نامولدها آزاد باشند، اقتصاد ايران نجات پيدا ميكند يا هلاك ميشود؟ وقتي ميخواهيم در مورد اقتصاد ايران صحبت كنيم بايد ببينيم بازار در اقتصاد ايران با سلطه چه كساني ميچرخد؟ وقتي نامولدها حكومت بر بازار را در اختيار دارند، آيا باز هم اقتصاد آزاد ليبرال، نسخه نجات اقتصاد ايران است. تعجب در اين است كه ليبرالهاي محترم، تجربههاي ويرانكننده تشديد ركود تورمي حاصل از ايدههاي ليبرال خود را در اقتصاد ايران مشاهده كردهاند ( حذف يارانهها و سياستهاي تعديل ساختاري) و آنها را چه شده است كه باز هم آزادي اقتصادي را في نفسه مطلوب ميدانند. من با آزادي مخالف نيستم، با آزادي منفي مخالفم، با آزادي اقتصادي بايد مخالفت كرد كه نتيجهاش تحقير بيشتر مولدان است، با آزادي بايد مخالفت كرد كه ظرفيتهاي داخلي اقتصاد ايران را براي سودبردن مافياي واردات و دلالان بلااستفاده نگه ميدارد، با آزادي بايد مخالفت كرد كه اخلاق را از اقتصاد ايران دور ميكند و اساساً رنگ و بويي از همكاري و تعامل مثبت در آن وجود ندارد و پولداران به واسطه داشتن پول، صاحبان انديشه و خلاقان را تحقير ميكنند و. . .
اقتصاد ايران، اقتصاد اسميتي نيست كه دست نامرئي آن مثبت باشد، بلكه دست نامرئي همان دست زياده خواهان و نامولدان است و امروز در اقتصاد ايران، افراد به جاي آنكه مولد باشند، ترجيح ميدهند با شعار اقتصاد ليبرالي وحركتهاي غير مولدانه سرمايههاي خود را صد چندان كنند، چراكه سرمايه گذاري را در نامولدگري ديدهاند، اين يعني دست نامرئي موجود در اقتصاد ايران، منفي است...
دست نامرئي چيست؟ دست نامرئي، همان اراده يك ملت است، اميد يك ملت را ميرساند، تفكرات يك ملت را نشان ميدهد، آن چيزي است كه همگان را به دنبال خود ميكشاند. پول چيزي است كه همگان را به سمت خود ميكشاند، زماني كه راههاي درآمدي به علت ساختارهاي ناسالم اقتصاد ايران به نفع قاچاق و واردات و دلالي است، دست نامرئي هدايتگر افراد به مسيرهاي كثيف درآمدي خواهد شد وتوجيه آن بسط و گسترش اقتصاد آزاد است. آيا در چنين شرايطي بايد به دست نامرئي منفي احترام بگذاريم و آن را با اسم اقتصاد ليبرالي آزاد نگه داريم؟
اينكه مولدان آزاد باشند تا آزادانه به خلق ثروت بپردازند بسيار با آزاد بودن نامولدها فرق ميكند، به ميزاني كه نامولدان آزاد باشند، مولدان بيشتر در اسارت در ميآيند. اگر نجات يك ملت را در قوي بودن توليد آن ملت بدانيم، بايد با نامولدها برخورد كنيم، به جاي آنكه مرتباً به مولدها شوك دهيم به نامولدها شوك دهيم، قدرت و ثروت آنها را بگيريم و به نخبگان ابزاري و فكري بدهيم و نهاد توسعه مردمي تأسيس كنيم كه اين نخبگان مديران آن باشند. زماني كه به نامولدها شوك ميدهيم، دست نامرئي منفي هلاك ميشود، هلاك شدن دست نامرئي منفي زمينهساز ايجاد دست نامرئي مثبت است، چراكه بالاخره يك ملت به دنبال پول است، وقتي يك مسير درآمدي بسته شد و تنها مسير درآمدي توليد شد، دست نامرئي، مثبت ميشود و اينجاست كه ميتوان از اقتصاد آزاد صحبت به ميان آورد. . . آزادي خوب است كه به دست نامرئي مثبت اجازه آزادي بدهد.